.
دست نوشته های یک خدمتگزار
» یاحسین جمعه بیست و هفتم دی 1392 11:45
 

حلقوم ها را می‌توان برید اما فریادها را هرگز، فریادی که از حلقوم بریده برمی‌آید، جاودانه می‌ماند.

شهید سید مرتضی آوینی

نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: | لينک ثابت

» عزیزم شرمندتم جمعه بیست و هفتم تیر 1393 2:46

نمیدونم امروز چه اتفاقی افتاده ولی از عصر امروز تا حالا بارها ناخوداگاه نامت و فضائلت و کردارت در جلسات مختلف بر زبانم جاری شده، حتی در مجمع بزرگ قرآنی امشب. شاید دلت برا ما گنهکارا تنگ شده باشه که اومدی سراغم ولی یادت باشه هنوزم فراموشت نکردم!

عزیزم آخه من باید چیکار میکردم ک تو میخواستی! گفتی بخون، خوندم. گفتی برو، رفتم. گفتی عمل کن، عمل کردم. گفتی بساز، ساختم. گفتی صبور باش، صبور بودم. گفتی مبارزه کن، مبارزه کردم. گفتی مرد باش، مرد بودم. گفتی خدا رو هیچ وقت فراموش نکن، همیشه سعی خودمو کردم. گفتی باهاش باش، باهاش بودم. گفتی مسیر رو همچنان طی کن، طی کردم...

عزیزم نمیگم خسته شدم. نمیگم کم آوردم. نمیگم دوباره تنها شدم. نمیگم دستم خالی شده. مثل همیشه نمیگم از کسی انتظاری دارم؛ خودتم میدونی من هیچوقت از کسی انتظاری نداشتم و نخواهم داشت و برا کسی کار نکردم و نخواهم کرد ولی هنوزم ک هنوزه داغ کار اون شبت آتیشم میزنه!! این دردو تا عمر دارم نمیتونم تحمل کنم و تا عمر دارم شرمندتم. شرمنده از اینکه نتونستم اون چیزی ک ازم انتظار داشتی و ازم می خواستی رو عملی کنم. من حتی هنوزم تو خودم موندم چ برسه ب اینکه بتونم اون مسیر طولانی و دشوار رو تحمل کنم ولی تو این شب باعظمت، گلم بهت قول میدم هم فراموشت نکنم، هم تا آخرین نفسم به مسیرم ادامه بدم. میدونم ک دعام میکنی و میدونم ک همیشه بهم توجه داری.

امیدوارم بتونم در تمام عمرم پاسخ بوسه ای ک نیمه شب به دستم زدی رو بدم.

عزیزم برام دعا کن. این روزها خیلی گرفتار و محتاجم.

فدات                                                               

نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: | لينک ثابت |

» آشنایی با قرآن چهارشنبه چهارم تیر 1393 23:9

ماه مبارک رمضان در راه هست.

باید فرصت ها را غنیمت شمرد. بهترین فرصت جهت استفاده از فهم و معنویت و بصیرت همین ماه مبارک ست. بانیان فرهنگ و بانیان قرآن می بایست در این ماه مبارک بیش از سایربن دغدغه داشته باشند. خوشبختانه برنامه های خوب فرهنگی و قرآنی در مسجد جامع شهرستان بندرگز در حال شکل گیری می باشد. انشاءالله ما هم به نوبه خودمان برنامه های فرهنگی و قرآنی را در حد بضاعتمان برگزار خواهیم کرد. برنامه ای که طرح ریزی شده ست برنامه ای ست کاملا جدید و هدفمند به نام برنامه «آشنایی با قرآن» که در شب های ماه مبارک رمضان در مسجد جامع شهرستان بندرگز برگزار خواهد شد.

بطور خلاصه عرض کنیم این برنامه می خواهد بستری را فراهم نماید جهت رسیدن به درک و مفاهیم قرآن که زمینه ساز عمل به آن در زندگی روزمره شود. درواقع با استفاده از قطعات ناب تلاوت اساتید و قراء مشهور جهان اسلام در موضوعات مختلف قرآنی، نه تنها می خواهیم به بررسی روخوانی، تجوید و الحان قرآنی در تلاوت قرآن بپردازیم؛ بلکه زیبایی های لفظی و معنوی روح تلاوت را به رخ مستمع بکشیم.

این کار، شدنی ست ولی حمایت همه جانبه دوستان را می طلبد. به همین دلیل بنده به عنوان خادم جوانان در این برنامه ها چند درخواست را از بانیان مسجد جامع بخصوص امام جمعه محترم دارم که امید ست مورد توجه دوستان قرار گیرد.

1. مدیریت زمان در برنامه های شب(مهمترین مسئله)

از آنجا که شب ها بسیار کوتاه ست و فضای مسجد هم با کمترین جمعیت گرم می شود و موجب فرار مردم، برنامه ها را کوتاه، مختصر و مفید انجام دهند که زمان مفید برای ارائه برنامه قرآنی آخر شب فراهم گردد. نماز جماعت مقداری زودتر، سخنرانی واعظ محترم مقداری کوتاه تر و همچنین دعای افتتاح زودتر، سریعتر و بدون وقفه قرائت شود.

2. حضور بزرگان شهر در جلسات قرآنی

هرچند حضور چهره های قرآنی در مراسمات موجب جذب جوان و نوجوان می شود، ولی حضور و توجه بزرگان شهر در جلسات قرآن موجب جذب حداکثری و تشویق فراتر از انتظار جوانان و مردم می شود.

3. حمایت مالی از جلسات قرآن مانند حمایت از سایر برنامه های ماه مبارک رمضان

حمایت مالی از سوی ادارات و نهادها می تواند موجب تشویق شود. حتی با خرید یک بسته شکلات و یا تعدادی جوایز انسان می تواند موجبات جذب جوان و نوجوان را فراهم آورد.هرچند به نظر می رسد در این زمینه مشکل خاصی وجود نداشته باشد.

در پایان از تمامی عزیزانی که بانی شده اند و بدنبال ترویج معارف قرآنی و جذب جوان و نوجوان در پای جلسات قرآن هستند و همواره دغدغه برنامه های فرهنگی و قرآنی دارند، از همه جوانان فعال و مبلغ و از همه مردم عزیز و ولایتمدار و حامی قرآن بخصوص از ریاست محترم ستاد نمازجمعه؛ جناب آقای حاج خسرو اسدپور و سایر دوستان تشکر و قدردانی می کنم.

و من الله التوفیق


برچسب‌ها: آشنایی با قرآن, انس با قرآن, درس هایی از قرآن, محفل قرآنی
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: | لينک ثابت |

» اوصاف علامه مصباح یزدی در بیانات مقام معظم رهبری دوشنبه پنجم خرداد 1393 11:0

رهبر معظم انقلاب اسلامي با حضور در منزل آیت الله مصباح یزدی 89/11/20

بنده هم به سهم خودم قدر آقاي مصباح را مي‌دانم. واقعا مي‌دانم كه ايشان در كشور و براي اسلام چه وزنه‌اي هستند و حقا و انصافا ما امروز نظير ايشان را – حالا به اين تعبير بگوييم – خيلي نادر نظير آقاي مصباح ممكن است وجود داشته باشد با اين وزانت علمي و عمق علمي و احاطه و وسعت و با اين آگاهي و بينش و صفا.

... اين سه جهت در ايشان جمع است؛ هم علم، هم بصيرت به معناي حقيقي كلمه و هم صفا. اين سه تا با هم در وجود ايشان خيلي ارزشمند است.

به ایشان به عنوان یک فقیه، فیلسوف، متفکر و صاحب‌نظردر مسایل اساسى اسلام ارادت قلبى دارم.

http://www.seghlain.ir/upload/uploads/1426151366.jpg

اگر خداى متعال به نسل کنونى ما، این توفیق را نداد که از شخصیتهایى مانند علامه طباطبایى و شهید مطهرى استفاده کند، اما به لطف خدا این شخصیت عزیز و عظیم‌القدر، خلاء آن عزیزان را در زمان ما پر مى‌کند.

از برجستگان رجال علمى و چهره‏هاى موجه عالم تشیع؛ از برکات ماندگار حوزه‏ ى علمیه‏ ى قم و از چهره‏ هاى موصوف و معروف به علم و عمل و جد و ابتکار مى‏باشید، داراي احاطه و نکته‏ دان.

خوشبختانه یکى از موفقیتهاى آقاى مصباح‏ یزدى در قم این است که ایشان برخلاف خیلى از فضلاى ما که فضلشان در خودشان منحصر مانده، فضلش در شاگردانِ خوب سرریز شده است.

این مؤسسه ی خوب، جامع و کامل می تواند از لحاظ تلاش پیگیر، خستگی ناپذیر، خالصانه و عالمانه الگویی برای حوزه باشد.

آیت الله مصباح یک فقیه، متکلم، فیلسوف، مفسر و زمان شناس بصیر است. از همه این ها مهمتر جزء شخصیت های برجسته ای است که هیچگاه در تقدم نظام بر خود تردید نداشته و در این راه بدون لحاظ داشتن موقعیت علمی خود به دل خطر رفته و گاهی یک تنه با «خناسان مسلط» مصاف داده است.

بنده به سهم خودم قدر آقاي مصباح را مي‌دانم. ايشان در كشور و براي اسلام وزنه‌اي هستند و حقا و انصافا ما امروز نظير ايشان را – حالا به اين تعبير بگوييم – خيلي نادر نظير آقاي مصباح ممكن است وجود داشته باشد.

... اين محبتي كه ابراز مي‌شود بر مي‌گردد به لطف حضرت‌عالي، و سرچشمه جوشان محبت و التفات شما نسبت به ما سرازير مي‌شود در همه خانواده و مجموعه فرزندان و اهل و همه.

هر چه از آن پخش شده و من گوش كردم واقعا انسان استفاده مي‌كند. در ماه مبارك رمضان كه سخنراني ايشان عصرها پخش مي‌شد من غالباً گوش مي‌كردم و بهره مي‌بردم.

بله! دعا كنيد كه خداوند هدايت كند ما را. يادتان هست كه من يك وقت در زمان رياست جمهوري به شما عرض كردم كه نياز الان من به كمك معنوي خيلي بيش‌تر از سابق است. جناب‌عالي خدمت آقاي بهجت(ره) رسيديد و پيغام رسانديد كه كمكي كنند و بعد از آن ايشان دو تا نامه فرستادند كه من آن نامه‌ها را دارم و الحمدلله اين كمك‌ها وجود داشته و ما قدر مي‌دانيم.

القابي كه رهبري در توصيف علامه مصباح یزدی بكار گرفته اند:

شخصیت عزیز و عظیم‌القدر، فقیه، فیلسوف، متفکر و صاحب‌نظر در مسایل اساسى اسلام، داراي حرف رسا و منطق قوي و مستحكم، متکلم،‌ مفسر و زمان شناس بصیر است، مصاف یک تنه با «خناسان مسلط»، همواره بر مدار حق ، نظير ايشان خيلي نادر ،  وزنه‌اي براي اسلام و كشور، از برجستگان رجال علمى و چهره‏ هاى موجه عالم تشیع، از برکات ماندگار حوزه‏ ى علمیه‏ ى قم و از چهره‏ هاى موصوف و معروف به علم و عمل و جد و ابتکار، از آغاز تأسیس آن حوزه‏ ى علمیه در اندیشه‏ تعالى و تکامل پیوسته‏، احاطه و نکته‏ دانى آن جناب.

التماس دعآ


برچسب‌ها: مقام معظم رهبری, علامه مصباح یزدی
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: | لينک ثابت |

» من هم حاج مهدی قاسمپور را دوست دارم دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393 18:53

شاید تمامی مطالبی که بنده از ابتدای سال 87 تاکنون در این سنگر فرهنگی و تربیتی عنوان کردم، به عدد انگشتان یک دست نرسد که بخواهم در طول این 6 سال از عزیزی تعریف و یا تمجید کنم ولی احساس می کنم هر از چند گاهی ضرورت ایجاب می کند از برخی چهره های ارزشی یادی کنیم و حداقل کاری که می توانیم انجام دهیم اینکه خوبان را فراموش نکنیم؛ ولی متأسفانه گاهی اوقات نه تنها فراموش می کنیم، بلکه آنها تخریب کرده و شاید هم زیر سم ستورانمان مثل حیوان نجیبی همچون اسب، آن ها را له می کنیم، غافل از آنکه مَثَل چهره های مخرب، خود، مَثَل اسب ست که به فرموده قرآن کریم همواره مانند اسب به شیطان سواری می دهند ولی غافل از همراهی که بر دوش دارند!!

http://www.seghlain.ir/upload/uploads/1416936886.jpg

یکی از عزیزانی که بنده چند سالی ست خیلی به محضر مبارک ایشان ارادت دارم و همواره از مریدان و شیفتگان نماز و رفتار و کردار و همچنین سخنرانی های جوان پسند ایشان بوده ام و خواهم بود، روحانی جوان و بافضیلت حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج مهدی قاسمپور(دامت توفیقاته) می باشد. ایشان چهره ای کاملا مکتبی و ولایی و ارزشی و مقید به انجام فعالیت های تربیتی و فرهنگی و از طلاب ارزشمند حوزه علمیه امام محمد باقر(سلام الله علیه) شهرستان بندرگز و از شاگردان برجسته استاد گرانقدر و خطیب توانا حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای محمدی؛ امام جمعه محبوب شهرستان بندرگز می باشد.

عزیزی که نه تنها چهره های مذهبی، بلکه جوانان غیرمسجدی و بازاری هم نسبت به ایشان ارادت دارند. به نظر بنده هرکسی می تواند جوان جذب کند، یا جوان را به سمت منبر و محراب و فضائل اخلاقی و تربیتی سوق دهد ولی هنر این روحانی باوقار و مخلص، نه تنها جذب جوانان پرشور به سمت مکتب اسلام و قرآن و عترت (علیهم السلام) ست، بلکه ایشان جوانان را پای ارزش های اسلامی ثابت قدم نگه داشته اند و این یک هنر بزرگی ست که شامل حال کمتر کسی می شود!!

به نظر بنده از دید روانشناسی ابتکار عملی که این عزیز بزگوار در جذب جوانان دارند اینست که با جوانان از جنس خودشان با توجه به خواسته درونی شان سخن می گوید و وقتی که جوان بیرونی جذب ظواهر مسجد و هیئت و حسینیه شد به مرور زمان بر عقائد و دین داری جوانان تأثیر می گذارد و این کار بسیار سخت و البته شدنی ست که ایشان به خوبی از عهده این مسئولیت سنگین برآمده اند؛ ولی متأسفانه برخی چهره های ظاهر الصلوه و کج فهم متوجه نمی شوند ایشان چه مسئولیت بزرگی را برعهده گرفته اند و با چه سختی و مشقت فداکارانه از جیب هزینه می کنند که جوانان را جذب نماید...!!

نکته مهم دیگر فعالیت این عزیز بزرگوار ایجاد وحدت میان هیئت هاست. درواقع با راه اندازی هیئتی که ایشان بانی اصلی آن بوده اند، نه تنها در کوچکترین مراسمشان جمعیت جوان بسیاری با شور و شعور حاضر می شوند و با عشق و تمام وجودشان پای منبر علمای دین می نشینند، بلکه توجه ایشان به سایر هیئت ها نیز بسیار ست و ایشان خود و همراهان خود را موظف می کنند همواره در سایر هیئت ها نیز حضور فعال داشته باشند که این وحدت پابرجا بماند و این کار بسیار بزرگ و ارزشمندی ست. ولی متاسفانه در برخی اوقات مشاهده شده ست برخی دوستان جاهل و کم ظرفیت با حسادت و نفاق و رفتارهایی بسیار ناشایست قصد تخریب این عزیز بزرگوار را داشته اند.

البته ناگفته نماند تخریب چهره های مکتبی و دینی در سطح شهر همواره وجود داشته ست و خواهد داشت ولی چهره های مکتبی و ارزشی باید بیشتر حواسشان را جمع کنند و دقت بیشتری کنند که از رفتار و کردارشان سوء استفاده نشود! درواقع دشمنان اسلام بدنبال همین کارشکنی ها هستند که سردمداران اسلام را تخریب نمایند و البته برخی دوستان ناخواسته به دام دشمنان افتاده اند و فریب خورده اند و در جایی دیگر دشمنان می خواهند موجب تفرقه و نفاق در میان امت اسلامی شوند تا بتوانند شبهه های ضد اسلامی خود را راحت تر در ذهن جوانان مان القا نمایند و یقینا چهره های مکتبی و مذهبی شهر نه تنها از اهداف اسلامی شان کوتاه نخواهند آمد، بلکه با روحیه حماسی و پشتکار و البته دقت و ظرافت بیشتری به فعالیت های تربیتی و فرهنگی خود ادامه خواهند داد که البته با پیام نوروزی حضرت آقا مقام معظم رهبری(حفظه الله) امسال بیشتر از سال های گذشته نیاز به فرهنگ اسلامی در جامعه ضرورت پیدا کرده ست.

برای حاج مهدی عزیز و سایر رفقا آرزوی توفیق روزافزون دارم. یقینا ایشان از مطلبی که بدون اجازه و بدون اطلاع ایشان نوشتم مطلع خواهند شد. امیدوارم این عزیز بزرگوار جسارت بنده را به بزرگواری خودشان ببخشند...

تصاویری از حجت الاسلام والمسلمین حاج مهدی قاسمپور را در ادامه مطلب مشاهده بفرمایید.

التماس دعآ


برچسب‌ها: حجت الاسلام والمسلمین حاج مهدی قاسمپور
ادامه مطلب
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: | لينک ثابت |

» نیم کیلو باش ولی مرد باش!! چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 9:20
http://www.seghlain.ir/upload/uploads/1416425224.jpg

قابل توجه آن کسانی که فکر می کنند راه صحیح و خردمندانه رنگ عوض کردن تدریجی مانند جانوری به نام آفتاب پرست ست، عرض کنیم اینگونه با احتیاط و مرموزانه زندگی کردن و اینگونه منافقانه مسئولیت و ریاست را مانند شلواربند به کمر خود بستن نه تنها عاقبت بخیری ندارد، بلکه هم در دنیا رسوائی دارد و هم در آخرت سرشکستگی!

اینکه ما در طول سال از خود هیچ کار فرهنگی و قرآنی انجام ندهیم، اینکه فعالیت مان تنها حول محور زبان مان بچرخد، اینکه مانع فعالیت فرهنگی جامعه شویم، اینکه همواره به جوانان ارزشی سرکوفت بزنیم، اینکه همواره بدنبال تخریب چهره های مکتبی و ارزشی باشیم، نه تنها این رفتارها نشان دهنده بی دینی و بی معرفتی ست، بلکه نشان دهنده سد راه کردن در مقابل مقام والای ولایت ست.

وقتی رهبری معظم انقلاب در اولین روز سال جدید که مزین ست به نام « اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» در حرم مطهر رضوی فرمودند:

« آن جوان هایی که در بسیاری از شهرهای دیگر کار فرهنگی می کنند، با اراده ی خودشان، با انگیزه ی خودشان – کارهای بسیار خوبی هم از آنها ناشی شده است که از بعضی از آنها ما بحمدالله اطلاع پیدا کردیم – کار را هرچه می توانند به طور جدی دنبال کنند و ادامه بدهند. بدانند که همین گسترش کار فرهنگی در بین جوانهای مومن و انقلابی، نقش بسیار زیادی را در پیشرفت این کشور و در ایستادگی ما در مقابل دشمنان این ملت، ایفا کرده است»...

پس چرا بعضی آقایون مسئول که اتفاقا از دولت قبل به یادگار مانده اند بدنبال کارشکنی هستند و نمی خواهند فرمایش رهبری در عمل اجرا بشود؛ آن هم توسط جوانان معنوی و بابصیرت جامعه!!

به نظر بنده مشکل از جای دیگری ست. مشکل اصلی آن ست که برخی آقایون به مصلحت زمان قدم بر می دارند. هر دولتی که تغییر کرد، وجود مبارکشان را به بدنه آن دولت می چسبانند که به اصطلاح امروزی می گویند (چوب دو سر نجس)!!

به تعبیر حضرت آقا مقام معظم رهبری(حفظه الله):

«دوستان جاهل از نزدیک چهره اسلام را زشت کرده اند» و اهالی بصیرت و فرهنگ نباید بگذارند که اینگونه افراد جاه طلب و موقعیت طلب خواسته یا ناخواسته ریشه اسلام را بخشکانند...

آن کسانی که باید بدانند، بدانند!!

هر دولت محترمی که در جامعه اسلامی ما روی کار بیاید، چه این طرف باشد و چه آن طرف؛ یقینا با رأی مردم آمده ست و با حضور حماسی مردم انتخاب شده ست و یقینا مورد تأیید جمهوری اسلامی ست، در هر یک از این دولت ها، صدر و رأس مقام عظمای ولایت ست. چه برخی بخواهند و چه بعضی ها نخواهند. چرا که ولایت فقیه، از جانب خدای سبحان انتخاب گردیده ست و یک حکم الهی ست و یقینا همه دولت ها و تمام ملت عزیزمان به این مسئله واقفند.

فلذا دیگر ترس و دلهره نسبت به حمایت از ولی مطلق زمان معنا ندارد و آن آقایونی که فکر می کنند با سد راه کردن مقابل فعالیت های خودجوش فرهنگی و ولایت محور جوانان ارزشی جامعه که این فعالیت ها درواقع همان حمایت بی چون و چرا از مقام ولایت ست، می توانند جایگاه خود را در پست سازمانی تحکیم ببخشند، غلط فکر کرده اند. چرا که میز و صندلی را اگر خدای سبحان بخواهد از انسان می گیرد و اگر نخواهد حتی برگ هم از درخت نمی افتد و بندگان همه وسیله اند!!

به فرموده حضرت علامه مصباح یزدی(حفظه الله):

اگر کسي بر خدا توکل کرد ديگر نبايد از غير او بترسد. زيرا قدرت خدا غالب بر همه قدرت‌هاست و اگر او بخواهد، به انسان ضرري وارد مي‌شود وگرنه هيچ کس نمي‌تواند ضرري به ديگري برساند)وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلاَ رَآدَّ لِفَضْلِهِ؛ و اگر خدا به تو زيانى برساند، آن را برطرف‏ كننده ‏اى جز او نيست، و اگر براى تو خيرى بخواهد، بخشش او را ردّكننده ‏اى نيست.(

بنا به دلایلی نظرات این پست تایید نخواهد شد!!

التماس دعآ


برچسب‌ها: حمایت از ولایت, ایستادگی, پایداری و مقاومت, جوانان ارزشی
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: | لينک ثابت |

» علی به قربان عشق علی شد دوشنبه چهارم فروردین 1393 22:1
اسم این کارم را دفاع از ناموس می‌گذارم/ در این مواقع هیچ کس پشت آدم نیست/ به عشق لبخند "حضرت آقا" جلو رفتم

"هیچ کس پشت آدم نیست! من به عشق لبخند حضرت آقا رفتم و این کار را کردم." این را جوانی 21 ساله، با دردی سرشار از بی مهری برخی مسئولین و جامعه از عمق قلبش میگفت. جوانی که طعم گس آهن آب دیده قمه را تا شاهرگ گردن و تارهای صوتی اش احساس کرده بود. همان جوانی که می‌گفت من اسم این کارم را دفاع از ناموس میگذارم!


علی خلیلی طلبه جوانی که برای دفاع از چند زن به کمکشان رفته بود و مضروب شده بود. همانی که 19بیمارستان او را برای درمان قبول نکردند و بعد از سکته مغزی و در کما رفتن خداوند به او جانی دوباره داد تا 2 سال دیگر چشم در چشم مردم شهر راه برود تا شاید کسی خجالت بکشد! اما....

اسم این کارم را دفاع از ناموس می‌گذارم/ در این مواقع هیچ کس پشت آدم نیست/  به عشق لبخند

ضاربان یا الان دیگر باید گفت قاتلانش آزاد اند و او بعد از 2سال گرفتاری به فیض شهادت نایل شد. نکته مهم و جالب توجه و البته حقیقت جامعه امروزی در آخرین مصاحبه این طلبه جوان باتقوا  و متدین اینست که؛

در این حوادث و اتفاقات هیچکس پشت شما نخواهد ایستاد. هیچکس پشت آدم نیست فقط خدا هست که پشت شما می‌ایستد. من در آن لحظه هم که با آنها درگیر شدم به هیچکس امید نداشتم فقط به عشق لبخند حضرت آقا جلو رفتم.

بنده وقتی خبر شهادت این طلبه جوان را شنیدم، با مشاهده چهره نورانی و نازنینش اشکم جاری شد. البته به نظرم فقط ایشان مظلوم نیستند! شاید خیلی از جوانان و دوستان ما هم مظلومند. جوانانی که برای پیشرفت جامعه اسلامی و فرهنگ اسلامی سالیان سال ست بصورت خودجوش و هدفمند همواره در عرصه های فرهنگی جهادگونه در سطح شهر تلاش می کنند، ولی عده ای نه تنها حمایتشان نمی کنند بلکه بخاطر منافع شخصی و یا سیاسی شان کارشکنی کرده و با ایجاد نفاق و تفرقه سعی در تخریب چهره های مکتبی و مذهبی در میان مردم و مسئولین و بخصوص جوانان دارند و دقیقا این همان چیزی ست که این شهید جوان در مصاحبه پخش نشده اش می گوید! عدم حمایت از سوی مسئولین و یا بهتر بگویم بی مسئولیتی و بی عاری و عدم دغدغه برخی مسئولین به مسائل فرهنگی و در نهایت تأثیرپذیری جامعه از روند رو به رشد غرب گرایی جوانان و نوجوانان و این بسیار خطرناک ست. 

ای زنده باد و جاودانه باد راه شهید علی خلیلی...

امیدوارم در سال جدید که مزین ست به سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی، دوستان با کمک مردم و مسئولین آستین های همت را بالا بزنند و آنچنانکه امسال بیش از سال هال های گذشته ضرورت ایجاب می کند، نسبت به مسائل فرهنگی و مدیریت جهادی جامعه بکوشند و این طلبه شهید را الگویی برای خود قرار دهند. امیدوارم خدای سبحان این شهید عزیز را با شهدای کربلا محشور گرداند و ما را نیز از شفاعتش محروم مفرماید.

التماس دعآ

برچسب‌ها: طلبه شهید علی خلیلی, شهادت, لبخند حضرت آقا
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: | لينک ثابت |

» اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 23:0

http://www.leader.ir/media/album/original/35293_408.jpg

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی بمناسبت آغاز سال ۱۳۹۳ هجری شمسی، با تبریک سال نو و نوروز به همه ی هم میهنان و ایرانیان عزیز در سراسر جهان بخصوص خانواده های معظم شهدا و ایثارگران و مجاهدان راه اسلام و ایران، سال جدید را سال «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» نامگذاری کردند.حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تقارن سال جدید با ایام شهادت بانوی بزرگ جهان اسلام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از خداوند متعال مسالت کردند: این تقارن، امکان بهره گیری مضاعف از انوار هدایت الهی و برکات فاطمی را برای ملت ایران فراهم سازد.ایشان در ترسیم افق سال نو، دو مسئله ی اقتصاد و فرهنگ را مهم تر از مسائل دیگر بر شمردند و تاکید کردند: برای تحقق شعار سال ۹۳ یعنی «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» تلاش مشترک مسئولان  و آحاد مردم ضروری است.حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به نقش اساسی و برجسته ی مشارکت و حضور مردم در «زندگی و سازندگی کشور» خاطرنشان کردند: هم در اقتصاد و هم در فرهنگ، کار بدون حضور مردم پیش نخواهد رفت و گروههای گوناگون مردمی باید با اراده و عزم راسخ ملّی در این عرصه ها نقش آفرینی کنند.رهبر انقلاب اسلامی افزودند: مسئولان هم موظفند با توکل به خداوند و با تکیه ی بر مردم، در هر دو عرصه ی اقتصاد و فرهنگ، مجاهدانه وارد میدان عمل شوند.ایشان تاکید کردند: آنچه در سال جديد پيش رو داريم، عبارت است از اقتصادى كه به كمك مسئولان و مردم شكوفايى پيدا كند، و فرهنگى كه با همت مسئولان و مردم بتواند سمت و سوى حركت بزرگ كشور و ملت ما را معين كند.حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر ضرورت استفاده از تجربه ها و عبرتهای گذشته در تصمیم گیری های آینده، به ارزیابی کیفیت تحقق شعار «حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی» پرداختند و گفتند: در سال ۹۲، حماسه سیاسی با حضور مردم و تلاش مسئولان در عرصه های مختلف نظیر انتخابات، راهپیمایی های بزرگ و عرصه های دیگر به بهترین شکل تحقق پیدا کرد و با دست بدست شدن قدرت اجرایی در کمال امنیت و آرامش، حلقه ی جدیدی از سلسله ی طولانی مدیریت کشور شکل گرفت. رهبر انقلاب مسئله اقتصاد را برای مردم و کشور مسئله ای مهم خواندند و با اشاره به برخی تلاشهای قابل تقدیر در زمینه ی حماسه ی اقتصادی افزودند: البته در سال گذشته حماسه اقتصادی به شکل مورد انتظار محقق نشد که لازم است این حماسه در سال جدید به وجود آید.ایشان «سیاستهای اقتصاد مقاومتی» را زیر ساخت فکری و نظری تحقق حماسه اقتصادی خواندند و تأکید کردند: در پرتو این سیاستها اکنون زمینه ی لازم برای تلاش مضاعف فراهم است.حضرت آیت الله خامنه ای در پیام نوروزی همچنین از خداوند متعال برای همه ی ایرانیان عزیز، جوانان، خانواده ها، کودکان و مردان و زنان این سرزمین پر افتخار، در سال جدید تنِ سالم، شادابی، آرامش روحی، محبت، پیشرفت و تعالی و سعادت آرزو کردند.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری[www.Leader.ir]


برچسب‌ها: مقام معظم رهبری, پیام نوروزی, سال 1393
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: | لينک ثابت |

» صالحین چگونه از دنیا می روند؟ جمعه هجدهم بهمن 1392 0:24
شب جمعه ست. شب توسل و نیایش. شب رحمت و مغفرت، شب استجابت دعا و البته شب یادآوری اموات و گذشتگان. بنده در چنین شبی می خواهم برای نخستین بار مطلبی را از جنس صالحین بنویسم و امیدوارم در چنین لحظاتی خدای سبحان عنایتش را از این بنده حقیر دریغ مفرماید...

امشب در اندیشه خود به یاد موضوعی افتادم که البته چند وقتی ست ذهنم را به خود مشغول کرده ست و آن اینکه براستی چگونه می شود انسان صالح را از انسان ناصالح تشخیص داد و چگونه می شود درست یا نادرست بودن مسیر زندگی را پس از عمری تشخیص داد؟!

به نظر بنده یقینا کسی نمی تواند از نیات و کردار باطنی اشخاص مطلع شود، حتی اگر به ظاهر بسیاری از موارد را به کرار مشاهده کند، چرا که فقط خدای متعال و معصومین هستند که می توانند از بطن نیات و اعمال انسان ها آگاه شوند. ولی آنچه که بنده به آن فکر می کنم اینست که شاید و یا قطعا در یک مورد بشود تشخیص داد که آیا یک انسان پس از عمری زندگی در این عالم جمع بندی اعمالش شایسته بوده ست یا خیر و آن چیزی نیست جز نوع مرگ انسان ها!!

بر اساس آیات قرآن کریم عده ای در کودکی، عده ای در نوجوانی و جوانی و عده ای نیز در میانسالی و پیری از دنیا می روند. اینکه انسان ها به شیوه های متفاوتی از دنیا می روند بحث مفصلی دارد که بنده تنها به مواردی از آن اشاره می کنم. برخی انسان ها بنا بر حکمت و مصلحت الهی و همینطور بر اثر اعمال و کردار خود با دنیا وداع کرده و به برزخ منتقل می شوند و برخی نیز پس از عمری طولانی و انشاءالله باسعادت. برخی با شهادت از دنیا می روند، برخی با سعادت و برخی هم شاید خدای نکرده با شقاوت...

نظر بنده بر اینست کسانیکه در دنیا ایمان و اعتقاد راسخ به آخرت داشتند و صبر پیشه کرده و پیرو حق و حقیقت بوده و در اعمال صالح همواره پیش قدم بودند؛ یقینا مرگشان نیز زیباست. هرچند شاید چندان پیدا نباشند ولی خدای سبحان گاهی اوقات می خواهد چهره پنهان و نورانی آنان را با مرگ زیبا آشکار نماید ولی کجاست چشم بینا و گوش شنوا!!

بنده هرچند نمی توانم تمامی عزیزانی که در شهرستان بندرگز با مرگ زیبایشان خود را نسبت به دیگران خاص کردند را معرفی نمایم ولی من باب تبرک در چنین شب عزیزی چند گلی از گلستان معرفت و تقوا را در این سنگر خاکی به یادگار می گذارم. باشد که مورد رضای امام عصر(ارواحنا فداه) قرار گیرد.

1. مرحوم سید مظفر جورس زاده

شخصی که در دوران قدیم در این شهر زندگی می کرد. شواهد حاکی بر آنست که ایشان فردی مومن و متقی و متدین و اهل نماز جماعت و مسجد و محراب بودند. براساس نوشته ای که بر سنگ قبر این مرحوم ست و به نقل از مرحوم صفیار نوروزیان(از چهره های متدین و بسیار متقی در دوران قدیم)، ایشان با دستان مبارک امام عصر (ارواحنا فداه) غسل داده شده و دفن شدند و اکنون مزار ایشان زیارتگاه مشتاقان و مردم شریف بندرگز ست...

2. مرحوم آیت الله اسدالله ربانی

موسس حوزه علمیه امام محمد باقر(ع) شهرستان بندرگز، اب الشهید آیت الله ربانی از چهره های انقلابی و اولین امام جمعه شهرستان بندرگز از علمای وارسته، شخصی متدین و حامی سرسخت قرآن و عترت(ع) و از شاگردان حضرت امام(ره) و آیات عظام بروجردی، طباطبائی، گلپایگانی،  کوهستانی و ... مولف کتب بسیاری از جمله فیض عرش، گوهرهای درخشان و برکات در فواید مراقبات می باشد. نمازهای جمعه و جماعات ایشان حقیقتا کم نظیر بود، به نحوی که حتی اگر یک روز ایشان بنا به دلایلی حضور پیدا نمی کردند مردم شهر بسیار ناراحت و نگران می شدند و همواره وابسته به ایشان بودند. مراسم قرآن بسر ایشان در شب های قدر همواره زبانزد بود. دروس اخلاق و تربیت اسلامی ایشان همواره مستمعین بسیاری را به خود جذب می کرد. حضرت آیة الله ربانی همواره صبح های جمعه مراسم دعای ندبه را در منزل شخصی خود برگزار می کردند و مردم نیز همواره حضور پرشور و چشم گیری در این مراسمات داشتند. نکته جالب توجه اینکه جوانان بسیاری چه در شهرستان بندرگز و چه در تهران شیفته کمالات و معنویات و سخنان ایشان بوده اند. ایشان برای آخرین بار به دعوت رسمی حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای محمدی(امام جمعه محترم شهرستان بندرگز) در میان استقبال گرم و کم نظیر مردم منطقه در اختتامیه جشنواره ملی کریم اهل بیت(ع) در مسجد جامع شهرستان بندرگز حضور یافته و به سخنرانی معنوی و حماسی پرداختند. حضرت آیة الله ربانی در روز میلاد باسعادت نبی مکرم اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع) دعوت حق را لبیک گفتند...

3. مرحوم حجت الاسلام والمسلمین عبدالله صفرطلب (شیخ عادلی)

ایشان انسانی بسیار ساده و بی آلایش، شیفته اهل بیت(ع)، فردی متدین و مذهبی و مقید به انجام نه تنها واجبات، بلکه مستحبات. انسانی وارسته که ابتدا در استان خراسان(زادگاهش) و سپس برای تحصیل درس طلبگی به نجف اشرف عزیمت کرد و مدت زیادی را در آنجا به تحصیل و تهذیب و همچنین تدریس پرداخت. سپس به شهرستان بندرگز عزیمت کرد و در جوار حضرت آیة الله ربانی(اولین امام جمعه شهر) در حوزه علمیه امام محمد باقر(ع) به تدریس ادامه داد. حدود 30 سال را در این حوزه هم زندگی کرد و هم تدریس. نه تنها طلاب و روحانیون بلکه تمامی مردم شهر از برکت وجود ایشان کسب فیض می کردند. نحوه فوت ایشان یکی از ماندگارترین لحظاتی بود که یقینا شامل حال هر کسی نمی شود. ایشان در ایام فاطمیه هنگام اذان ظهر در حوزه علمیه وضو گرفت و می خواست برود به بیمارستان شهداء بندرگز جهت برپایی نماز جماعت. پای راست خود را درون حجره طلبگی خود گذاشت که عبایش را بردارد و راهی نماز جماعت شود که همان لحظه ملک الموت جان او را گرفت. کارکنان بیمارستان منتظر حضور ایشان بودند که نماز جماعت را برپا کنند که ناگهان با جنازه این عزیز بزرگوار مواجه شدند...

4. مرحوم حاج سمیع الله مقصودی

پدر بزرگوار شهید نصرالله مقصودی، چهره ای متدین و مقید به دستورات دین و حامی قرآن که همواره حضوری فعال در محافل و جلسات قرآنی داشت. شخصی که همیشه در صفوف نماز جماعت و جمعه حضوری پررنگ داشت و عاشق اهل بیت(ع) بود. نکته جالب توجه اینکه ایشان در شب های ماه مبارک رمضان در جلسات قرآنی استاد حسن صیدآبادی که تمامی اعضای آن جوان و نوجوان بودند حضور پیدا می کرد و در کنار آنان می نشست و به تلاوت قاریان گوش می داد و حدودا ساعت 1 شب بهمراه استاد و سایر جوانان و نوجوانان راهی منزل می شد. ایشان در ماه مبارک رمضان و در صبح جمعه و در اول اذان صبح ندای حق را لبیک گفت. نکته جالب دیگر اینکه ایشان شب جمعه استاد حسن صیدآبادی را به بالین خود خواستند و استاد نیز سریعا حضور پیدا کردند. جملاتی بین این دو نفر رد و بدل شد و حاج آقای مقصودی در چنین شبی از پایان عمر خود سخن می گفت و منتظر ملک الموت بود و مهمتر اینکه ایشان تا آخرین لحظه عمر خود سخن می گفت و اذکار الهی را بر زبان جاری می کرد. پس از مرگ ایشان جمعیت بسیار زیادی به تشییع جنازه اش آمدند. تابوتش تا پایان نماز جمعه در شبستان مسجد جامع بود. پس از نماز جمعه بر جنازه اش نماز خواندند و در امامزاده حبیب الله(ع) دفنش کردند...

5. مرحوم حاج داوود دماوندی کمالی

اب الشهیدین حاج داوود دماوندی کمالی از چهره های متدین، باتقوی، فداکار و انقلابی و ولایت مدار و مقید به برپایی مراسمات اهل بیت(ع) و از خیرین ممتاز و بی ریا و اهل نماز جمعه و جماعات می باشد. چهره ای که نه تنها دوستان بلکه چهره های بیرونی نیز از کردار و رفتار پسندیده او تمجید می کنند. ایشان همواره ارادت خاصی به اهل بیت (ع) داشت و همواره در روز عاشورا برای آقا ابی عبدالله الحسین(ع) سفره اطعام پهن می کرد و شیفته اهل بیت(ع) بود. ایشان در شب هشتم ماه محرم کربلایی و میهمان اهل بیت(ع) شد...

6.مرحوم حاج خسرو رفعت نژاد

استاد قرآن شهر از سال 1328 تا سال 1387 و از چهره های متدین و معنوی و عرفانی. احوالات ایشان و شیوه زندگی این عزیز بزرگوار حقیقتا خواندنی ست. ایشان ابتدا در دوران شاهنشاهی و در اوج خفقان وارد شهر بندرگز می شود و متوجه مهجوریت قرآن در این شهر می شود. دوستانی جمع می کند و جلسات قرآنی را در شهر و روستاها پایه ریزی می کند که امروزه همان جلسات نیز ادامه دارد. ایشان ارادت خاصی به قرآن و اهل بیت(ع) داشت و همواره با شنیدن نام اهل بیت(ع) و یا تلاوت قرآن اشک هایش جاری می شد. ایشان دوران بسیار دشواری را در منزل خود سپری کرد ولی حتی یک لحظه هم از خدای سبحان گلایه نکرد. همیشه از امام(ره) و رهبری زمان حمایت می کرد و بارها علنا در جلسات قرآن هفتگی خود بر این مهم تأکید داشت. ایشان مقید به برنامه های عبادی شبانه روزی بود، بطوریکه ابتدای شب را می خوابید و ساعت 1 شب بیدار می شد و تا صبح به دعا و نماز و عبادت می پرداخت و مناجات شبانه اش همواره زبانزد بود. حاج خسرو رفعت نژاد در شب اول محرم به ندای اربابش لبیک گفت و کربلایی شد...

7.مرحوم حاج حسین ندافی

شخصی متدین و مقید به دستورات اسلام و قرآن و عاشق اهل بیت(ع)، از نمازگزاران همیشگی جمعه و جماعات و از چهره های دوست داشتنی و مردمی و فعال در جلسات قرآن و دلسوز و فداکار در فعالیت های مذهبی و دینی. ایشان در جلسات هفتگی و خانگی قرائت قرآن که بانی اصلی آن استاد حاج خسرو رفعت نژاد بود همواره حضوری فعال داشت. حسب بر قضا جمعه ای نوبت به منزل ایشان شد. ایشان هم اصولا نان شیرمال درست می کرد و به قاریان قرآن می داد. شب جمعه نان شیرمال را مهیا کرد و همه چیز را آماده پذیرایی روز جمعه میهمانان کرد که ملک الموت همان شب جمعه جان او را گرفت. صبح روز جمعه ایشان را تشییع کردند و نکته جالب اینکه نان شیرمالی که ایشان مهیا کرده بود را بین کسانی که در مراسم تشییع جنازه ایشان شرکت کردند تقسیم کردند و ثواب فاتحه اش نثار روح خودش شد...

8.مرحوم حجت الاسلام والمسلمین آهویی

از روحانیون ساده و بی آلایش و وفادار به نظام و انقلاب و عاشق رهبری و از چهره های متدین و دلسوز به مردم و عاشق اهل بیت(ع) و از اساتید حوزه علمیه امام محمد باقر(ع). ایشان نیز در شب هشتم ماه محرم دعوت حق را لبیک گفت...

9. مرحوم رجب بائی

خادم اسبق مسجد جامع، شخصی که بیش از 70 سال را در مسجد سپری کرد و جزء نمازگزاران همیشگی جمعه و جماعات بود. فردی متقی و خداترس و حامی جوانان و عاشق اهل بیت(ع). ایشان اصولا هر صبح نیم ساعت تا چهل دقیقه قبل از اذان صبح در کنار درب ورودی مسجد جامع می نشست تا خادم جدید مسجد در را باز کند و ایشان به عبادت خود بپردازد. همواره از جوانان می خواست که برایش دعا کنند و جوانان نیز برایش احترام خاصی قائل بودند. ایشان در شب 19 ماه مبارک رمضان دعوت حق را لبیک گفت و میهمان سفره اکرام مولا علی (سلام الله علیه) شد...

10. مرحوم علی ریاحی

یکی از نمازگزاران جمعه و جماعات و انسانی ساده زیست و باتقوا. شخصی که همواره سرش به زندگی خودش بود ولی همیشه یک پای ثابت مسجد و منبر و محراب بود. ایشان به گونه ای بسیار نادر پس از اتمام نماز مغرب در مسجد جامع شهرستان بندرگز دعوت حق را لبیک گفت...

البته احتمالا موارد دیگری بود که بر ذهن حقیر نگنجیده ست ولی یکی از مرگ ها مربوط می شود به وفادارترین زوج سالخورده مرحوم مشهدی عباس کاظمی (عباس چرخ ساز) و مرحومه همسر مکرمه اش. مشهدی عباس یکی از نمازگزاران همیشگی مسجد جامع بود که همیشه با دوچرخه اش حتی در سن پیری مسیری را طی می کرد تا به مسجد جامع بیاید یا به مزار شهدا برود. ایشان خاطره ای را برایم نقل می کرد که روزی با همین دوچرخه اش در دوران قدیم در اوج سرما و برف و باران به دیدار آیت الله کوهستانی رفته بود و آقا متعجب از این همه شجاعت و استقامت مشهدی عباس که این مسافت زیاد را با دوچرخه به عشق روحانیت طی کرده ست. ناگفته نماند یکبار هم این اواخر ایشان با اصرار هنگام برگشت از مزار شهداء بنده را سوار دوچرخه کرد و با هم تا مسیری آمدیم. انسانی بااحساس و دوست داشتنی که جوانان نیز او را دوست می داشتند. ایشان دو روز پس از مرگ همسرش دار فانی را وداع گفت و ما ایشان و مرحومه همسر مکرمه اش را به عنوان وفادارترین زوج می شناسیم...

و در انتها اشاره کنم به قبر پیرزنی که پس از 28 سال نه تنها جنازه اش کاملا صحیح و سالم بود، بلکه هنوز دندان هایش نیز براق و سفید بود. ایشان مادر خانم حاج عباس ندافی از اعضای جلسات هفتگی قرآن شهر بوده ست. ماجرا از این قرار ست که روزی ابوی بنده باتفاق یکی از بستگان در قبرستان امامزاده حبیب الله (ع) مشغول قرائت فاتحه بودند که ناگهان در مقابل چشمشان گوشه ای از قبر فرو ریخت و جنازه ای پیدا شد. جنازه ای که مربوط به پیرزنی بود ولی بعلت گذشت زمان مشخص نبود که برای چه کسی ست. پس از پرس و جو هویت جنازه مشخص می شود. با مشاهده این جنازه متوجه برخی دندان های سفید و موهای کاملا تازه این پیرزن می شوند. مزاربان را مطلع این ماجرا می کند و سریعا قبر را با سیمان می پوشانند. پس از گذشت چند روز ابوی ماجرا را برای حاج داوود دماوندی کمالی(اب الشهیدین) تعریف می کند. ایشان نیز بلافاصله مزار این پیرزن را با هزینه شخصی خود سنگ می کند.

مواردی که بیان شد تنها تذکری بود برای اهل بصیرت و تقوی ولی نمی دانم حکایت ما چه می شود؛ نکند خدای نکرده به گونه ای از دنیا برویم که زمین و آسمان به حالمان بگریند و کسی را فریادرس خود نبینیم و خوشا بحال شهداء که جاودانه رفتند؛ نه بهتر بگویم جاودانه ماندند و این ما هستیم که رفته ایم!!

جهت شادی روح شهداء، امام شهداء، صالحین، ابرار، اموات و گذشتگان صلوات.


برچسب‌ها: صالحین

» حضرت آیة الله ربانی (ره) سه شنبه یکم بهمن 1392 23:18
http://www.seghlain.ir/upload/uploads/1476002779.jpg

تصویری از ائمه جمعه بندرگز حضرت آیة الله ربانی و حضرت حجت الاسلام والمسلمین محمدی
اختتامیه جشنواره ملی کریم اهل بیت(ع) - شب پانزدهم ماه مبارک رمضان سال 1391 شمسی
مسجدجامع شهرستان بندرگز


برچسب‌ها: حضرت آیة الله ربانی, امام جمعه بندرگز, جشنواره ملی کریم اهل بیت, ع
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: حضرت آیة الله ربانی (ره) | لينک ثابت |

» بانیان تفکرات خیر جمعه بیست و هفتم دی 1392 11:44
به فرموده استاد فرزانه حاج آقای قرائتی ارزش تفكر یك ساعت، گاهی از عبادت هفتاد سال بیشتر است.  چون گاه می شود كه هفتاد سال عبادت به خاطر یك ساعت بی فكری ضایع می شود و گاه هم هست كه هفتاد سال غفلت به خاطر یك ساعت تفكر جبران می شود، و گاه می شود كه هفتاد سال عبادت زائیده یك ساعت تفكر خواهد بود.

اصولا وقتی به زمان می نگریم به کرار مشاهده می کنیم چگونه عملکردها، خط مشی ها، رفتارها، کردارها و سیاست ها هر کدام به گونه ای در تدوین برنامه ای خاص خودنمایی می کند و این برنامه ها توسط چه کسانی و در چه فواصل زمانی و به چه مناسبت هایی به انجام رسیده ست...

نکته ای که حائز اهمیت ست اینکه این معیارها و این برنامه ها چه نتایجی بدنبال داشته ست؟! آیا به اهداف اسلام نزدیک بوده ست یا اینکه متأسفانه عده ای یخرجون من دین الله افواجا!! به نظر بنده هر کاری و هر عملی و هر رفتاری و هر خط مشی و سیاستی با اسلام و موازین قرآنی همسو نباشد ابتر ست. چرا که قرآن کریم که معجزه تام پیامبر اعظم(علیه و علی آله آلاف التحیة والثناء) و برآمده از اسلام است، معیار تمامی رفتار و عملکرد آدمی قرار می گیرد...

عرائض بنده در این مبحث پیرامون پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ست. هرچند قبل از انقلاب را نیز شامل می شود، ولی بدلیل پیشرفت علم و صنعت در پس از انقلاب این بحث در این دوره بیشتر اهمیت پیدا می کند. تا آنجا که سن بنده اقتضا می کند شاهد برنامه های متنوع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و دینی در مناطق مختلف کشور بوده ایم. همچنین اهمیت و توجه بیش از حد به این مسائل همواره از دغدغه های مسئولین و ملت بوده ست. ولی به نظر بنده در اکثر این فعالیت ها جای یک مهم همواره بسیار خالی بوده ست و آن تفکرات خیر و بانیان آن ست!!

آیا تابحال شده در شهر بگردیم و متفکرین در عرصه ها را دور هم جمع کنیم و از تفکرات و خلاقیت آنها بهره ببریم؟!

آیا تا بحال شده متفکرین و کسانی که دستی در تفکر صحیح و خداپسندانه دارند را دور هم جمع کنیم و برای پیشرفت نسل آینده اقدام نماییم؟!

آیا بانیان تفکرات خیر را حمایت کردیم یا اینکه به آنها همواره برچسب ضد دین و ضد مذهب و یا حتی برچسب سیاسی زدیم و سعی بر تخریب و طرد آنها را از جامعه داشتیم؟!

و مهمترین سوال اینکه آیا ارزش یک ساعت تفکر که بالاتر از هفتاد سال عبادت ست، ارزش کار بانیان آن که عمرشان را صرف تفکرات صحیح جوانان و نوجوانان می کنند، بالاتر از هفتاد سال عبادت نیست؟!

http://www.seghlain.ir/upload/uploads/1446982486.jpg

متأسفانه در همین منطقه خودمان به کرار مشاهده شده ست دوستان بجای اینکه به فکر تفکر خلاق باشند و برای پیشرفت دین تلاش کنند، به فکر پیشرفت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خودشان در شهر هستند!! بهتر عرض کنم اینکه بدنبال منفعت طلبی و قوم گرایی خودشان هستند که بینی طرف مقابل را به خاک بمالند که چند روزی در این دنیای فانی بتوانند نیش مضحک خودشان را نثار طرف مقابل کنند و بگویند آری! ما هم هستیم!!

این جلسات خصوصی و این تفکرات که بر اساس منافع دنیوی شخص ست نه تنها سودی نداشته و ثوابی ندارد، بلکه به زیان جامعه و یا بهتر بگویم سمی کشنده برای جامعه ست که عذاب اخروی دارد و این ما هستیم که باید زمینه ساز شویم. زمینه ساز تفکرات خیر. زمینه ساز پیشرفت بیش از پیش اسلام؛ و همه ما مسئولیم و باید پاسخگو باشیم.

برپایی مراسمات در سطح شهر برای کسب شهرت سودی ندارد. ایجاد جو ناصحیح سیاسی در سطح شهر برای جامعه مضر ست. رفتار ناصحیح که برگرفته از تفکرات ناصحیح ست موجب طرد جوان و نوجوان از دین می شود؛ و اینجاست که می فرمایند به درون بنگرید و درونتان را آباد کنید تا بیرونتان آباد شود!! ما چون برای کندوکاو درونمان اقدانی نکردیم و اصلا حوصله این کار را نداشتیم، یقینا بیرونمان نیز نابسامان می شود و این ظلم بزرگی ست به اسلام و نبی مکرم اسلام که جان عزیزش را نثار ملت مسلمان کرد.

اگر تفکرات خدایی بشود، دیگر، من معنا پیدا نمی کند. به فرموده حضرت امام(ره) کلمه «من» یعنی شیطان!! یعنی شیطان در برابر پرستش حضرت آدم که جلوه وجودی خدای سبحان ست سجده نکرد و گفت: من از آتشم و او از خاک...

در جامعه امروزی شاید کمتر کسی به زبان بگوید من! اکثرا به رفتار می گویند من!! کسی که بدنبال خودبزرگ بینی و خودپسندی و منفعت طلبی ست به راحتی از جیب دیگران هزینه می کند و برنامه می گیرد با محوریت من!! هر جا برنامه ای بشود خود را به دیگران نشان می دهد با محوریت من!! هر مناسبتی بشود خود را بر دیگران تحمیل می کند با محوریت من!!

همه این مسائل نشان از بی تفکری ست.

به نظر بنده باید بدنبال حمایت از تفکری بود که ریشه در اسلام ناب داشته و موجبات بصیرت افزایی جامعه را فراهم آورد؛ مانند تفکرات علامه شهید مرتضی مطهری که تا زمین و زمان پابرجاست تفکرات ارزشمند این عالم متعهد در نسل های مختلف جوامع درخشندگی می کند.

التماس دعآ


برچسب‌ها: تفکر, تفکرات خیر, بانیان تفکرات خیر, شهید مطهری
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: بانیان تفکرات خیر | لينک ثابت |

» یا صاحب الزمان جمعه بیستم دی 1392 17:17
تو آفتاب خدایی خدا نگهدارت

همیشه در دل مایی خدا نگهدارت

مدینه  کرب و بلایی؟ خدا نگهدارت

کنار قبر رضایی؟ خدانگهدارت

«تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد»

«وجود نازکت آزرده از گزند مباد»

نهم ربیع الاول آغاز امامت مولایمان امام عصر(ارواحنا فداه) مبارکباد.

نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: یا صاحب الزمان | لينک ثابت |

» هفتم صفر؛ شهادت امام حسن مجتبی(سلام الله علیه) یکشنبه هفدهم آذر 1392 21:52
چون ناصرالدین شاه تولدش در این روز بود و برای اینکه روز تولدش مصادف با شبِ وفات امام جسن مجتبی نباشد تا بتوانند جشن بگیرند این دست کاری را در تقویم کرده اند.

http://www.seghlain.ir/upload/uploads/1430707239.jpg

حجت الاسلام شهاب مرادی در سایت شخصی خود در مورد مناسبت های هفتم صفر نوشته است:
از دیرباز در حوزه هزار ساله نجف اشرف هفتم صفر را روز شهادت امام مجتبی علیه السلام می دانند و شیعیان عراق و سایر کشورها نیز در این روز برای سبط اکبر؛ امام مجتبی علیه السلام اقامه عزا می کنند اما در ایران شهادت سبط اکبر بیست و هشتم صفر است همزمان با رحلت پیامبر اعظم. چرا؟ به دلیل اختلاف روایت؛ دو قول برای روز شهادت امام حسن مجتبی نقل شده است:
۱. بیست و هشتم صفر؛ بر اساس نقل شیخ کلینی و شیخ مفید و شیخ طبرسی. رضوان الله علیهم
۲. هفتم صفر ؛بر اساس نقل شهید اول ، کفعمی ، شیخ بهایی ، علامه مجلسی ، مرحوم صاحب جواهر ، شیخ کاشف الغطاء و محدث قمی. رضوان الله علیهم
هر چند حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی موسس معظم حوزه علمیه قم فقط هفتم صفر برای امام مجتبی اقامه عزا می کردند و به امر ایشان در آن روز بازار هم برای اقامه عزا تعطیل می شده و هنوز هم در برخی از بیوت مراجع در قم روز هفتم صفر برای امام مجتبی روضه برپا می شود اما همچنان در تقویم رسمی کشور هفتم صفر روز ولادت امام موسی بن جعفر علیهما السلام درج می شود که بنابر برخی پژوهش های انجام شده قطعا ماه ولادت ایشان ذی الحجه است و هفتم صفر ولادت آقا موسی بن جعفر سلام الله علیه نیست!
و اگر هم ولادت باشد نکته مهم این است که محرم و صفر ماه حزن اهل بیت است و بسیاری از بزرگان ما مانند استاد فقید ما آقای مجتهدی رحمة الله علیه تقیّد داشتدند که در روز هفتم صفر مجلس روضه تشکیل شود و روضه امام مجتبی یا امام کاظم خوانده شود و تاکید می کردند این روزها حتی اگر تولد امام معصوم هم باشد، روز سرور نیست، روزهای اسارت اهل بیت امام حسین و ماه حزن است! و نکته جالبی که می فرمودند این بود که "چون ناصرالدین شاه تولدش در این روز بود و برای اینکه روز تولدش مصادف با شبِ وفات امام جسن مجتبی نباشد تا بتوانند جشن بگیرند این دست کاری را در تقویم کرده اند." که در حد یک احتمال می شود پذیرفت اما قابل تامل است چون واقعا تولد او در همین روز بوده ششم صفر و قبل از آن قول بیست و هشتم مرسوم نبوده و الان هم فقط منحصر به ایران است!
به هر حال سیره مراجع عظام و نظرشان در مورد جشن در ماه صفر همین است و عموم آنها با برگزاری مجلس شادی در ماه صفر که ماه حزن اهل بیت است مخالف هستند.
چقدر خوب است که فقط یک روز یعنی هفتم صفر -با توجه به قوت این قول- به شهادت امام مجتبی اختصاص داده شود تا هم با سایر شیعیان هماهنگ شویم و هم در ایام آخر صفر مجال کافی برای طرح مباحث هویتی و اعتقادی در مورد رسول خدا صلی الله علیه و آله باشد و هیچ یک از دو مناسبت، در یک روز، تحت الشعاع دیگری قرار نگیرد.
این موضوع در دو جلسه اخیر خطبای برتر کشور با حضور معاریف اهل منبر و رسانه در حوزه علمیه قم مطرح و بحث شد و مقرر شد تا مراتب از سوی حوزه جهت طی مراحل قانونی به شورای فرهنگ عمومی منعکس شود. البته اصلاح این قبیل موارد بیشتر به اهتمام همه ما خصوصا اهالی منبر و هیئتی ها برمی گردد که لازم است به این موضوع و اهمیت آن توجه کنند.
---------------------------------------------------

سوال:

با توجه به اهمیت شعائر اهل بیت (ع) و مظلومیت سبط اکبر امام مجتبی (ع) و سیره مستمره علمای حوزه علمیه قم و نجف اشرف که روز 7 ماه صفر را به عنوان شهادت امام مجتبی (ع) اقامه عزا میکردندو از جمله مرحوم آیت ا...العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری ( رضوان ا... علیه) موسس حوزه علمیه قم که بر تعطیلیه دروس حوزه علمیه و اقامه عزا برای آن وجود شریف اصرار داشتند نظر مبارکتان را بیان فرمائید؟

-1 آیت ا... العظمی وحید خراسانی مدظله

به آنچه محقق و موسس حوزه علمیه قم فرموده اند باید عمل شود..

-2 یت ا... العظمی صافی گلپایگانی مدظله

بر پایی مجالس میلاد ائمه (ع) بسیار خوب و مناسب است، اما چون هفتم صفر بنا بر بعضی اقوال مصادف با سالروز شهادت امام حسن مجتبی (ع) میباشد و از طرفی تمام ماه محرم و صفر ماههای حزن آل ا... و کاروان داغدار و مصیبت زده حضرت سیدالشهدا (ع) است، سزاور است در این دو ماه، مجالس روضه و عزا بر پا نمود و از مجالس جشن و سرور جداً اجتناب نمود.

انشاا... مجمع مقدس شما عزیزان مورد توجه و عنایت خاصه حضرت بقیع الله (عج) ارواحنافداه قرار بگیرد و همه از منتظران امر فرج آن حضرت بوده باشید.

-3آیت ا... العظمی شبیری زنجانی مدظله

عزاداری روز 7 ماه صفر به عنوان سوگواری سبط اکبر (ع) و تعطیلی بازار که سنت شیعیان بوده از شعائر دینی است که باید محفوظ بماند و با ذکر مناقب امام هفتم (ع) منافات ندارد.

-4آیت ا... العظمی روحانی مدظله

جماعتی از محققین و علما مانند شیخ مفید، شهید و کاشف الغطاء بعد از تحقیق، روز 7 صفر را روز شهادت آن حضرت نوشته اند منهم موقعی که در این مورد تحقیق می کردم، تقریبا اطمینان پیدا کردم بنابراین مقتضای تعظیم شعائر، اقامه مجلس عزا، تعطیلی بازار، خروج دسته جات و عزاداری در این روز است، و وظیفه صدا و سیما برپایی عزاداری است و تولد امام کاظم (ع) در این روز مانع نباید بشود.

-5آیت ا... العظمی مکارم شیرازی مدظله

البته مشهور است طبق آنچه مرحوم کلینی (رحمه ا... علیه ) در کافی آورده است که شهادت آن حضرت در آخر ماه صفر است ولی با توجه به روایات دیگری که مربوط به 7 ماه صفر است سزاوار است نسبت به آن روز نیز احترام رعایت شود.

-6آیت ا... العظمی بهجت (ره(

مناسب است در جمع بین دو قول (مشهور) در روز 7 صفر به شهادت سبط اکبر امام مجتبی (ع) و تولد امام موسی کاظم (ع) ترتیب مجالس برای هر دو امام بزرگوار به اینکه مصائب امام دوم (ع) و مناقب امام هفتم (ع) را متذکر و یاد آور باشند و همین احتیاط حاصل میشود. والسلام

-7آیت ا... العظمی فاضل لنکرانی (ره)

یک روز اختصاص به حضرت مجتبی (ع) داشته باشد، ترددی نیست و با توجه به اینکه روز 28 صفر در رحلت خاتم الانبیا (ص) هم هست و بدین لحاظ شهادت سبط اکبر (ع) تحت الشعاع قرار میگیرد لذا خوب است که روز 7 صفر را به این عنوان اختصاص دهند که مشهور هم همین است.

-8آیت ا... العظمی علوی گرگانی مدظله

 ماه صفر در مجموع ماه حزن و اندوه است و ماهی است که یادآور اسارت خاندان امام حسین (ع) و ظلمها و ستمهای وارده بر آنان است، پنجم این ماه طبق نقل برخی تواریخ شهادت حضرت رقیه (س) است و بیستم این ماه نیز اربعین اباعبدا... (ع) و بیست وهشتم آن هم رحلت پیامبر رحمت، رسول مکرم اسلام (صلی ا... علیه و آله سلم) است.اما در مورد هفتم صفر دو نظریه وجود دارد -1 ولادت امام کاظم (ع) -2 شهادت امام حسن مجتبی (ع) ولی آنچه از گفته بسیاری از علمای بزرگ و سلف و تحقیق محققین مثل شیخ مفید و کاشف الغطاء به دست می آید، هفتم صفر روز شهادت امام حسن مجتبی (ع)سبط اکبررسول مکرم اسلام است و لذا باید مومنین نسبت به احترام این روز اهتمام ورزند و مجلس سوگواری برپاکنند و بر عموم مطبوعات و رسانه های دیداری و نوشتاری لازم است که از حوزه و علماء تبعیت کرده و در ترویج عزای امام غریب، امام حسن مجتبی (ع) که نور چشم رسول اسلام می باشد کوشا باشند و اینکه در تقویمها این روز را میلاد امام کاظم (ع) اعلام نموده اند سند قوی ندارد بلکه بر اساس برخی تحقیقها ولادت ایشان در ماه ذیحجه بوده است. علاوه بر این اصولا شادی و خوشحالی در این ماه امری مذموم است

صلی الله علیک یا حسن ابن علی المجتبی


برچسب‌ها: شهادت امام حسن مجتبی, هفتم صفر
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: 7 صفر؛ شهادت امام حسن مجتبی | لينک ثابت |

» سفرنامه زیارت(1) پنجشنبه چهاردهم آذر 1392 22:6

http://www.seghlain.ir/upload/uploads/1393293229.jpg

زیارت آقا علی ابن موسی الرضا(سلام الله علیه) – مهرماه 89

... سحرگاه رسیدیم محل اقامتگامون تو یکی از هتل های مشهد. همین که رسیدیم، بعد خوندن نماز صبح از فرط خستگی هممون تصمیم گرفتیم بخوابیم. ولی دیدیم پتوهامون خیلی نامناسبه! من و قاسم و سجاد و سایر رفقا رفتیم داخل اتاقی که اول قرار بود اونجا محل اسکانمون بشه؛ ولی بنا به این دلیل که قرار بود اونجا بشه خوابگاه دخترونه ما رو از اونجا بیرون کرده بودن. ما هم از رو لجبازی مخفیانه رفتیم و تمام پتوهامونو عوض کردیم و برگشتیم. یکی دو ساعتی خوابیدیم که ناگهان اصغر عمو از خواب بیدار شد. پاشین بریم صبحانه! هیچکس پا نشد ولی اصغر عمو تنهایی رفت و صبحانه رو نوشه جان کرد . نزدیک ظهر بیدار شدیم. خواستیم بریم حرم آقا امام رضا زیارت. با دوستان مشورت کردیم که چه کنیم؟ همگی باتفاق گفتن بذارید بعد نماز ظهر و ناهار همه با هم میریم حرم. گفتیم باشه! نماز خوندیم و ناهار خوردیم. به رفقا گفتم مایلید حالا بریم حرم؟ رفقا همگی باتفاق گفتن: بذار غذامون هضم بشه و بریم حموم دوشی بگیریم و با بدن پاکیزه بریم حرم. گفتیم باشه!

دوش گرفتن رفقا، یک ساعتی طول کشید. تصمیم گرفتیم بریم حرم نگاهی به ساعت انداختیم دیدیم تقریبا ۲ ساعت و نیم مونده تا اذان مغرب. رفقا گفتن: چون امشب شب جمعست پس بزارید یه کمی استراحت کنیم قبل اذان مغرب بریم حرم تا هم نماز جماعت رو تو حرم بخونیم و هم برا دعای کمیل سرحال باشیم. گفتیم باشه! همه خوابیدن. بعد مدتی بیدار شدیم دیدیم ۲ ساعت از اذان گذشته! نه به نماز مغرب و عشاء رسیدیم نه به دعای کمیل!! ناگهان اعلام کردن شام آمادست . نماز خوندیم و رفتیم واسه شام . شام سنگینی هم بود! بعد شام خواستیم بریم حرم رفقا گفتن الآن که خوب نیست با شکم پر بریم حرم . بهتره آخر شب ساعت ۱ بریم! چون امشب، شب جمعست تا صبح داخل حرم بیدار می مانیم و عبادت می کنیم. گفتیم باشه!

تو این حد فاصل رفقا رفتن حیاط و ۴۵ دقیقه ای فوتبال بازی کردن. بعدشم همه رفتن حموم دوش گرفتن. یکی گفت: خب تا ساعت ۱ شب، دو ساعتی راهه. یه استراحتی می کنیم و و میریم حرم! گفتیم باشه! همه خوابیدن و بعضی ها هم ساعت و گوشیشونو کوک کردن كه خواب نمونن! تنها کسی که نخوابید اصغر عمو بود که از همه بزرگتر و باتجربه تر بود! گفت : من نمی خوابم شما بخوابید. می ترسم باز خواب بمانیم . ما که ساعت ۱۱ شب خوابیدیم . اصغر عمو که لباس بیرونی رو نکنده بود با همون لباس تو تخت خوابش نشسته بود که خدای نکرده خوابش نبره!

ساعت 30/12 شب شد. اصغر عمو که خواب به چشماش فشار آورده بود منو صدا کرد. گفت بیا بریم حرم؟ گفتم ساعت چنده ؟! گفت: 30/12 دقیقه . گفتم پس نیم ساعت دیگه کار داره و دوباره خوابیدم. بعد مدتی همه از خواب بیدار شدیم. نمیدونستیم بخندیم یا گریه کنیم ! ساعت 30/5 دقیقه صبح بود و باز هممون خواب مونده بودیم !! جالب تر اینکه اصغر عمو هم خوابش برده بود! بهش گفتیم تو چرا؟ تو که نشسته بودی اون هم با لباس بیرونی؟ يكي كه از همه زودتر بيدار شده بود گفت: من ديدم اصغر عمو تو حالت نشسته خوابيده!!

اصغر عمو كه اعصابش به هم ريخته بود بلند شد و گفت: میدونین علت چیه که امام رضا ما رو نمیخواد؟! گفتیم علت چیه؟ گفت: شما نباید پتوهاتونو عوض می کردین و امام رضا از کار شما ناراحت شد! حالا هم من نميدونم؛ يا من تنها ميرم يا همين الان هممون بايد با هم بريم حرم. بالاخره هممون با 1 روز تأخير رفتيم پابوسي آقا امام رضا. بهتر بگم حداقل توفيق پيدا كرده بوديم صبح جمعه به فضيلت دعاي ندبه برسيم ...

... ظهر روز بعد؛ نيم ساعت بعد زيارت امام رضا(ع) در بین دو نماز حاج آقا جهت تفسیر سوره والعصر به جایگاه اومد که در میان صدها نفر از زائرین تفسیر قرآن کنه . حاج آقا با، شكوه و عظمت خاصي شروع كرد به صحبت كردن.  «بسم الله الرحمن الرحيم.  بحث امروز پيرامون تفسیر سوره والعصر است. بسم الله الرحمن الرحیم. والعصر».

حاضرين منتظر ادامه تلاوت قرآن و بحث و تفسیر قرآن حاج آقا بودن كه ناگهان ديدم همهمه اي به راه افتاد!! حاج آقا به سكوتي چند دقيقه اي فرو رفته بود . سكوتي كه سروصداي مردم رو در آورد. ناگهان يكي از ميان جمعيت صدا زد صلوات بفرستيد. همه صلوات فرستادن ؛ ولي حاج آقا هنوز سكوت وجودش رو فرا گرفته بود!! براي بار دوم يكي ديگه گفت: صلوات. مردم دوباره صلوات فرستادن ولی حاج آقا در سکوتی محض فرو رفته بود. یکی گفت: والعصر. ولی حاج آقا سخنی نمی گفت!! دیگری گفت: ان الانسان. باز حاج آقا سخنی نگفت!!  بعد حدود 8 دقيقه حاج آقا دوباره شروع كرد به سخن گفتن و تلاوت و تفسیر قرآن؛ البته اين بار با اشك و بغض و احساسات عارفانه؛ ولي اين بار به گفته خود حاج آقا موضوع سخن تغيير كرده بود .

بسم الله الرحمن الرحيم . داشتم سخن مي گفتم كه ناگهان تمام آن چيزهايي كه قرار بود بگويم به مصلحت الهي از ذهنم خارج شد . حتي دنباله سوره والعصر و همینطور سرفصل هايي كه داخل كاغذي يادداشت كرده بودم نتوانست كمكم كند و به كلي ناخودآگاه تمام مباحث از ذهنم خارج شده بود !! دقايقي كوتاه به درونم مراجعه كردم . چند دقيقه اي طول كشيد كه متوجه علت فراموشيم شدم . در ابتداي سخنم براي لحظاتي مقداري مغرورانه و با تكبر سخن گفتم ، به گونه اي كه از صحبتم لذت مي بردم و همين موجب شد خداوند متعال توفيقات مطالب سخنراني را براي لحظاتي از ذهنم خارج كرد تا هم من به خودم بيايم و هم درسي شود براي سايرين .در همان لحظه ، ارتباطي دروني با خداي متعال برقرار كردم و امام رضا (ع) را واسطه قرار دادم كه شرمنده ام و پشيمان و ... خداوند متعال در همان دقايق كوتاه عذرم را پذيرفت و ناگهان تمام آن چيزهايي كه فراموش كرده بودم به ذهنم آمد !!

انصافا سخنراني و تفسیر قرآن اون روز حاج آقا به يكي از زيباترين و پرمحتواترين مباحث تبديل شده بود و همه مردم اون سخنراني كم نظير رو از عنايت امام رضا(ع) مي دونستن.


... فردا صبح رفتيم زيارت و برگشتيم . نماز ظهرمونو خونديم . بين ما هم آدم شوخ طبع پيدا ميشد ؛ هم آدم خشن و بي احساس . ولي نميدونم با اونكه ظاهرا روحيات به هم نمي خورد ولي دوستان خوب با هم ساخته بودن . با اونكه بچه ها خيلي مزاح مي كردن ولي بينمون معنويت خاصي حكم فرما بود . علیرضا كه پسر دوست داشتني و با محبتي بود خيلي شوخي مي كرد . رفقا گفتن چه كنيم كه بتونيم شوخي هاي علیرضا رو تلافي كنيم ؟ يكي گفت بهترين موقع، وقت خوندن نمازه! ديگه ما هرچي بگيم نميتونه جواب بده.

هرچند من زیاد موافق اینکار نبودم.

علیرضا نماز واجبشو خوند . شروع كرد به خوندن نافله كه بچه ها شروع كردن به اذيت اين بنده خدا. ديديم ركعت اول تموم نشد نمازشو شكوند ! گفتيم چرا نمازتو شكوندي ؟! ما كه هنوز چيزي نگفتيم. گفت: شما نميذاريد من نمازمو بخونم . رفت جاي ديگه و نمازشو بست . بچه ها باز باهاش شوخي كردن . اون هم باز نمازشو شكوند . اين كار تا چند بار ادامه داشت كه بچه ها ديگه بيخيال شدن ولي خود علیرضا ديگه كنترل از دستش خارج شده بود! هر وقت مي خواست نافله بخونه خندش مي گرفت و نمازشو مي شكوند !!

شب رفتيم زيارت و برگشتيم هتل محل اقامتمون و خوابيديم . صبح بيدار شديم كه نماز بخونيم ديديم كه علیرضا ديگه نمازشو نميشكونه! بچه ها هر كاري كردن ديدن نه ديگه خبري نيست! بچه ها بهش گفتن: راه افتادي! گفت  ديشب خواب ترسناکی دیدم. خواب ديدم دو تا مأمور ترسناك دارن به زور منو مي برن كه بندازن داخل آتش جهنم . بهشون گفتم: من كه كاري نكردم! گفتن: يادته بي جهت نماز مي شكوندي! حالا بايد بري جوابشو ببيني .

و علیرضا ديگه نمازشو نشكوند ...

... فردا شب تا دير وقت بوديم زيارت. حرم آقا امام رضا (ع) حال و هواي معنوي خاصي داشت. حتي خاص تر از شب هاي ديگه. بچه ها كه خيلي زيارت بهشون چسبيده بود، تصميم گرفتن تا ديروقت بمونن داخل حرم. ساعت 30/1 دقيقه بامداد بود كه از حرم برگشتيم هتل. نرسيده همه خوابشون برد. بعد مدتي دو نفر با سر و صداي زياد همه رو بيدار كردن . پاشين نماز صبحتون تأخير نيفته !! بچه ها به موبايل ها و ساعتاشون نگاه كردن ديدن ساعت ۴ صبحه. وقت اذان شده. بعضي ها مي گفتن: بابا ما تازه خوابيديم ، بذارين يه كم ديگه بخوابيم. خيلي خسته ايم. باشه ديرتر نمازمونو مي خونيم. محمد حسين و حسين كه دست بردار نبودن گفتن: امكان نداره. تا ديروقت حرم مي مونين، حالا ميخواين نمازتونو با تأخير بخونين ؟! ما نمي دونيم يا همين الآن بايد همتون پاشين نماز صبحتونو بخونين، يا ممكن نيست بذاريم بخوابين !!

رفقا ديدن كه محمدحسين و حسين دست بردار نيستن پا شدن و وضو گرفتن و با هر سختي كه بود نماز صبحشونو خوندن و خوابيدن. یک ساعت بعد، وقتي خواب بچه ها گرم شده بود محمدحسين و حسين دوباره شروع كردن به سر و صدا!! پاشين ، پاشين اذان شده . پاشين نماز صبحتونو بخونين؟! بچه ها متعجب شدن. فكر مي كردن محمدحسين و حسين دارن اذيتشون مي كنن؛ ولي واقعا صداي اذان حرم ميومد. همه پا شدن و دوباره نماز صبحشونو خوندن! بعد اینکه نماز رفقا تموم شد دیدیم محمدحسين و حسين برق ها رو روشن كردن و يه دل سير دارن مي خندن !!

 گفتم : محمد قضيه چيه ؟! محمدحسین گفت: اينقدر خوابتون گرم بود و اينقدر خسته بودين كه هيچ كدومتون متوجه نشدين كه ما تموم موبايل ها و ساعتاتونو یک ساعت برديم جلو!! بچه ها گفتن محمد چرا اين كارو كردي ؟! تو كه ميدوني ما خيلي خسته بوديم !! محمدحسين گفت : چون خيلي خسته بودين اين كارو كردم. مي خواستم به شما بفهمونم هرچيزي و هركاري حد و اندازه اي داره !! چون شب كوتاهه ، شما نبايد تا اون وقت شب داخل حرم مي موندين و نبايد نماز صبحتونو كه واجبه فراموش مي كردين!! يا حداقلش اينكه تا صبح داخل حرم بيدار مي موندين و بعد نماز جماعت صبح برمي گشتين .

جمله محمدحسين ، يه جمله معمولی نبود. اون مي خواست به هممون بفهمونه شيطان حتي از راه معنويت هم به انسان وارد ميشه و بخصوص ما جوونها خيلي بايد مراقب باشيم. همه از كاري كه محمدحسين و حسين كردن خوششون اومد و از اينكه محمدحسين اينقدر به فكر معنويت بچه ها بود تشكر كردن ؛ ولي هنوزم كه هنوزه به اون شب فكر مي كنم خيلي متعجب ميشم كه چطور محمدحسين و حسين تونستن همزمان همه گوشي ها و ساعت هاي رفقا رو ، بخصوص اينكه بعضي ساعت ها که تو جيب بچه ها بود و بعضي ساعت ها هم در مچ بچه ها تغيير بدن و هيچكس چيزي نفهمه !!

و ما اون روز به جای دو رکعت  ، چهار رکعت نماز صبح خوندیم ...

بالاخره شب آخر زیارت شد. من و علیرضا و سجاد و عباس چهار نفری گوشه ای از حرم روبروی گنبد ملکوتی و باصفای آقا نشسته بودیم که یکی یکدفعه گفت انشاءالله به حق امام رضا امسال هممون با هم بریم کربلا. ما هم همینجوری گفتیم آمین. از سفر برگشتیم. چند روز بعد یکی از بچه ها گفت برای پیش ثبت نام اسم بچه های سفر مشهد رو نوشتم که بریم انشاءالله کربلا . ما جدی نگرفتیم. دو ماه گذشت. شب میلاد باسعادت امام رضا (ع) باتفاق رفقا منزل سجاد مهمونی بودیم که جلو چشممون ۷ پیامک براش اومد . نوشته بود : شما در قرعه کشی عتبات پذیرفته شدید. نمی دونستیم چی بگیم. همه حیران که چقدر زود امام رضا شب تولدش جوابمونو داد. عیدی امام رضا برات کربلامون بود. جالبتر اینکه هیچ کدوممون پولی هم نداشتیم ولی بنده خدایی داوطلبانه گفت دو روز دیگه یک میلیون و  ... پول میاد تو حسابم که فعلا بهش نیاز ندارم. بهتون قرض میدم. جالبتر اینکه از کل اسامی بچه هایی که تو مشهد با ما بودن و اسمشون تو قرعه کشی در اومد فقط ما چهار نفر که از امام رضا تو حرمش خواسته بودیم تونستیم بریم کربلا و این توفیق رو هممون مدیون امام رضا هستیم

آقا جان اگه ممکنه امسال هم ما رو کربلایی کن...

تشکر از بر و بچه های مسجد


برچسب‌ها: خاطرات, سفرنامه, امام رضا, زیارت, بندرگز
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: سفرنامه زیارت(1) | لينک ثابت |

» قیمت ها را به قبل از سال 89 برگردانید! سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 9:34
مردم در انتخابات 24 خرداد به شعار اقتصادي آقاي روحاني رأي دادند؛ چرا که ايشان وعده داد يارانه‌ها را ادامه‌دهد و يارانه کالايي نيز پرداخت کند. مهم‌ترين شعار آقاي روحاني تشکيل دولت «تدبير و اميد» بود. ايشان تاکيد مي‌کرد بايد با تدبير به گونه‌اي عمل کرد که هم سانتريفيوژها بچرخند هم زندگي مردم و با روش‌هاي ديپلماتيک هم فناوري هسته‌اي کامل شود هم پرونده از شوراي امنيت سازمان ملل خارج گردد و هم تحريم‌ها لغو شوند. شايد شعار تغيير و تحول در 100 روزه اول دولت نيز با همين نگاه مطرح مي‌شد. ولي اکنون با گذشت سه ماه از دولت يازدهم تدبير و اميد، مسائلي نمايان شده است:

1- از يارانه‌ کالايي خبري نيست بلکه ادامه پرداخت يارانه قبلي نيز با ادعاي خالي بودن خزانه با مشکل مواجه شده است. دولت ادعا مي‌کند ماهانه کم‌تر از هزار ميليارد تومان از محل حامل‌هاي انرژي درآمد دارد ولي بايد بيش از سه هزار ميليارد تومان يارانه مستقيم پرداخت کند و اين سنت اشتباهي بوده است که در دولت قبلي نهادينه شده است. برخي مسوولان هم با اين زمينه‌سازي‌ها که خزانه خالي است، با جيب خالي نمي‌توان به سفر استاني رفت، هدفمندي کاري علمي نبوده است و ... به دنبال حذف يارانه‌ها هستند. سؤال مردم اين است که اولا دولت قبلي چگونه هم يارانه پرداخت مي‌کرد، هم حقوق کارمندان را مي‌داد، هم کار عمراني مي‌کرد، هم با جيب پر به سفرهاي استاني مي‌رفت و هم ده‌ها ميليارد دلار بدهي‌هاي کشور را پرداخت کرد و در آخرين روز هم 130 ميليارد دلار در صندوق‌هاي ارزي و توسعه براي دولت بعدي، به ارث گذاشت؟ ثانيا، بر فرض که دولت قبلي اشتباه کرده‌، اصلاح آن چگونه بايد باشد؟ آيا مي‌توان گفت نصف کار دولت قبلي صحيح بوده و نصف ديگر آن اشتباه؟! مثلا اين که قيمت‌ها را افزايش داده خوب است ولي اين که از طريق افزايش قيمت‌هاي حامل‌هاي سوخت، درآمد حاصل از آن را به عنوان يارانه مستقيم به مردم مي‌داده اشتباه بوده است؟! پس بايد بخش دوم را اصلاح کنيم و به مردم يارانه ندهيم؟! مردم حق دارند بگويند اين نوع قضاوت يکجانبه و به نفع دولت است. طبيعي است که هر کس تنها به خانه قاضي برود راضي بر‌مي‌گردد. پيشنهاد اساسي اين است که اگر طرح هدفمندي يارانه‌ها اشتباه بوده، آن را کنار بگذاريد و قيمت گازوئيل، بنزين، نفت، گاز، آب، برق، نان، تلفن و قيمت‌هاي ديگري که به تبع اين‌ها افزايش يافته مانند کرايه‌ها و کالاهاي اساسي، همه به حال قبلي برگردد؛ در اين‌صورت حذف يارانه‌ها توجيه پذير است. به نظر مي‌رسد تئوريسين‌هاي اقتصادي دولت يازدهم همان نظريه‌پردازان دولت کارگزاران باشند که افزايش قيمت‌ها را بدون پرداخت يارانه‌ مجاز مي‌دانستند و سالانه گراني حدود30 درصدي را بر مردم تحميل مي‌کردند.

2- در سه ماهه گذشته روشن شد که دولت تدبير و اميد طرح چندان روشن اقتصادي ندارد که بتواند روح اميد را در دل مردم تقويت کند. ظاهرا مهم‌ترين طرح اقتصادي دولت به طرح بيروني‌ها اختصاص دارد؛ يعني منتظرند غربي‌ها تحريم‌ها را بردارند و دلارهاي بلوکه شده ما را آزاد کنند تا بتوانند با دلارهاي آزاد شده و رفع تحريم‌ها برنامه‌اي بريزند. حال سؤال اساسي نخبگان کشور اين است که چنان چه به هر دليل تحريم‌ها شکسته نشود و دلارها نيز آزاد نشود چه بايد کرد؟ آيا براي اداره کشور بر فرض ادامه تحريم نبايد برنامه‌اي داشت؟! آيا دولت اميد يعني فقط اميد به حذف تحريم‌ها و اميد به دروازه‌هاي بيروني؟!

به قلم حجت الاسلام والمسلمین قاسم روانبخش


برچسب‌ها: دولت, اقتصاد, مردم, تحریم ها, تحول 100 روزه

» در محضر شهید اهل قلم سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 13:41

آرمان خواهی انسان مستلزم صبر بر رنج هاست. پس برای جانبازی در راه آرمان ها یاد بگیر که در این سیاره رنج صبورترین انسان ها باشی!!

صلی الله علیک یا اباالفضل العباس


برچسب‌ها: شهید آوینی, آرمان خواهی
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: در محضر شهید اهل قلم | لينک ثابت |

» یک قدم تا محرم سه شنبه چهاردهم آبان 1392 12:46

حقیقتا هنگامی که محرم فرا می رسد، احساس معنویت، حماسه و ایثار و گذشت در وجود انسان تجلی می کند؛ گویا هر شخصی می خواهد پرواز کند و خود را به آن برساند. شاید عده ای در ماه محرم توفیق حضور پیدا کنند و شاید در این ماه در مراسمات عزا شرکت کنند ولی به راستی تنها حضور در مراسمات کفایت می کند؟! به نظر بنده حضور در مراسمات مذهبی لازم ست ولی راه رسیدن به محرم تنها حضور نیست!! اینکه چگونه می شود به محرم رسید و چگونه می شود یار امام حسین (سلام الله علیه) بود مراحل و مراتبی دارد که بنده تنها به برخی از آنها اشاره می کنم.

اینکه می گویند شور حسینی باید در کنار شعور حسینی قرار بگیرد یک حقیقت محض ست ولی باید سازماندهی و هدفمند بشود. اگر جوانی بیاید در مراسمات مذهبی سینه زنی کند ولی فردای آن روز بدنبال نامحرم باشد و یا چشم به نامحرم داشته باشد که متأسفانه به کرار مشاهده می شود، این مراسمات نتوانسته ست آنطور که باید به این جوان کمک کند. اگر بتوانیم معضلات مراسمات را به حداقل برسانیم می توانیم قدمی به سوی محرم برداریم.

نکته ای که بسیار حائز اهمیت ست اینکه اخیرا در منطقه خودمان مکررا مشاهده شده ست توجه جوانان و نوجوانان بیش از پیش به هیئت های مذهبی ست، به گونه ای که برخی دوستان حاضرند به نماز جماعت نیایند ولی در مراسمات سینه زنی شرکت کنند. حتی گاهی اوقات برخی دوستان حاضرند پای منابر علما ننشینند ولی در سینه زنی حضور پرشور داشته باشند؛ درصورتی که هدف اصلی امام حسین (سلام الله علیه) اقامه نماز جماعت و بصیرت افزایی مردم ست و این معضل بزرگی ست.

بنده ضمن ارادتی که به هیئت های مذهبی دارم و از همه دست اندرکاران آن هیئت ها تشکر می کنم ولی بسیار متأسفم برای آن کسانی که هیئت ها را اصل قرار می دهند و توجه کمتری به مسجد جامع شهر و همینطور پایگاه های مقاومت بسیج می کنند!! اینکه ما مسجد جامع شهر را کمرنگ کنیم و جوانان مان را به سمت هیئت ها ببریم نه تنها جایز نیست بلکه معضل بزرگی ست. مسجد جامعی که مظهر وحدت منطقه و محل تجمع اصلی مردم منطقه ست باید آنچنان مراسمات باشکوهی داشته باشد که تمام جوانان و نوجوانان در آن حضور فعال داشته باشند. به نظر بنده درحال حاظر مراسمات مسجد جامع خوبست بخصوص با سخنرانی های شیوا و پرمحتوا و جوان پسند حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای محمدی؛ امام جمعه محترم شهر بصیرت مردم درحال فزونی ست ولی اینکه جوانان بیشتر به سمت هیئت ها سوق پیدا می کنند، نشان از کم توجهی دوستان نسبت به جوانان در فضای داخل مسجد جامع و شرکت ندادن آنها در تصمیم گیری های مسجد جامع ست و همین امر موجب می شود با برخی برنامه ریزی ها به شیوه سنتی جذب جوان آنطور که شایسته ست صورت نگیرد که می تواند در آینده اصلاح شود.

معضل دیگر تعدد هیئت های مذهبی در سطح شهر ست به گونه ای که در برخی خیابان ها چند هیئت وجود دارد و بسیاری از هیئت ها همزمان مراسمات خود را برگزار می نمایند و حتی مشاهده شده ست از دل یک هیئت، هیئت دیگری بوجود آمده ست که این امر موجب می شود هر هیئت نه تنها از جمعیت اندکی برخوردار باشد بلکه رقابت شدیدی بین هیئت ها پدید می آید که اتفاقا در چند ماه اخیر مشاهده شده ست این رقابت ها موجب کدورت و بدگویی و غیبت های آنچنانی شده ست، به نحوی که حتی برخی سردمداران هیئت ها و حسینیه ها ناخواسته بازیچه برخی چهره های منفور و از کار افتاده و سودجو و موقعیت طلب شهر شدند و با اشتباهات خودشان موجبات تفرقه و فتنه انگیزی را در میان جوانان ایجاد کرده اند!! و این یک فاجعه ست.

و همینطور کم توجهی جوانان نسبت به پایگاه های مقاومت بسیج که بنده واقعا متأسفم برای آن جوانانی که فکر می کنند ارزش ها را فقط می شود در هیئت ها جویا شد، درصورتی که پایگاه های مقاومت بسیج مظهر اصلی ارزش های اسلامی ست و حضور در جلسات شجره طیبه صالحین یکی از این ارزشهاست. به نظر بنده مقصر اصلی دست اندرکاران برخی پایگاه های مقاومت هستند که بیشتر به هیئت ها گرایش دارند و پایگاه مقاومت را در فرع قرار داده اند و این همین چیزی ست که دشمن می خواهد. کمرنگ شدن پایگاه های مقاومت بسیج و حضور با شور ولی بی بصیرت در هیئت های مذهبی و اضافه شدن خرافات در برخی هیئت های مذهبی که کمتر بانیانی وجود دارد که بتواند بطور مستمر نظارت آنچنانی نسبت به فعالیت آنها داشته باشد!! روز گذشته در سطح شهر قدم می زدم و بنرهای زیبا و البته تبلیغاتی هیئت ها را مشاهده می کردم. نکته جالب اینکه روی برخی بنرها اثری از نام پایگاه مقاومت نبود و بر روی برخی بنرها نیز چنین نوشته بود!!


هیئت ..........


پایگاه مقاومت ...............................  

و بدانیم انسان ها در طول زندگی تنها یک قدم تا محرم فاصله دارند و آن قدم گذاشتن روی نفس خود می باشد که یقینا قدم دوم در آغوش حسین ابن علی (سلام الله علیه) ست.

صلی الله علیک یا اباعبدالله


برچسب‌ها: محرم, معضلات, هیئت, پایگاه مقاومت, مسجد جامع
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: یک قدم تا محرم | لينک ثابت |

» مستربین مسلمان شد پنجشنبه یازدهم مهر 1392 12:9

شبکه‌های خبری به نقل از سایت‌های اجتماعی و دیگر سایت‌های الکترونیکی اعلام کردند که کمدین معروف روان آتکینسون معروف به مستر بین، هنرمند مشهور انگلیسی صبح دیروز اسلام آورد.

به گزارش «ایسنا» روزنامه البیان چاپ امارات، سایت صدی بلادی (صدای کشورم) از سایت‌های اعلام کننده این خبر به نقل از مستر بین اعلام کرد که مشاهده فیلمی در اهانت به پیامبر(ص) دلیل اصلی گرایش به دین اسلام بوده است.
صدی بلادی نوشت که مستمر بین خود مایل نبود که در گفت‌وگو با رسانه‌ها این مساله را اعلام کند و تنها به بالا بردن انگشتش به نشانه شهادت اکتفا کرده است.
بنا بر اعلام این سایت برخی منابع گفتند که شیخ راشد الغنوشی از سوی خود و جنبش النهضت تونس پیام تبریکی را برای این هنرمند ارسال کرد و از او خواست تا در راه خود ثابت قدم باشد.


برچسب‌ها: مستربین, اسلام
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: مستربین مسلمان شد | لينک ثابت |

» حقیقتا درخواست مکالمه از سوی چه کسی بوده ست؟! یکشنبه هفتم مهر 1392 9:31
خانم سوزان رایس، مشاور امنیت ملی آمریکا بلافاصله بعد از انجام مکالمه تلفنی یاد شده در مصاحبه با سی.ان.ان گفت؛ تماس تلفنی با اوباما به درخواست آقای روحانی صورت پذیرفته و تاکید کرد این درخواست برای ما تعجب‌آور بود. رایس می‌گوید؛ ما در اوایل هفته که اوباما در نیویورک بود تمایل خود را برای ملاقات وی با روحانی اعلام داشتیم اما طرف ایرانی نپذیرفت، ولی امروز - جمعه - در کمال تعجب از طرف آنها با ما تماس گرفته و اعلام شد که رئیس‌جمهور روحانی تمایل دارد در حالیکه می‌خواهد از نیویورک خارج شود با اوباما تماس تلفنی داشته باشد. از سوی دیگر‌ اما، آقای روحانی هنگام ورود به تهران اعلام کرد که درخواست مکالمه از سوی آمریکا بوده است.

و اکنون سوال این است که اگر درخواست مکالمه از سوی آقای روحانی بوده است، آیا نسبت دادن آن به آمریکایی‌ها با شعار «دولت راستگویان» در تناقض نیست؟! و چنانچه این درخواست از سوی آمریکایی‌ها بوده است، نشان‌دهنده آن است که دولت آمریکا حتی در حد و اندازه اعلام‌نظر درباره یک مکالمه تلفنی هم صداقت نداشته و قابل اعتماد نیست، بنابراین پرسش بعدی آن است که جناب روحانی و هیئت‌ بلندپایه همراه ایشان با چه تحلیل و تفسیری از ضرورت اعتماد به آمریکا یاد کرده و با آنهمه تبلیغات گسترده و پرحجم از تعامل اعتمادساز آمریکا به عنوان یکی از دستاوردهای سفر نیویورک یاد می‌کنند؟! و این چه «گام اعتمادسازی»! است که هیچیک از طرفین تماس حاضر نیستند مسئولیت آن را برعهده بگیرند؟! 

ممکن است گفته شود مگر یک تماس تلفنی صرف‌نظر از آن که کدام طرف در انجام آن پیشقدم شده است، چه امتیازی برای حریف تلقی می‌شود که در این‌باره باید گفت؛ آمریکا طی سی و چند سال گذشته و مخصوصا طی چند سال اخیر به مذاکره با ایران اسلامی نه برای حل و فصل مسائل فیمابین بلکه به «مذاکره برای مذاکره» نیاز مبرم و حیاتی داشته است، چرا که به وضوح می‌داند و بارها به صراحت اعتراف کرده است که انقلاب‌های اسلامی منطقه و نهضت‌های مقاومت از ایستادگی ایران اسلامی الگو گرفته‌اند بنابراین بلافاصله پس از مذاکره، می‌تواند انجام آن را با این پیوست برای دنیا و جهان اسلام - یعنی عقبه استراتژیک جمهوری اسلامی ایران - فاکتور کند که اگر الگوی شما ایران است، جمهوری اسلامی ایران نیز در نهایت و پس از سی‌ و چند سال مقاومت چاره‌ای جز تسلیم شدن در برابر آمریکا و متحدانش نداشته است! فقط نگاهی به انبوه تفسیرها و تحلیل‌ها و گزارش‌های منتشر شده از سوی رسانه‌ها و مقامات آمریکایی‌ و صهیونیستی بیندازید و ببینید که چگونه از مکالمه تلفنی مورد اشاره با عنوان «تسلیم ایران اسلامی»! و ضعف و ناچاری ناشی از فشار تحریم‌ها یاد کرده‌ا!ند؟

گفتنی است که انتظار گشایش اقتصادی از مذاکره و رابطه با آمریکا نهایت ساده‌لوحی است.

 التماس دعآ


برچسب‌ها: مذاکره ایران و آمریکا

» فروعاتي از بحث توکل جمعه بیست و نهم شهریور 1392 21:34

گزیده ای از بیانات علامه مصباح یزدی(دامت برکاته) در دفتر مقام معظم رهبری

1. خداوند ضامن متوکل واقعي

در چند جلسه اخير به اندازه‌اي که خداي متعال توفيق عنايت فرمود درباره توکل بحث کرديم. اکنون چند موضوع فرعي مربوط به توکل را فهرست‌وار بيان مي‌کنيم تا اين مبحث ناقص نماند.

در توضيح مفهوم توکل گفته شد: توکل در واقع وکيل‌گرفتن خدا براي انجام کارهاست (لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا)1 [2]. در اين‌جا اين سؤال مطرح مي‌شود که از کجا معلوم که خدا اين وکالت را بپذيرد؟ پاسخ اين سؤال بسيار روشن است. خدايي که خود، ما را به توکل دعوت فرموده و مي‌فرمايد: «وَعَلَى اللّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ؛2 [3] و بر خدا توکل کنيد اگر مؤمن هستيد»، دعوت او متضمن اين وعده است که اگر کسي بر او توکل کند او را کفايت خواهد کرد، به خصوص که تصريح مي‌فرمايد: «وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛3 [4] و کسي که بر خدا توکل کند پس او برايش کافي است.» مگر ممکن است خداي متعال وعده‌اي بدهد و بدان عمل نکند؟! (وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِيثًا؛4 [5] و چه کسي در سخن راستگوتر از خداوند است). البته ممکن است کساني ادعا کنند که ما بر خدا توکل مي‌کنيم، اما در واقع بر خدا توکل نداشته باشند. خداي متعال ضمانتي براي چنين کساني نکرده است. بنابراين همان‌طور که خداوند تنها دعاي حقيقي را مستجاب مي‌کند، تنها امور کساني را بر عهده مي‌گيرد که واقعا بر خدا توکل کنند، اما توکل‌هاي کاذب و ادعايي ضمانتي نخواهد داشت. گاه ديده مي‌شود اشخاصي آيه شريفه وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ را مترتب تکرار مي‌کنند اما براي حل مشکلشان به انواع اسباب نامطلوبي چون پارتي و رشوه متوسل مي‌شوند. اين رفتار در واقع استهزاء توکل است. اگر انسان توکل بر خدا داشته باشد ديگر نبايد اميد به چيزي ديگر داشته باشد و نبايد از چيزي بترسد.

2. مراتب توکل

اميرالمؤمنين عليه‌السلام مي‌فرمايند: «أَقْوَى‏ النَّاسِ‏ إِيمَاناً أَكْثَرُهُمْ تَوَكُّلًا عَلَى اللَّهِ؛5 [6] قوي‌ترين مردم از نظر ايمان کسي است که بيشتر از ديگران بر خدا توکل دارد.» هرکس توکلش بيشتر باشد – خواه کميتش بيشتر باشد بدين معنا که در موارد بيشتري توکل داشته باشد و خواه کيفيتش بالاتر باشد بدين معنا که اعتماد بيشتري به خدا داشته باشد – اين نشانه اين است که خدا را بهتر شناخته است و ايمان او کامل‌تر است. حضرت ميزان سنجش ايمان را مقدار توکل قرار داده است، بدين معنا که بين قوت ايمان و کثرت توکل (و در مقابل، بين ضعف ايمان و کمبود توکل) تلازم وجود دارد. در واقع اين روايت به اين حقيقت اشاره دارد که توکل واقعي هم همچون ايمان داراي مراتب و درجاتي است.

در توضيح اين نکته به طور خلاصه مي‌توان گفت: برخي افراد تا هنگامي که اسباب فراهم است توجهي به خداي متعال ندارند و در اين مواقع اصلا توکل براي آن‌ها مطرح نيست. اما هنگامي که همه اسباب را به روي خود مسدود ببينند و اصلا چاره‌اي نداشته باشند ــ‌اگر ايماني داشته باشندــ دست‌کم در چنين حالي به سراغ خدا مي‌روند و بر او توکل مي‌کنند. کساني هم که ايماني ندارند نااميد و پريشان مي‌شوند. پايين‌ترين مرتبه ايمان اين است که انسان در چنين حالي بر خدا توکل نمايد. چنين مرتبه‌اي نازل‌ترين مراتب توکل است.

مرتبه بالاتر توکل آن‌جا مصداق مي‌يابد که کاري پيشامد مي‌کند که ده‌ها سبب و شرط دارد و قدري از اسباب در اختيار انسان است، ولي نگراني او فراهم شدن بقيه اسباب و شرايط است بدين معنا که ترديد دارد همه اسباب فراهم مي‌شود يا خير. در اين‌جا کساني که توکل بر خدا ندارند هيچ‌گاه حالت دلهره، اضطراب و استرس آن‌ها را رها نمي‌کند. اما کسي که بر خدا توکل دارد با خداي خويش اين‌گونه نجوا مي‌کند که خدايا آنچه از دست من بر مي‌آمد انجام دادم و در باقي امور بر تو توکل مي‌کنم. آنچه لازم است تو خود فراهم فرما!

مرتبه کامل‌تر توکل اين است که انسان در جايي هم که يقين دارد همه اسباب فراهم است و هيچ مانعي وجود ندارد که از اختيار او خارج باشد، چنان معرفتي به خداي متعال و افعال الهي دارد که مي‌داند قدرت اصلي از آنِ خداست و همه اسباب و شرايط، ابزارهايي در اختيار خداي متعال هستند. بنابراين، به هيچ کدام از آن‌ها اعتماد نمي‌کند و تنها اميدش به خداي متعال است. اگر به دنبال اسباب هم مي‌رود بدين خاطر است که خدا امر فرموده است. اگر انسان در هنگام مطالعه با خداي خويش چنين نجوا کند که خدايا! ديدن من، فهميدن من، ماندن مطلب در ذهن من و ... همه به دست قدرت توست. تو امر فرموده‌اي که تلاش  کنم و من وظيفه دارم که تلاش کنم، اما عطاي علم به دست توست. تو بدون تلاش من هم مي‌تواني به من علم عطا کني و مي‌تواني با وجود تلاش من علم را از من دريغ داري! اين يک توکل حقيقي کامل است. اين مراتب طيفي از مراتب توکل را تشکيل مي‌دهند.

3. آثار روحي و رفتاري توکل

1-3. آرامش

مسأله ديگر، آثار توکل است که بخشي از آن را شخص متوکل در وجود خود مي‌يابد و برخي ديگر آثاري است که در عمل وي ظاهر مي‌شود. نخستين اثر توکل چنانکه اشاره کرديم از بين رفتن اضطراب از وجود انسان است. کسي که توکل ندارد دائما مضطرب است به خصوص اگر به مشکلات سخت دچار گردد. اما انسان متوکل کارش را به خدا مي‌سپارد و نگراني از نتيجه ندارد و به آنچه خدا صلاح بداند راضي است. زيرا باور دارد که بنده خداست و همه هستي او از آنِ خداي متعال است. از اين رو آرام است و اضطرابي ندارد. مي‌داند که دنيا دار سختي است و خداوند به کسي وعده نداده است که در دنيا اصلا هيچ رنجي نبيند (لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ؛6 [7] به راستي که انسان را در رنج آفريديم). نمونه انسان متوکل امام خميني رضوان‌الله‌عليه بود که فرمود با دلي آرام و قلبي مطمئن ... به سوي جايگاه ابدي سفر مي‌کنم.7 [8]  کساني که با مرحوم آيت‌الله بهاءالديني رضوان‌الله‌عليه نشست و برخاست داشته‌اند در احوالات ايشان مي‌گويند: هيچ گاه حتي در سخت‌ترين شرايط نديديم که ايشان آرامش خود را از دست بدهد. متوکل بايد همان‌گونه که امام رضوان‌الله‌عليه مي‌فرمود: «ما مأمور به اداي تکليف و وظيفه‌ايم نه مأمور به نتيجه»،8 [9]  به دنبال انجام وظيفه باشد و بداند که عالَم صاحب دارد. وقتي انسان براي کاري وکيلي ماهر و کاربلد مي‌گيرد خيالش آسوده مي‌گردد که او کارش را به خوبي انجام مي‌دهد. اگر انسان واقعا خدا را وکيلي بداند که هم عالِم است و هم قدرت انجام هر کاري را دارد خيالش آسوده مي‌شود.

2-3. نابودي ترس از غير خدا

دومين اثر توکل از بين رفتن ترس از غير خداست. اگر کسي بر خدا توکل کرد ديگر نبايد از غير او بترسد. زيرا قدرت خدا غالب بر همه قدرت‌هاست و اگر او بخواهد، به انسان ضرري وارد مي‌شود وگرنه هيچ کس نمي‌تواند ضرري به ديگري برساند (وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلاَ رَآدَّ لِفَضْلِهِ؛9 [10] و اگر خدا به تو زيانى برساند، آن را برطرف‏كننده‏اى جز او نيست، و اگر براى تو خيرى بخواهد، بخشش او را ردّكننده‏اى نيست.) امام خميني رضوان‌الله‌عليه در يکي از سخنراني‌هاي خود، قسم مي‌خورد که در طول عمر خود از کسي نترسيده است.10 [11] اين ادعا را من از هيچ کس نشنيده‌ام. اين اثر توکل است. کسي که از غير خدا مي‌ترسد بدين معناست که شک دارد خداي متعال بتواند کار او را انجام دهد! خداي متعال هم از حال انسان آگاه است، و هم مي‌تواند به او خير برساند، و هم مي‌خواهد که او را سعادتمند کند. تنها از انسان خواسته است که با اختيار خود کارش را به او واگذار کند تا بهترين نتيجه را براي او به ارمغان آورد. اين امر را هم به خاطر رشد و تکامل انسان از او خواسته است.

3-3. عزت نفس

اثر ديگر توکل، زنده شده احساس عزت نفس در روح انسان است. کسي که توکل ندارد وقتي مشکلي براي او پيش مي‌آيد براي حل مشکلش به ديگران التماس مي‌کند، تملق مي‌گويد، تذلل مي‌کند، رشوه مي‌دهد و ... اين بدان خاطر است که در نفس خويش احساس ذلت مي‌کند و خود را ناتوان و بيچار مي‌يابد. اما وقتي انسان بر خدا توکل کند احساس عزت نفس مي‌کند و خود را بي‌نياز از غير خدا مي‌يابد (مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا؛11 [12] هر كس سربلندى مى‏خواهد، سربلندى يكسره از آنِ خداست). البته انسان متوکل در جايي که خدا فرموده به کسي احترام بگذار چون او گفته احترام مي‌گذارد. اما در عمق دلش باور ندارد که به کسي جز خدا احتياج دارد. زيرا خداست که هر کس را بخواهد عزيز و هر کس را بخواهد ذليل مي‌کند.

 4-3. استفاده از اسباب در چارچوب رضاي الهي

توکل آثاري هم در عمل انسان به جاي مي‌گذارد. انسان بي‌توکل براي حل مشکلش دست و پاي فراواني مي‌زد و تلاش مي‌کند از هر راهي که شده گرچه حرام باشد مشکلش را حل نمايد. اما انسان متوکل به اندازه‌اي که خدا دوست دارد و بدان دستور داده است اقدام مي‌کند. در روايات آمده است که خداوند همه امور مؤمن را به او تفويض فرموده اما به او اجازه ذليل کردن خويش را نداده است.12 [13] البته تذکر اين نکته لازم است که گاه حفظ عزت نفس با بزرگي فروختن اشتباه مي‌شود. عزت نفس اين است که انسان خود را نزد مخلوقات ديگر بي‌جهت کوچک نکند. اما اين بدان معنا نيست که به ديگران بزرگي بفروشد. اعتماد به نفس در فرهنگ اسلامي بدين معناست که انسان از آنچه خدا به او عطا کرده استفاده کند و چشم طمع به ديگران نداشته باشد. جمعى از انصار به خدمت‏ حضرت پيغمبر صلى‌الله‌عليه‌وآله آمده، درخواست کردند که حضرت بهشت را براي آنان ضمانت کند. حضرت بعد از اندکي تأمل فرمودند: ضامن مى‏شوم، به شرط آن كه از هيچ كس، چيزى درخواست نكنيد. بعد از اين ماجرا، هر گاه يكى از آن جماعت در سفرى بود و تازيانه‏ از دستش‏ مى‏افتاد، راضى نمى‏شد كه به كسى بگويد: تازيانه را به من ده!13 [14]

اعتماد به نفس اسلامي يعني بار خود را روي دوش ديگران نينداز! اما اگر فکر انسان اين باشد که تا مي‌تواند از ديگران بار بکشد – چنانکه فرهنگ غرب چنين انديشه‌اي را در ميان برخي جوانان ما رواج داده است – اين انديشه‌اي ضد اسلامي است. بزرگان ما حتي در خانه خود هم کارشان را به ديگران نمي‌گفته‌اند و اگر به دليل بيماري از انجام کاري ناتوان بوده‌اند با لحني که آمرانه نباشد خواسته خود را بيان مي‌کردند. اين ادب اسلامي است. در مقابل گاه ديده مي‌شود که فرزنداني به پدر و مادر خود فشار مي‌آورند که بايد فلان مقدار پول به ما بدهيد يا فلان کار را انجام دهيد! اين فرهنگ الحادي است. فرهنگ اسلامي به ما مي‌آموزد که عزت نفس خويش را حفظ کنيم اما به ديگران هم بزرگي نفروشيم. بنابراين علامت توکل اين است که انسان بار خود را روي دوش ديگران نمي‌اندازد و تا آن‌جا که مي‌تواند کارش را خودش انجام مي‌دهد، به خصوص اگر درخواست آن از ديگران جزء موارد مکروه، مشتبه يا حرام باشد. کسي که بر خدا توکل دارد اگر نياز به خانه داشته باشد ربا نمي‌گيرد تا خانه بخرد، بلکه تا اندازه‌اي که پول دارد خرج مي‌کند و از خداي خود مي‌خواهد که از راه حلال براي او برساند. تجربه ثابت کرده است کساني که به خدا توکل مي‌کنند، خداوند بسيار بيشتر و بهتر از آن‌چه انتظار دارند برايشان مي‌رساند.

4. کيفيت توکل بر خدا

آخرين کلام اين‌که نخستين گام براي توکل کردن بر خداي متعال اين است که انسان فکر کند که خداي متعال چه نيروها و توانايي‌هايي در درون او قرار داده است. اين توانايي‌ها نعمت‌هاي الهي هستند که خداي متعال براي انجام کارهايمان به ما عطا کرده است. اگر انسان وسيله‌اي که خدا براي انجام کار به او عطا کرده است به کار نگيرد و تنها از خدا بخواهد که فلان کار را براي او انجام دهد در حقيقت با خدا شوخي کرده است. خداي متعال چشم، عقل، قدرت، استاد و ... در اختيار انسان قرار داده است تا به وسيله آن‌ها کسب علم کند. بنابراين بايد قدر اين نعمت‌ها را بداند و از آن‌ها استفاده کند. البته هر جا مشکلي پيش آمد که لازم است از کسي کمک بگيرد در صورتي که درخواست او منتي در پي نداشته باشد آن هم نعمتي از خداست و از آن مي‌تواند استفاده کند. اما اگر درخواست او وي را خوار و ذليل مي‌کند اصلا نبايد چنين کاري انجام دهد. مثلا اگر براي خريد خانه مقدار زيادي پول کم دارد و اگر بخواهد آن را تهيه کند بايد به اين و آن التماس کند تا يک ميليون يک ميليون به او قرض دهند اصلا لازم نيست چنين کاري انجام دهد، بلکه بايد فعلا خانه‌اي اجاره يا رهن کند و از خدا بخواهد که هر گاه صلاح دانست پول لازم را برايش برساند.

البته کساني هستند که آن چنان اعتمادي به خدا دارند که وقتي بفهمند خداوند کاري را دوست دارد به انجام آن اقدام مي‌‌کنند و مطمئن هستند که خداوند اسبابش را هم فراهم مي‌کند. مرحوم آيت‌الله بهجت رضوان‌الله‌عليه نقل مي‌کردند که طلبه‌اي قصد داشت از نجف پياده به کربلا برود. در بين راه به طور اتفاقي مجبور شد کمي تنباکو بخرد. آن را در جيب گذاشت و به راه افتاد. نزديک‌هاي ظهر از شدت گرما به سايه درختي پناه برد. نزديک درخت که رسيد ديد پيرمردي آتشي را روشن کرده و قلياني را که جاي تنباکوي آن خالي است مقابلش گذاشته است و آتش را باد مي‌زند. سلام مي‌کند و مي‌پرسد: بدون تنباکو چگونه مي‌خواهي قليان بکشي؟! مي‌گويد: خدا مي‌رساند. آن طلبه تنباکو را از جيبش بيرون مي‌آورد و مي‌گويد: خدا رساند. خداوند چنين بندگاني هم دارد.

به هر حال براي توکل بايد از اين‌جا شروع کرد که در به کارگيري توانايي‌هاي خود کوتاهي نکنيم و از ديگران در صورتي کمک بگيريم که منت، تذلل، تملق‌گويي و ... در آن نباشد و با عزت نفس ما منافات نداشته باشد. اگر اين نکات را رعايت کنيم خدا هم ضمانت مي‌کند که بقيه‌ امور را به عهده گيرد. البته اگر توکل‌مان بيشتر باشد هنگامي که نيازي را احساس مي‌کنيم گرچه اسبابي در اختيار داشته باشيم و آن‌ها را هم به کار گيريم باز از همان ابتدا از خداي خويش مي‌خواهيم تا نيازمان را برطرف کند. در روايات آمده است که نشانه ايمان صادق اين است که بنده به آن‌چه نزد خداست اميدوارتر است تا آنچه در دست خود اوست.14 [15]ثروت ممکن است از دست برود اما آنچه نزد خداست هرگز گم نمي‌شود.

 وصلي ‌الله علي محمد وآله ‌الطاهرين

دانلود فایل صوتی فروعاتی از بحث توکل توسط علامه مصباح یزدی(حفظه الله)


برچسب‌ها: علامه مصباح یزدی, درس اخلاق, فروعات توکل
ادامه مطلب
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: فروعاتي از بحث توکل | لينک ثابت |

» مراقب مصلحت سنجی های بعدی هاشمی باشید چهارشنبه بیستم شهریور 1392 22:1

قابل توجه شورای عالی امنیت ملی

هفته گذشته شاهد اظهارات شگفت انگيز آقاي هاشمي رفسنجاني در حسينيه جماران و سپس در شهر شيرگاه سواد کوه بوديم. ابتدا نعيمه اشراقي روز پنج شنبه در صفحه فيس بوک خود نوشت: «آقاي هاشمي رفسنجاني در ملاقات با جمعي از مردم استان اصفهان در حسينيه جماران که ساعاتي پيش انجام شد در ارتباط با بمباران اخير سوريه سخناني بدين مضمون ايران نمود: دولتي که ملت خود را بمباران شيميايي کند عواقب سخت آن را خواهد ديد همان گونه که صدام در بمباران حلبچه ننگ ابدي را بر خود خريد و دچار چنين سرنوشت هولناکي شد."وي سپس در پاسخ به کامنت يکي از کاربران نوشته است: من در مراسم نبودم، از قول شوهرم گذاشتم و بعد از تعجب دوستان که فکر کردم شايد شوهرم اشتباه شنيده باشد، از آقاي نصر نويسنده روزنامه شرق هم جويا شدم ايشان هم تاييد کردند

اين خبر به سرعت در عرصه مجازي پخش شد و موجب شگفتي عموم مردم گرديد. بلافاصله مدير‌کل روابط عمومي مجمع تشخيص مصلحت آقاي سليماني اين خبر را تکذيب کرد. ولي مجددا چند روز بعد، در شهر شيرگاه در مراسم مرحوم آيت ا... صالحي مازندراني ضمن تاکيد بر همان سخنان گفته شد:"‌مردم سوريه بيش از 100 هزار کشته و 8 ميليون آواره دادند در داخل و خارج، زندان‌ها پر از مردم، زندان‌ها جا ندارد بعضي از ورزشگاه‌ها را گرفتند، آن‌ها را پر کردند. شرايط بدي بر مردم حاکم است، مردم از يک طرف از طرف خود حکومتشان بمباران شيميايي مي‌شوند و از طرف ديگر امروز منتظر بمب‌هاي آمريکا بايد بمانند. "

اين اظهارات فضاي مجازي را پر کرد و به سوژه اصلي رسانه‌هاي دشمن تبديل شد و به شدت مورد استقبال غربي‌ها از جمله اوباما قرار گرفت؛ پس از مدتي فايل صوتي‌اي که همان اظهارات را تاييد مي‌کرد روي سايت‌ها قرار گرفت. در عين حال به رغم شنيدن صدها تن از حاضران، آيت‌ا... طباطبايي -امام جمعه اصفهان- اظهار داشت: من به هاشمي گفتم که آن‌ها صدا را دارند. هاشمي رفسنجاني در پاسخ به من گفت: "من صدا را خودم ديدم. صدا را درست کرد‌ه‌اند و خواسته‌اند که مثل من حرف بزنند. اصلاً اين حرف و موضع من نيست. من گفتم آمريکا بهانه کرده که دولت سوريه عليه مردمش بمب‌هاي شيميايي زده. گفتم آمريکا اين‌طور گفته است نه ‌اين‌که موضع من باشد. اين جزو اسرائيليات است که من چنين حرفي را زده باشم

امام جمعه محترم اصفهان سپس اظهار داشته است: چرا بايد بگوييم که اين شخصيت اين حرف غيرمرتبط نامربوط را زده است؟ روايت داريم اگر 50 نفر هم بگويند فردي حرفي را زده ولي خود آن فرد بگويد نگفته‌ام، فصدّقه و کذّبهم (آن فرد را تصديق کن و آن‌ها را که مي‌گويند گفته، تکذيب کن.)

به دنبال اين ادعا، سايت بلاغ فيلم ايشان را نيز منتشر کرد و آقاي علي مطهري هم که از ارادتمندان آقاي هاشمي است، آن را تاييد کرد و گفت که آقاي هاشمي آن حرف‌ها را زده است. سرانجام آقاي هاشمي پس از گذشت قريب به 10 روز که اظهاراتش در رسانه‌هاي بيروني نقش خودش را ايفا کرده بود، در ديدار اعضاي کميته فرزندان شاهد و ايثارگران گفت اخيراً نقلي از بنده در مورد سوريه، بهانه سوء‌استفاده و تخريب‌هاي جديد توسط اين گونه رسانه‌ها را فراهم کرد که به‌هيچ‌وجه صحيح نيست.

1. بنا‌همين است که تصديق کنيم، ولي آيا مي‌توانيم همه کساني را که در دو جلسه جداگانه 

بر درخواست آيت ا... طباطبايي در اين موضوع، آقاي هاشمي را تصديق مي‌کنيم و مصلحت نيز بر اين سخن را شنيده‌اند تکذيب کنيم تا حرمت آقاي هاشمي حفظ شود؟

2. نکته قابل توجه اين که ايشان در‌باره فيلم منتشر شده اظهار نظري نکرده و همچنين نگفته است که چرا اين قدر دير هنگام به تکذيب اين نقل قول پرداخته است؟ 

3. تاثير اظهارات ايشان در خارج از مرزها به مراتب بيش‌تر از داخل بوده است. آيا تکذيبيه ايشان در خارج از مرزها نيز تاثير‌گذار است يا اين‌که از نوع نوشدارو پس از مرگ سهراب تلقي مي‌شود؟

4. البته اين براي اولين بار نيست که ايشان از اين‌گونه اقدامات انجام مي‌دهد. ايشان چند سال پيش هنگامي که موضوع مذاکرات هسته‌اي در شرف به نتيجه رسيدن بود، اقدام به انتشار نامه محرمانه به امام خميني(ره) درباره علل پذيرش قطعنامه کرد.

5. اگر تکذيب ايشان را نسبت به اين موضوع بپذيريم، اظهارات قبلي ايشان در‌باره اين‌که ما با اسرائيل جنگي نداريم و اين اعراب هستند که با اسرائيل سر جنگ دارند چگونه توجيه کنيم؟ چنان‌چه اين موضوع را نيز به نحوي توجيه کنيم، مصاحبه ايشان با فصلنامه مطالعات بينالمللي را كه در بخشي از آن از مقاومت اسلامي در لبنان و فلسطين به عنوان ابزار جمهوري اسلامي ايران براي مزاحمت ديگران ياد شده، چگونه برخورد کنيم‌؟

وي مي‌گويد:‌ " در مورد حزب الله که شيعه و بخش عمده ملت لبنان است و در تاريخ هميشه مظلوم بوده هم براي فلسطين و هم براي لبنان. اين‌ها قابل دفاع بوده و هست، به شرط اين‌که ما از اين‌ها براي مزاحمت ديگران استفاده نکنيم و اين‌ها هم کار خودشان را بکنند. وقتي که نظام نخواهد در دنيا ماجراجويي بکند، اين‌گونه مسائل قابل تحمل است"!

چنان چه در روزهاي آينده ناگهان خبرهايي از اين سنخ از آقاي هاشمي پخش شود چه بايد کرد؟ از اين رو شايسته است شوراي عالي امنيت ملي و رياست محترم آن براي چنين احتمالاتي -هر چند ضعيف- چاره‌اي بينديشند. آقاي هاشمي نشان داده است که هر آن‌چه را مصلحت بداند انجام خواهد داد. ايشان پس از پايان اين ماجراها در مصاحبه‌اي با سايت شخصي‌اش در اين‌باره که چرا ‌حرف‌هاي متفاوتي مي‌زند؟ عنوان کرده است: "عمل به مصلحت هميشه مشکل است. يعني وقتي که انسان به خاطر مصلحت يک کار خلاف مسير عادي انجام مي‌دهد يا سخني مخالف نظرات غالب مي‌گويد‌، در آن لحظه حتما مشکلاتي دارد، خيلي‌ها را هم ناراحت مي‌کند، ولي اين دليل آن‌نمي شود که انسان وقتي مصلحت مردم و نظام و کشور را تشخيص داد در گفتنش ترديد کند، هرگز در اين باره ترديد جايز نيست، غفلت از مصلحت بسيار عوارض سخت و جبران ناپذيري دارد

وي بدون اين‌که منظورش را از آن‌چه "مصلحت" ناميده، بگويد، گفته است: به صرف احتمال مخالفت‌ها و حتي تهمت‌ها و انگ زدن‌ها و برچسب‌ها هرگز در بيان و عمل به مصلحت نبايد ترديد يا سکوت کرد و منتظر وقايع احتمالي ماند." سپس با تمسک به روش امام(ره) در پذيرش قطعنامه 598 مي‌گويد: "اين آموزه بزرگ امام راحل(ره) به ما در زمان پذيرش قطعنامه 598 بود که چگونه حتي لحظه‌اي در تامين مصلحت مردم و نظام اسلامي ترديد نکردند و در حالي که تا 20 روز قبل شعار جنگ جنگ تا رفع فتنه مي‌فرمودند، وقتي به "کشف مصلحت مردم" رسيدند بدون آن‌که حتي يک لحظه هم به حفظ آبروي خويش فکر کنند، بدان عمل کردند و با آن هوشي که داشتند جمله "‌جام زهر را مي‌نوشيم‌" را درست به‌کار بردند. يعني انتخاب کرديم که بنوشيم‌. يعني بر ايشان تحميل نشد که بنوشند‌. حالتي بود که به‌خاطر مصلحت انتخاب کردند‌. ايشان با تفکر و پيش بيني شرايط آن جمله را به‌کار بردند. هم مصلحت را رعايت کردند و هم ناراحتي خودشان را به مردم نشان دادند که دلشان نمي‌خواست اين‌گونه شود و هم آينده را در آن جمله نهادند که مردم در آينده خواهيد ديد که چه فتحي کرديم؟" آقاي هاشمي در پايان گفته است که اگر "در عمل به مصلحت نظام کوتاهي کنيم‌، ضررهاي جبران ناپذيري خواهيم ديد."

به قلم حجت الاسلام والمسلمین قاسم روانبخش

نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: مصلحت سنجی های هاشمی | لينک ثابت |

» قدر آیت‌الله خامنه‌ای را بدانیم‌ دوشنبه چهارم شهریور 1392 17:26

خبرگزاری فارس: نبود رهبری دین‌مدار وضعیت امروز مصر را رقم زد/‌قدر آیت‌الله خامنه‌ای را بدانیم‌

علامه محمدتقی مصباح‌یزدی امروز در دیدار دانشجویان دانشگاه تهران با بیان اینکه عقل به عنوان قدرتی برای تمیز انسان با سایر موجودات محسوب می‌شود اظهار داشت: به دلیل اینکه هیچ موجودی قدرت درک و فهم انسان را در مسایل گوناگون ندارد انسان می‌تواند زندگی خود را به صورت هدفمند مدیریت کند.

وی با اشاره به سیر زندگی انسان در مقابل مشکلات بیان داشت: انسان در زندگی خود همیشه هدف را در نظر می‌گیرد و برای رسیدن به کمال مطلوب، نسبت به انتخاب بهترین راه اقدام کرده و سپس مشکلات خود را برطرف می‌کند.

رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) با اشاره به ضرب‌المثل رایج در مورد دنیا تصریح کرد: برخی انسان‌ها در طول تاریخ به دلیل این‌که غایتی برای این دنیا نمی‌دیدند این دنیا را دار مکافات و بلا می‌دانستند و خودکشی می‌کردند که این مسئله در میان غیر ایرانی‌ها و غیر مسلمانان بیش از پیش قابل مشاهده است.

وی با تبیین دلایل کسانی که خودکشی می‌کردند ابراز داشت: این افراد به دلیل اینکه آنان تصویر روشنی از دوران حیات و ممات و همچنین زندگی پس از مرگ نداشتند ترجیح دادند در این دنیا بیش از این خود را به سختی و رنج نیندازند.

*انبیاء الهی برای آگاهی انسان حهت رهایی از جاهلیت ظهور کردند

علامه مصباح‌یزدی به دوره ظهور انبیا اشاره و بیان کرد: پس از ظهور انبیا انسان‌ها با هویت اصلی خویش آشنا شدند و پیامبران تلاش کردند که خدای یگانه را به انسان‌ها معرفی کرده و به ایشان بفهمانند که خدایی مالک این جهان است و برای خلق انسان نیز هدفی والا تعیین کرده است.

وی مهم‌ترین و دشوارترین کار انبیا را اثبات زندگی پس از مرگ در جهانی دیگر ذکر و تصریح کرد: پیامبران تلاش می‌کردند انسان را آگاه کنند که جهانی در انتظار آنان است و پس از مرگ تازه متولد می‌شوند.

این استاد حوزه علمیه ادامه داد: پیامبران برای اثبات هدف از خلق انسان و زندگی پس از مرگ رنج فراوانی از سوی مردم و حاکمان کشیدند و مورد تمسخر و بی مهری قرار گرفتند.

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) ابراز داشت: به ما آموخته شده باید در دنیا زحمت بکشیم و در دنیای فانی کار کنیم تا دنیای باقی را بسازیم.

وی افزود: انبیاءالهی برای زندگی بهتر دستوراتی را صادر کرده‌اند که با عمل به آن می‌توانیم راحت زندگی کنیم و آخرت خود را نیز به صورت مطلوب بسازیم.

وی تاکید کرد: اگر برنامه‌های زندگی انسان در محیط فردی و اجتماعی مبتنی بر دین نباشد دنیا را هرج و مرج فرا می‌گیرد.

*امام خمینی بزرگترین مصلح جهان است

علامه مصباح یزدی در بخش دیگری از سخنان خویش به امام خمینی (ره) به عنوان بزرگترین مصلح عصر حاضر اشاره و ابراز کرد: ایشان یک جامعه دینی و حکومت دینی را برای زندگی پاک و مبتنی بر توحید در جهان به وجود آوردند.

وی امام خمینی (ره) و آیت‌الله خامنه‌ای را نعمتی ذکر کرد که برای جهان بسیار کم نظیر هستند و دنیا باید قدر این بزرگواران را بداند.

عضو خبرگان رهبری به سرگذشت مصر اشاره و تصریح کرد:‌ وضعیت امروز مصر نشان می‌دهد که انقلاب آنان که با خون‌های بسیاری همراه بود به دلیل نداشتن رهبری لایق و دین‌مدار زیر تسلط بیگانگان قرار گرفته و خون جوانان این کشور به هدر رفت.

وی در بخش پایانی خاطرنشان کرد:‌ باید همواره به خاطر داشته باشیم که حکومت‌هایی که خدا را فراموش کردند با دشمنان خدا و کافران هم‌دست شدند.


برچسب‌ها: علامه مصباح یزدی, وضعیت امروز مصر

» شب های با قرآن، ولایت، بصیرت و شهداء چهارشنبه دوم مرداد 1392 1:26
... شاید این نشانه کم توفیقی بنده باشد که امسال شب میلاد باسعادت آقا امام حسن مجتبی(سلام الله علیه) برنامه خاصی ندارم، ولی به نظر بنده در سال جاری اگر این همایش سراسر معنویت و بصیرت در چنین شبی برگزار می شد، آن تأثیری را که در چند شب گذشته داشت را در خود نمی دید! دلیلش را عرض نمی کنم ولی به همین بسنده کنم که بنده از کیفیت و کمیت این همایش چهره های ماندگار که در غالب برنامه شب های با قرآن، ولایت، بصیرت و شهداء برگزار شد لذت وافری بردم و این لذتی بود معنوی. سخنرانی شیوا و حماسی حضرت حجت الاسلام والمسلمین روانبخش؛ شاگرد برجسته و ممتاز علامه مصباح یزدی، نوای کم نظیر قاریان و حافظان ممتاز قرآن کریم و معرفی و تجلیل از چهره های برتر و منتخب و بهترین بهترین های شهرستان بندرگز در سال های 92 - 88 از جمله برنامه های متنوع و مهم همایش چهره های ماندگار بود.

... هرچند برخی دوستان نسبت به حقیر و مجموعه قرآنی ما کارشکنی هایی انجام داده بودند و انتقادها و تخریب های نابجایی را چه قبل از همایش، چه در حین همایش و چه پس از برگزاری همایش بر علیه حقیر و مجموعه قرآنی حقیر داشتند ولی با الطاف الهی و حمایت های ویژه دوستان ارزشی و مسئولین گرانقدر همه آن انتقادها و تخریب های نابجا خنثی شد.

بنده نسبت به ادعای برخی چهره های به ظاهر شاخص و به باطن چهره های از کار افتاده شهر که در میان مردم رایزنی کرده بودند و ادعا می کردند که چرا از آنان در این همایش تقدیر نشد عرض کنم، اسامی چهره های برتر و منتخب همایش ابتدا توسط کارشناسان و داوران همایش متشکل از 15 نفر انتخاب شد و به دبیرخانه همایش معرفی شده و سپس با تأیید دبیرخانه همایش جهت انتخاب عموم مردم، به حاضرین در همایش معرفی شد و سپس مردم عزیز با پیامک های زیبایشان بهترین ها را انتخاب کردند. نکته جالب توجه اینکه کلیه اسامی نفرات برتر که توسط کارشناسان و داوران محترم و مردم عزیز به دبیرخانه همایش معرفی شد حدود 200 مورد بود که حتی یک مورد از این چهره های منتقد و مخرب که مدعی بودند نامشان می بایست در جمع منتخبین باشد، از سوی کارشناسان، داوران و مردم عزیز انتخاب نشد و این نشان از عدم مقبولیت عمومی این آقایون دارد!!

در هر صورت بنده از تمامی عزیزانی که در این همایش بزرگ معنویت، بصیرت و حماسه به هر نحوی ما را یاری نمودند تشکر و قدردانی می کنم، جوانان و نوجوانان قرآنی و ولایی و مردم شریف منطقه و تمامی عزیزان بخصوص از زحمات و حمایت های حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای محمدی؛ امام جمعه محبوب شهرستان بندرگز، ریاست محترم اوقاف و امور خیریه، ریاست محترم آموزش و پرورش و مسئولین ذی ربط آن و تمامی ادارات و نهادها تشکر و قدردانی می کنم.

انشاءالله بتوانیم در سال های آینده برنامه های جامع، مفید و هدفمندتری را در منطقه برگزار نماییم. درود خدا بر رهبر فرزانه انقلاب که قرآن و بصیرت را در مملکت اسلامی احیا نمود. برنامه بعدی مجموعه قرآنی حقیر همایش بزرگ ولایت؛ حتی الامکان با حضور حضرت حجت الاسلام والمسلمین پناهیان و تلاوت قاری ممتاز بین المللی حاج حامد شاکرنژاد می باشد که انشاءالله در شهرستان بندرگز برگزار خواهد شد و در صورت عدم همکاری دوستان، از سایر چهره های ممتاز کشوری استفاده خواهد شد. حال این برنامه بخواهد سال دیگر برگزار بشود یا اینکه در چند سال آینده اجرا شود. به هر صورت برنامه بعدی مجموعه قرآنی حقیر پس از برگزاری همایش بزرگ چهره های ماندگار، همایش بزرگ ولایت ست!!

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر و جعلنا من اشیاعه و انصاره و اولیائه والمستشهدین بین یدیه.

التماس دعآ


برچسب‌ها: قرآن, ولایت, بصیرت, شهداء

» میلاد باسعادت حضرت آقا دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392 1:33

امشب که شب میلاد باسعادت مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ست بیاییم با خدای خود عهد ببندیم که لحظه ای و کمتر از لحظه ای از ولایت و رهبری زمان دور نشویم و همواره یار و یاور و مطیع و فرمانبردار ایشان باشیم. یقینا اگر به عهدمان صادقانه وفا کردیم خداوند نیز به عهد خود وفا می کند.

میلاد حضرت آقا مبارک.

التماس دعآ


برچسب‌ها: مقام معظم رهبری, ولایت فقیه
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: میلاد باسعادت حضرت آقا | لينک ثابت |

» درسی از یک دوست قرآنی جمعه چهاردهم تیر 1392 20:12
سال 1385 بود. بنده طبق روال سال های گذشته درگیر برگزاری مقدمات جشنواره علوم قرآنی بودم. البته در آن سال جشنواره علوم قرآنی منطقه غرب استان گلستان برگزار شده بود. در یکی از مکان های شهرستان بندرگز بطور ناگهانی دوست قرآنی و قدیمیم حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای بهاری را ملاقات کردم. ایشان طبق معمول با رویی باز و شادمان از احوالات بنده جویا شدند. احساس معنویت خوبی بهم دست داده بود. به نظرم انسان هر وقت با روحانیون بامعنویت و باصفا و بابصیرت دیدار میکند، احساس معنویت خاصی به او دست می دهد.

ایشان از بنده پرسیدند: آیا امسال هم در ماه مبارک رمضان برنامه قرآنی دارید؟ گفتم بله، اگر خدا توفیق بده؛ و مقداری از برنامه را برایشان شرح دادم. هنگام خداحافظی شد. ناگهان حاج آقا بهم گفتند چند لحظه صبر کن! گفتم حاجی مشکلی پیش آمده؟! دستشان را به جیب مبارک شان بردند و هرچقدر پول در جیب داشتند(چند هزار تومان)به بنده دادند؛ البته صد تومان(هزار ریال) را هم برداشتند و گفتند: راستش هنوز که شهریه ای نگرفتیم ولی این هدیه ناقابل کمک به جشنواره شما، این صد تومان هم برای کرایه راه من.

بنده به ایشان عرض کردم؛ حاج آقا شما که دستتان خالی ست، پس چرا می خواهید به برنامه قرآنی ما کمک کنید؟! فرمودند: اگر کسی در شرایط سخت و دشوار از مالش انفاق کند، خداوند به او روزی می دهد و در چنین شرایطی کمک کردن ارزشمند است؛ والله یرزق من یشاء بغیر حساب.

و این درس بزرگی بود برای بنده که حتی در شرایط سخت و بحرانی هم می شود در کار خیر شریک شد و این یکی از دروسی بود که بنده در طی چندین سال فعالیت فرهنگی و قرآنی گرفتم. بی جهت نیست که برخی مراسمات، برخی سخنرانی ها، برخی روضه ها و برخی توسلات خاص ست و همه این ها نشأت گرفته از اعمال و رفتار انسان در طول زندگی ست.

عذرخواهی می کنم از محضر ارزشمند حاج آقای بهاری که بدون اجازه اسم ایشان را بر قلم جاری کردم.

التماس دعآ


برچسب‌ها: ماه مبارک رمضان, جشنواره علوم قرآنی, حاج آقای بهاری
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: درسی از یک دوست قرآنی | لينک ثابت |

» نامه دردمندانه حجة الاسلام قرائتی درباره مهجوریت قرآن پنجشنبه سی ام خرداد 1392 20:25

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت سروران گرامی 
سلام علیكم 
 طبق معمول هر سال همین كه به ماه رمضان نزدیك می شویم دقایقی از وقت شما را راجع به مهمترین مسئله می گیرم و از اینكه كار قرآن به جایی رسیده كه باید مثل من این حرفها را بزند (كه از دهانم بزرگتر است) شرمنده ام. 
 
1. آیا می دانید كه در همه مساجد در شب قدر دعای شریف جوشن كبیر و عزاداری و مراسم قرآن سر گرفتن بحمدالله برگزار می شود اما چرا در شب قدر كه شب نزول قرآن است تفسیر رنگی ندارد؟ 
 
2. آیا می دانید سرگرم شدن به چاپ و صوت و تجوید و ظاهر قرآن بیش از توجه به محتوای قرآن است؟ 
 
3. آیا می دانید به ما دستور داده اند كه هر گاه فتنه های زیاد مانند پاره هایی از شب تار به شما روی آورد به قرآن پناه ببرید؟ (فَإِذَا الْتَبَسَتْ‏ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّع)‏
 
4. آیا می دانید بعضی به اسم این كه دین از سیاست جداست به صدها آیه سیاسی بی توجهی می كنند؟ 
 
5. آیا می دانید آن مقدار كه در متون آموزش و پرورش و دانشگاه كلمات عربی را تزریق می كنند كارساز نیست و فارغ التحصیلان ما نمی توانند اكثرا یك صفحه قرآن را بی غلط بخوانند؟ 
 
6. آیا می دانید بعضی به خیال اینكه قرآن از فهم بشر بالاتر است و فهم آن مخصوص اهل بیت است از تدبر در آن می ترسند، با اینكه خداوند دستور به تدبر داده است و در حدیث می خوانیم: من زعم ان كتاب الله مبهم فقد هلك و اهلك راستی اگر قرآن را نمی توان فهمید پس چگونه به ما دستور داده اند روایات را بر قرآن عرضه كنیم و اگر ضد آن بود آن روایات را به دیوار بزنیم؟ 
 
7. آیا می دانید مهجوریت  قرآن غافلانه نیست زیرا در قرآن می خوانیم در روز قیامت پیامبر(ص) می فرماید: پروردگارا قوم من قرآن را مهجور گرفتند و نمی فرماید قرآن نزد قوم من مهجور بود و مهجور گرفتن با توجه و عمد است؟ وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً   
 
8. آیا می دانید آیه وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً چه معنایی دارد: 
الف: در پر خطر ترین دادگاه یعنی روز قیامت 
ب: نزد عالی ترین قاضی یعنی خداوند 
ج: از محبوبترین و بالاترین مقام هستی یعنی پیامبر(ص) 
د: شكایت توسط كسی است كه مظهر رحمه للعالمین است. 
ه: شكایت پدر از فرزند است انا و علی ابوا هذه الامه 
و: شكایت حتمی است چون با فعل ماضی آمده است. (وَ قالَ الرَّسُولُ) 
ز: شكایت با استمداد از كلمه یا رب است. 
ح: شكایت از كسی است كه امید شفاعت از او داریم. ویل لمن كان شفعاء ه خصماءه؟ 
 
9. آیا می دانید بعضی ها نمی توانند قرآن بخوانند؟ 
بعضی به غلط می خوانند. 
بعضی كه می توانند درست بخوانند نمی خوانند. 
و بعضی كه می خوانند تدبر نمی كنند. 
و بعضی به آن عمل نمی كنند. 
و بعضی قرآن را محور كار خود نمی دانند و در درسها و سخنرانی ها و نوشته به قرآن اولویت نمی دهند. 
و بعضی قرآن را تنها برای مهریه عروس، بالای سر مسافر، سوگند یاد كردن، كتاب استخاره و امثال آن می خواهند. 
 
10. آیا می دانید مثال ما مثال بیماری است كه بجای مصرف دارو مشغول چیدن و تنظیم انواع قرص هاست؟ 
 
11. آیا می دانید مثال ما مثال مهمانی است كه به جای گوش دادن به سخنان صاحبخانه به نقش و نگار در و پنجره توجه می كند؟ 
 

12. آیا می دانید گروهی به جای تدبر در قرآن و پیام و الهام گرفتن از آن و عمل به آن به سراغ حواشی آن می روند و بیشتر عمر خود را صرف مباحث علوم قرآن مانند محكم و متشابه، ناسخ و منسوخ، تاویل، شان نزول، تاریخ كتابت، تاریخ ترجمه، تاریخ تفسیر، طبقات مفسرین، تفاوت كتب تفسیری و امثال این بحث ها می كنند؟ (البته بعضی از این بحث ها نظیر بحث اعجاز و بحث سلامت از تحریف ضروری است اما صرف بیشتر عمر به این علوم مانند كسی است كه به جای شنا در استخر، دور استخر می دود؟) 

مابقی نامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: قرآن, مهجوریت قرآن, حجة الاسلام والمسلمین قرائتی
ادامه مطلب

» پیام تشکر رهبر معظم انقلاب از حضور حماسی ملت در انتخابات ریاست جمهوری شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 22:57

در پی حماسه با شکوه و تاریخی ملت در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و چهارمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیام تشکر و قدردانی خطاب به مردم ایران صادر کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای در این پیام با اشاره به حضور متراکم و خیره کننده ایرانیان مومن و غیور در صحنه حماسی انتخابات، این حضور عظیم را نشان دهنده رشد فزاینده سیاسی و پای فشردن بر مردمسالاری دینی صادقانه و باطل السحر بافته ها و گزافه های دشمنان حسود خواندند و تأکید کردند: پیروزِ حقیقی انتخابات، ملت بزرگ ایران است که به حول و قوه الهی توانست گامی استوار بردارد و گوهر نفوذناپذیر و چهره ی پر نشاط و مصمّم و دل سرشار از امید و ایمان خود را به نمایش بگذارد.
متن کامل پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت عزیز ایران!
صحنه حماسی و پرشور انتخابات در روز جمعه ی 24 خرداد، آزمون خیره کننده ی دیگری بود که چهره ی مصمم و پر امید ایران اسلامی را در معرض نگاه دوستان و دشمنان نهاد. رشد فزاینده ی سیاسی و پای فشردن بر مردم سالاری دینی صادقانه، حقیقت تابناکی است که با حضور متراکم شما در پای صندوق های رأی، یک بار دیگر در عمل به اثبات رسید و باطل السحر بافته ها و گزافه های دشمنان و حسودان و طمع ورزان شد.
حماسه ی حضور شما پیوند مستحکم ایران و ایرانی را با نظام اسلامی به رخ همه ی بدخواهانی کشید که با صد ترفند سیاسی و اقتصادی و امنیتی در پی گسستن یا سست کردن این اعتماد و پیوند مقدس اند.
ایرانیِ مومن و غیور در انتخابات دیروز، ظرفیت عظیم خود را در مواجهه ی متین و خردمندانه با جنگ روانی بازیگران سلطه و استکبار، با زیبایی و چیره دستی هر چه تمام تر به تصویر کشید و کشور خود و منافع ملی خود و آینده پر تلاش و امیدوارانه خود را بیمه کرد.
پیروز حقیقی انتخابات دیروز ملت بزرگ ایران است که به حول و قوه الهی توانست گامی استوار بردارد و گوهر نفوذ ناپذیر و چهره ی پر نشاط و مصمم و دل سرشار از  امید و ایمان خود را به نمایش بگذارد.
اینجانب با خشوع و خاکساری در برابر لطف و رحمت خداوند حکیم و علیم، جبهه ی سپاس بر زمین می سایم و خود و شما را به ذکر و شکر و قدرشناسی این نعمت بزرگ فرا میخوانم و با سلام و عرض اخلاص به حضرت ولی اله الاعظم روحی فداه و تبریک به ملت عزیز و به رئیس جمهور منتخب جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ حسن روحانی نکاتی را به ایشان و همه آحاد ملت عرض میکنم:
1-اکنون که حماسه ی سیاسی و نقطه اوج آن در جمعه ی بیست و چهارم خرداد با پیروزی ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی به سرانجام رسیده است، هیجان و التهاب روزها و هفته های رقابت، باید جای خود را به همکاری و رفاقت داده و طرفداران نامزدهای رقیب در آزمون بردباری و متانت و دانایی نیز جایگاه شایسته ی خود را به  دست آورند. هیچ احساسی، چه شادمانی و چه ناشادمانی، نباید کسی را به رفتار و گفتاری دور از شأنِ خردمندی و فرزانگی وادار کند. نگذارید بدخواهان، احساسات مردم را ابزار خواسته‌های پلید خویش کنند. وحدت ملی و رفق و مدارا پشتوانه‌ ی امنیت کشور و خنثی کننده‌ ی ترفندهای دشمنان است.
2- رئیس جمهور منتخب، رئیس‌جمهور همه‌ ی ملت است. همه باید برای دست یافتن به آرمانهای بزرگی که رئیس‌جمهور و همکاران وی در دولت، متعهد و مسئول تحقق آنند، به آنان کمک و با آنان همکاری صمیمانه کنند.
3- اکنون پس از هفته‌ها گفتن و شنودن، نوبت کار و اقدام است. رئیس‌جمهور منتخب، تا روز پذیرش رسمی مسئولیت، دارای فرصت ارزشمندی است که شایسته است بیشترین بهره از آن برده شود و کارهائی که شروع مسئولیت خطیر ریاست جمهوری، بدان نیازمند است، بی درنگ آغاز گردد.
4- تحقق حماسه‌ ی انتخابات، بدون شرکت و رقابت و تلاش دیگر نامزدهای ریاست جمهوری امکان‌پذیر نبود. لازم میدانم از همه شخصیت های محترمی که پای در این میدان نهاده و با تلاش خستگی ناپذیر خود، صحنه ی مسابقه ئی شور انگیز را آفریدند، صمیمانه تشکر کنم و آنان را باز هم به نقش آفرینی در عرصه های گوناگون انقلاب و نظام اسلامی فرا بخوانم.
5- و نیز لازم میدانم از همه ی آحاد ملت که این بار نیز حادثه ای ماندگار خلق کردند، بویژه از حضرات مراجع معظّم و علمای اعلام و نخبگان دانشگاهی و سیاسی و فرهنگی که در ترغیب به مشارکت، نقش های ارزنده ایفا کردند، و نیز از دست اندرکاران برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا بویژه وزارت کشور و شورای محترم نگهبان که زحمات طاقت فرسای این هفته های پرکار را صبورانه تحمل کردند و با امانت کامل، این بار سنگین را به سرمنزل رساندند، و نیز از مأموران پر تلاشی که امنیت این پدیده ی حساس را در کشوری با این وسعت، تا اقصی نقاط آن، تضمین کردند و همچنین از همه ی دستگاههای همکار آنان، صمیمانه تشکر کنم و اجر وافر الهی را برای آنان مسألت نمایم.
6-لازم میدانم به شکل ویژه از رسانه ی ملی و دست اندرکاران محترم آن که شور انتخابات را رهین تلاش هنرمندانه و مبتکرانه ی خود ساختند و راوی صادق و صریح گرایش ها و اندیشه ها و هدفهای نامزدان ریاست جمهوری شدند و چگونگی دست بدست شدن قدرت در نظام جمهوری اسلامی را، به شکل آشکار در برابر چشم جهانیان گذاشتند، تشکری بسزا و بلیغ کرده، اجر و توفیق آنان را از خداوند مسألت نمایم. 
در پایان بار دیگر با خشوع و ابتهال، نعمت های بزرگ الهی را سپاس گفته و با تکریم یاد امام بزرگوار و شهیدان و ایثارگران عالی مقام، آینده ئی هر چه بهتر را برای این کشور و این ملت آرزو و مسألت میکنم.
و السّلام علیکم و رحمه الله
سیّدعلی خامنه ای
25 خرداد ماه 1392


برچسب‌ها: رهبر معظم انقلاب, پیام تشکر از ملت, حضور حماسی, انتخابات ریاست جمهوری 92

» حنجره اباالفضلی پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 2:33

حنجره نعمت بزرگی ست که خدای سبحان بر بندگانش ارزانی داشته ست. برخی صداها جنس جالبی دارند و بعضی صداها خاص هستند. ولی چیزی که مهم ست اینکه آیا از این حنجره خدادادی در راه رضای خداوند متعال نهایت استفاده را می کنیم یا خیر؟! بعضی ها متاسفانه از حنجره و صدای زیبایشان استفاده های نامناسبی می کنند و برعکس بعضی انسان ها از صدای خودشان نهایت استفاده را در راه مناسب می برند. برخی مثل بنده با استفاده از حنجره خودشان به تدریس و تلاوت قرآن کریم می پردازند و بعضی با ارشاد و راهنمایی و مانند آن...

به نظر بنده بهترین جایی که می شود از حنجره نهایت استفاده را برد، فریاد زدن و دفاع برای ادای حق ست و مقاومت و ایستادگی و پایداری در برابر ظلم. حال می شود این عمل با زبان بی زبانی انجام بشود و یا اینکه بنا بر مصلحت زمان علنا مطرح بشود که آن هم شرایطی دارد و هر جایی چنین امری محقق نمی شود.

اینکه مقام معظم رهبری فریاد می زنند حضور حداکثری در انتخابات داشته باشید، این فریاد افضل بر تمامی فریادهاست؛ زیرا فریاد عزت اسلام و مسلمین ست و فریاد اتحاد و همبستگی و ایستادگی در برابر ظلم ستیزی بیگانگان ست و اینکه چهره های شاخصی در گذشته نظیر علامه شهید مطهری و شهید بهشتی و در حال حاظر نظیرعلامه مصباح یزدی فریاد می زنند و راه را به مسلمین نشان می دهند، این فریاد افضل بر دیگر فریادهاست و چنین حنجره هایی با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست...

شبی باتفاق خانواده محترم در صحن و سرای حرم باصفای حضرت اباالفضل العباس(سلام الله علیه) نشسته بودیم. توفیقی حاصل شد در یکی از مجالس قرائت قرآن که بعضی شب ها در حرم مطهر برگزار می شود شرکت کنیم. قصد تلاوت نداشتم. فقط من باب حضور در آن جلسه نورانی شرکت کردم. استاد جلسه شخصی بود عرب که تدریس می کرد و بعضی قاریان قرآن چند آیه ای را به تلاوت می پرداختند.

در حال و هوای خودم بودم که ناگهان استاد جلسه رو به بنده کرد و با زبان عربی بهم گفت: اَنتَ قاریُ القرآن؟ گفتم بله. گفت: اِقرا!! میکروفون را بهم دادند و با استفاده از الحانی که مخصوص خودم بود در میان انبوهی از جمعیت عرب و عجم و... شروع کردم به تلاوت قرآن. نغمه بیات را بطور کامل اجرا کردم. خواستم تلاوتم را تمام کنم، ناگهان استاد جلسه دوباره گفت: اقرا!! اقرا مقام صبا. یعنی پس از نغمه بیات نغمه صبا را برایم اجرا کن. برای لحظه ای نگاهی به حنجرم انداختم که آیا می توانم علارقم کسالتی که داشتم به ادامه تلاوت بپردازم یا خیر؟! به خودم گفتم می خوانم. حنجره ام و اصلا تمام وجودم فدای اباالفضل العباس(سلام الله علیه).

نغمه صبا را شروع کردم. ابتدا قرار و سپس جواب و جواب الجواب این نغمه محزون را تلاوت کردم. ظاهرا استاد خوشش آمده بود و پس از اجراء قسمت جواب الجواب نغمه صبا بهم گفت: اقرا مقام حجاز!! من هم نغمه حجاز را مانند نغمه صبا بصورت کامل اجرا کردم. تمام جلسه محو به نوعی مباحثه قرآنی من و استاد شده بودند. پس از اجراء نغمه حجاز قصد اتمام تلاوت را داشتم که باری دیگر استاد گفت: اقرا مقام نهاوند!! من هم بدون وقفه این نغمه قرآنی را نیز مانند سایر نغمات بطور کامل اجرا کردم. در حین تلاوت نیم نگاهی به استاد داشتم که چه عکس العملی در حین تلاوت بنده دارد! استاد همراه من بصورت آهسته نغماتی که اجرا می کردم را تکرار می کرد و سری تکان می داد.

بالاخره نوبت به نغمه سه گاه رسید. استاد گفت: اقرا مقام سی جاه، یعنی نغمه سه گاه را بخوان. بخشی از نغمه سه گاه را که تلاوت کردم، استاد این بار زودتر از قبل گفت: اقرا مقام رمل، یعنی می خواست مقام فرعی رمل را نیز در حین نغمه سه گاه برایش تلاوت کنم. این نغمه را نیز تلاوت کردم و بالاخره پس از قرائت یک صفحه کامل، به تلاوتم پایان دادم.

استاد جلسه پس از پایان تلاوت جملاتی را به زبان عربی جاری کرد که متوجه نشدم. یادش بخیر. چه شب زیبایی بود. امشب که شب میلاد باسعادت حضرت ابالفضل العباس(سلام الله علیه) ست، ناگهان یاد آن خاطره زیبا افتادم و فرصت را غنیمت شمرده، در سنگر حقیرانه خودم عنوان کردم. از آن شب به بعد به حنجره ام عنوان «حنجره اباالفضلی» دادم. چون معتقدم در آن شب حضرت به حنجرم عنایتی کرد که توانستم یک صفحه کامل را به بهترین شیوه و با الحان متنوع و ثقیل با پرده های صوتی مختلف به تلاوت بپردازم.

بنده در چنین شب نورانی و باعظمت برای عزت و سربلندی ایران اسلامی دست به دعا بر می دارم و عاجزانه از خدای سبحان مسئلت دارم به همه مان توفیق دهد در تمامی عرصه های مختلف و سرنوشت ساز مملکت اسلامی مان بخصوص در این انتخابات ریاست جمهوری روز جمعه 24 خرداد 92 حضوری پرشور و شعور داشته باشیم و لحظه ای و کمتر از لحظه ای ولی فقیه زمان مان حضرت آقا مقام معظم رهبری را تنها نگذاریم و همواره در مسیر ولایت گام برداریم. نشود با رفتارهای نابجایمان و با انتخاب های ناصحیح مان و با حمایت های اشتباه مان قلب نازنین امام عصر(ارواحنا فداه) و رهبر عزیزمان را از خود برنجانیم و مراقب باشیم مانند جریان تردید در انتخابات اخیر، به جای رضای خدا دنبال رضای کدخدا نباشیم!!

صلی الله علیک یا اباالفضل العباس

التماس دعآ


برچسب‌ها: حضرت اباالفضل العباس, س, انتخابات ریاست جمهوری, حنجره, حضور حماسی
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: حنجره اباالفضلی | لينک ثابت |

» شعور حماسی دوشنبه بیستم خرداد 1392 15:14

اینکه می گوییم حضور حماسی داشته باشیم که انشاءالله داریم، به نوعی به تکلیف خود عمل کرده ایم ولی چیزی که مهم ست اینکه این حضور باید کامل بشود که با انتخاب اصلح مسلمین محقق خواهد شد. اینکه در انتخابات ریاست جمهوری بگوییم فقط پای صندوق رأی حضور پیدا می کنیم، این عمل ناقص ست. این حضور باید با شعور همراه باشد و این شعور بر اساس توجه به فرمایشات ولی فقیه زمان و مروجان خالص و ولایتمداری نظیر علامه مصباح یزدی(حفظه الله) حاصل می شود.

بنده به عنوان یک جوان بسیجی دوستدار ولایت و علاقه مند به مسائل تربیتی و قرآنی به صراحت اعلام می کنم؛ درحال حاظر به جز آقای حداد عادل که انصراف دادند، هر شش کاندیدای حاظر در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 خواسته یا ناخواسته دست نشانده برخی چهره های منفور و شکست خورده انتخاباتی شده اند که در همان ابتدا بحث انتخابات آزاد را به میان آوردند و با این روش می خواستند اذهان عمومی را به اغتشاش کشانده و با بدنام جلوه دادن حکومت دموکراسی ایران اسلامی حضور مردم را در پای صندوق های رأی کم رنگ کنند که موجب سوء استفاده دشمنان خارجی شود. امیدوارم تاکنون بر همگان مشخص شده باشد که درحال حاظر فقط جناب آقای دکتر سعید جلیلی اصلح ست و مردم عزیز مراقب باشند و چشم و گوش و دل خود را باز کنند و بصیرت خود را بالا برده و فریب دشمنان داخلی و خارجی را نخورند. نشود خدای نکرده با یک انتخاب ناصحیح و باطل، آتش دوزخ را خریداری کنیم.

وعده ما انشاءالله همه با هم جمعه 24 خرداد 92 با حضور حماسی و شعور حماسی در پای صندوق های رأی.

التماس دعــآ


برچسب‌ها: انتخابات ریاست جمهوری, علامه مصباح یزدی, دکتر سعید جلیلی, انتخاب اصلح
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: شعور حماسی | لينک ثابت |

» گزیده ای از فرمایش رهبر انقلاب پیرامون انتخابات در حرم مطهر حضرت امام(ره) چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392 2:28

انتخابات مظهر خداباوری است زیرا بر اساس تکلیف باید در سرنوشت کشور شرکت کرد. انتخابات مظهر مردم‌باوری است زیرا در انتخابات، مردم خودشان مسئولان کشور را انتخاب می‌کنند. انتخابات مظهر خودباوری نیز می‌باشد زیرا هر رایی که در صندوق انداخته می‌شود، در واقع مشارکت و دخالت در سرنوشت کشور است. (مفهوم و تبیین انتخابات)

هر رایی که مردم به یکی از هشت کاندیدای محترم بدهند، در درجه اول، رای به جمهوری اسلامی و رای اعتماد به ساز و کار انتخابات است. (حضور پرشور و هیجان، گامی بلند در جهت حفظ نظام)

این رای در درجه دوم، رای به کسی است که هر فردی بر اساس نظر و انتخاب خود، او را برای آینده کشور مفیدتر تشخیص داده است. (انتخاب آزاد سلائق مختلف)

آنها(دشمنان) امیدوارند انتخابات، یا سرد برگزار شود و یا اینکه بعد از انتخابات فتنه‌ای بوجود آید همانگونه که در سال ۸۸ روی داد اما دشمنان در طراحی خود اشتباه می‌کنند، زیرا ملت ایران را نشناخته و روز ۹ دی را فراموش کرده‌اند. به توفیق الهی و بر خلاف خواست و طراحی دشمنان انتخابات ۲۴ خرداد، فرصت بزرگ نظام جمهوری اسلامی خواهد بود. (تلاش دشمنان برای تبدیل انتخابات به تهدیدی ضدنظام)

در جمهوری اسلامی تنها چیزی که بر روند وارد شدن در عرصه انتخابات حاکم است، قانون است و طبق قانون عده ای می توانند بیایند و عده ای نمی توانند؛ ضمن اینکه کسانی که تشخیص صلاحیت می دهند نیز طبق قانون مشخص هستند. دشمن بیرونی با چشم بستن بر این واقعیات، تبلیغات دروغین انجام می دهد و متاسفانه برخی «حنجره ها و قلم های بی تقوا» در داخل همان تبلیغات را تکرار می کنند. ملت ایران با حضور، ایستادگی و عزم راسخ خود به همه ترفندها پاسخ خواهند داد و پاسخشان کوبنده و قاطع خواهد بود. (قانونمندی انتخابات در برابر فرصت طلبان داخلی و خارجی)
التماس دعآ


برچسب‌ها: مقام معظم رهبری, انتخابات, حرم مطهر حضرت امام, ره

» دکتر سعید جليلي و سوالات اقتصاددانان سه شنبه هفتم خرداد 1392 20:10

سعيد جليلي به سوالات تعدادي از اقتصاددانان نزديك به ديدگاه هاي ستاد انتخاباتي خود پاسخ داد.
در این نشست که با جمعی از استادان و فعالان بخشهای اقتصادی همسو با ديدگاه هاي اقتصادي وي برگزار شد، سوالات زير مطرح شد:
• برنامه شما برای اصلاح نظام ربوی در اقتصاد که مناسبات اجتماعی را از هم پاشانده است چیست؟
• برنامه شما برای ایجاد ساز و کار رانت زدا در کشور چیست؟
• چه برنامه ای برای شفاف سازی املاک و مستغلات و کاهش نرخ مالیات بر تولید دارید. برنامه شما برای اصلاح نظام بازار، تداوم پرداخت یارانه های نقدی و تخصیص یارانه غیر نقدی به اقشار کم درآمد چیست؟
• یکی از اولویت های دولت بعدی باید کم کردن هزینه های زندگی مردم باشد، بالا بودن هزینه مسکن مهمترین عامل افزایش هزینه است، برنامه شما برای کاهش هزینه در این زمینه چیست؟
• مشخص نیست که موتورهای اشتغال در کشور در کدامیک از صنایع فعال خواهد شد، آیا تسهیلات به صنایع کوچک داده خواهد شد تا مشکل اشتغال حل شود یا قرار است در صنایع بزرگ سرمایه گذاری شود؟
• قلمرو خصوصی سازی از نظر شما تا کجا باید باشد؟
• چه باید کرد که بخش خصوصی به تهدید تبدیل نشود؟
• برنامه شما برای کنترل سودآوری جدی بانک ها که باعث شده سرمایه ها به جای بخش تولید به سمت بانکها سرازیر شود، چیست؟
• ما یک کشور در حال توسعه هستیم برنامه شما برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی WTO چیست؟
• با توجه به ضرورت تامین مالی اجرای طرح های صنعت نفت و تاکید آن در برنامه پنجم توسعه منابع لازم برای این امر را چگونه تامین خواهید کرد؟
• برای آزادسازی ظرفیت مردم که نسبت به آن تاکید می کنید چه برنامه ای دارید؟
• برای فعال کردن ظرفیت بنگاههای زودبازده چه برنامه ای دارید؟
• اگرمنتخب مردم بودید در حال حاضر که مباحث اقتصادی و فرهنگی بر روی هم تاثیر گذار هستند، آیا در زمان دولت خود روندی پیش خواهید گرفت که مسائل فرهنگی تحت الشعاع اقتصاد و موضوعات دیگر باشد یا نه؟
• چه مدلی در اقتصاد می توانیم داشته باشیم که آن را به کشورهای دیگر به خصوص کشورهایی که در آنها انقلاب اسلامی صورت گرفته است، ارائه دهیم.
• برنامه شما برای اینکه در دوران تحریم ها بین مردم و مسئولان اعتمادسازی کرده و مانند دوران جنگ مشارکت مردم را جلب کنید، چیست؟
• تصمیم شما درباره سازمان مدیریت و برنامه سابق چیست؟ آیا می خواهید آن را احیا کنید یا نه؟
• آیا تیم کاری شما به خصوص در حوزه اقتصادی توان راهبری برنامه هایتان را دارد؟
• روش شما برای اصلاح ماشین خراب دولت چیست؟
• اتاق فکر شما کجاست؟
• مسئله کمبود جمعیت را که رهبری بر آن تاکید کردند چگونه برطرف می کنید؟
• آیا هدفمندی یارانه ها را با همین شیوه ادامه می دهید؟

پاسخ های دکتر سعید جلیلی به سوالات اقتصاددانان در ادامه مطلب


برچسب‌ها: انتخابات ریاست جمهوری, دکتر جلیلی, اقتصاد
ادامه مطلب

» گام بعدی آیة الله چهارشنبه یکم خرداد 1392 12:5
دیشب انتخابات رنگ ثبات گرفت. اطلاعیه وزارت کشور و شورای نگهبان پایان حدس و گمانه زنی ها بود. مشائی مطابق انتظار قبلی ردصلاحیت شد. هاشمی برخلاف توقع جامعه احراز صلاحیت نشد. زاکانی و برخی دیگر نیز حتماً به قرائت شورای نگهبان، رجل سیاسی تشخیص داده نشدند. غرضی نیز به عنوان چهره جدید انتخابات، پدیده خبری دیشب بود. اما همه در انتظار حوادث بعدی هستند. آیت الله هاشمی چه موضعی خواهد گرفت؟ تمکین می کند؟ بیانیه چهارم آیت الله با چه ادبیاتی است؟ احمدی نژاد چه واکنشی نشان می دهد؟ حسب اخبار پراکنده و محفلی هوادارانش استعفا می دهد یا نه؟ آیا رهبر انقلاب ورود می کند؟ باید منتظر بود و دید. اما حدس های می شود زد.
هاشمی رفسنجانی احراز صلاحیت نیافت. وی فرصت رقابت را در سن ۸۰ سالگی پیدا نکرد و مجبور است بجای حضور در صحنه به مدیریت صحنه بپردازد. البته آیت الله خود نیز حدس هایی زده بود. دیدار شریعتمداری با هاشمی گویای همین نکته است. برخلاف بسیاری که توقع نداشتند شورای نگهبان آیت الله را رد صلاحیت کند، پیر سیاست انقلاب پیش بینی می کرد که ممکن است ناکام از رقابت بماند. به همین دلیل در دیدار با شریعتمداری که یکی دو روز بعد از ثبت نام، مهمان آیت الله بود تاکید می کند که در صحنه بمانید معلوم نیست تا روز اعلام صلاحیت ها چه اتفاقی می افتد.
اما همه در انتظار واکنش آیت الله هستند. برخی ممکن است ردصلاحیت هاشمی را آغاز فتنه جدید ببینند. این دست افراد بعید نیست که قوای امنیتی و نظامی را هم توصیه به آرایش دفاع و مقابله کنند. برخی که منطقی تر اوضاع را رصد می کنند و از توانمندی ضدانقلاب هم اطلاع دارند و بیشتر هم منش آیت الله را می شناسند، ممکن است روزهای آینده را چون دسته اول، پر تنش نبینند، اما واکنش آیت الله را علیه انتخابات و شورای نگهبان تند و شتاب زده ارزیابی کنند.
و اما انتظار دیگری هم وجود دارد. اطلاعیه چهارم آیت الله ادامه سه بیانیه قبلی است. یعنی با ادبیاتی آرام و متین و در شأن پیر معرکه انقلاب. حضور هاشمی در این دوره از انتخابات با پختگی و سعه صدر ستودنی همراه بود و برخلاف مزاح آیت الله در دیدار با دانشجویان هنوز دود از کنده بلند می شود.
آخرین بیانیه آیت الله که دیروز منتشر شد در نقد ادبیات تند و افراطی برخی منتقدین بود که همه شان را دعوت به اخلاق اسلامی و رعایت وحدت ملی و توجه به مشکلات اصلی کشور کرده بود. خبرهای رسیده حاکی از آن است که بیانیه چهارم آیت الله ادامه سه بیانیه قبلی است. هاشمی با همه انتقاداتی که به وی و برخی اطرافیانش وارد است، به تعبیر رهبر انقلاب جان و مال و عمرش را برای حفظ انقلاب و خدمت به این درخت تنومند به ارث رسیده از خون شهدا و امام خرج کرده است و بی تردید ضمن تمکین به رأی شورای نگهبان -که هرچند انتقاداتی بر آن وارد می داند که بخشی از آن نیز به حق است – همه را دعوت به خویشتنداری می کند و خواهد گفت که من به تکلیف خود گردن نهادم و شورای نگهبان نیز به آن چه فکر می کرده تکلیف است، رفتار کرده است.
آیت الله در این بیانیه خواهد گفت که در انتخابات شرکت می کنم و همه را نیز به حضور گسترده پای صندوق های رای دعوت خواهد کرد.
التماس دعآ


برچسب‌ها: انتخابات ریاست جمهوری, شورای نگهبان
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: گام بعدی آیة الله | لينک ثابت |

» در محضر علامه مصباح یزدی (حفظه الله) چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 23:17

بنده بيني و بين‌الله براي رياست جمهوري كسي را اصلح از آقاي باقري لنكراني نمي‌شناسم


برچسب‌ها: علامه مصباح یزدی, انتخابات ریاست جمهوری 92, انتخاب اصلح, دکتر باقری لنکرانی, دکتر سعید جلیلی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: در محضر علامه مصباح یزدی | لينک ثابت |

» شاخص های انتخاب رئیس جمهور جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 1:36

دشمن با تحریم و فشار اقتصادی گوناگون سعی می کند مردم از میدان خارج کند، و به راحتی دروغ می گویند ما با مردم هستیم تا شاید بتوانند به وسیله اهرم فشار اقتصادی بین مردم و نظام اختلاف بیاندازند.

امروز انواع و اقسام تبليغات وجود دارد براى اينكه در عرصه‌ى اقتصادى، مردم را دچار ياس و نا اميدى كنند. دشمن می خواهد در عرصه‌ى سياسى، انگيزه‌ى مردم را از حضور در ميدان سياست و مخصوصا در ميدان انتخابات كاهش دهد.

در هر انتخابات افرادی که احساس می کنند صلاحیت‌های لازم جهت تصدی مسئولیت مربوطه را دارند اعلام آمادگی می‌نمایند و مردم از بین آن ها، کسی که شایسته‌ترین فرد برای آن مسئولیت باشد را بر می‌گزینند. اما در حدود دو ماه گذشته شاهد آن بوده ایم، تعداد افرادی که یا خود یا اطرافین آن ها به این جمع بندی رسیده اند که باید احساس وظیفه کنند و خود را در معرض رای عمومی قرار دهند روز به روز در حال افزایش است و اگر با این شیب پیش برویم احتمالا تعداد افرادی که احساس وظیفه کرده اند از تعداد رای دهندگان بیشتر می‌شود!

این را همه بدانند که آنچه ما برای رئیس‌جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی که امروز وجود دارد، منهای ضعفهایی که وجود دارد. این را همه توجه کنند؛ رئیس‌جمهور هر دوره‌ای باید امتیازات کسبی و ممکن‌‌الحصول رئیس‌جمهور قبلی را داشته باشد، ضعفهای او را نداشته باشد. (بیانات مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی ۹۲/۱/۱)

تاکیدات رهبر معظم انقلاب که همیشه چراغ راه و روشنگر مسیر بوده تکلیف را بر احساس وظیفه کنندگان تمام کرده است. ایشان امسال نیز طبق انتخابات‌های گذشته علاوه بر شاخص‌های عمومی که برای هر انتخابات اعلام کردند، شاخص اختصاصی این انتخابات را نیز بیان داشته‌اند و آن شاخصِ اختصاصی، داشتن امتیازات دولت و رئیس جمهور فعلی منهای نقاط ضعف او بوده است. بیانات ایشان را می توان در چند سال اخیر در محورهای زیر تبیین کرد و هر شخصی با تعبیر خود از این شاخص ها به سمت کاندید اصلح پیش برود.

۱. شاخص عدالت طلبی

۲. شاخص کار و تلاش مخلصانه

۳. شاخص ایستادگی قاطع در مقابل طمع ورزی و سلطه بیگانگان و دفاع از حقوق ملی

۴. شاخص اصولگرایی (پایبندی به ارزش‌های انقلاب، پایبندی به دین، پررنگ کردن هدف‌های بلند انقلاب، جلوگیری از گرایش‌های سکولاریستی و...)

۵. شاخص اعتقاد به مردم، عقیده واقعی به مشارکت مردم

تازه نفس و مصمم، وابسته نبودن به هیچ گروه و دسته و باند و جریان، قاطعیت، احساس مسئولیت، روحیه تحولگرایی و نوآوری و اصلاح، پیش رفتن با گام‌های محکم، دارای استقامت، کارآمد و کاردان، شجاع و قاطع در بیان و اعمال آنچه حق است، حق گرایی، اعتماد به نفس، ابتکار عمل، چابک، دلسوز، جوان، دارای برنامه های حساب شده و روشن برای ساختن و بنای آینده در بخش های مختلف، انقلابی، دارای ذهنیت منطقی و متکی به نگاه علمی و دور از مسامحه کاری.

همچنین رهبر معظم انقلاب اسلامی در همین راستا خاطر نشان كردند :

نامزد انتخابات اولاً بايد به خدا و به اين انقلاب و به قانون اساسى و به اين مردم ايمان و اعتقاد داشته باشد، ثانياً داراى روحيه‌ى مقاوم باشد. اين ملت اهداف بلندى دارد، كارهاى بزرگى دارد، تسليم نيست، كسى نميتواند با اين ملت با زبان زور حرف بزند. كسانى كه در رأس قوه‌ى اجرائى قرار ميگيرند، بايد كسانى باشند كه در مقابل فشارهاى دشمنان مقاوم باشند. زود نترسند، زود از ميدان خارج نشوند اين يكى از شرطهاى لازم است .ثالثاً انسانهاى با تدبيرى باشند، با حكمت باشند. ما در سياست خارجى گفتيم «عزت و حکمت و مصلحت» در اداره‌ى كشور هم همين جور است، در مسائل داخلى هم همين جور است، در اقتصاد هم همين جور است. بايد با برنامه، با حكمت، با تدبير، با نگاه بلندمدت و همه‌جانبه، با يك هندسه‌ى صحيح كارها را مشاهده كنند، نگاه كنند، وارد ميدان شوند.

مردم حداقل انتظارشان از رئیس جمهور آینده، داشتن امتیازات مناسب دولت فعلی و تحول اقتصادی می‌باشد. در نظر ما قریب به اتفاق گزینه‌های مطرح جهت شرکت در انتخابات ریاست جمهوری فاقد این شاخصه های حداقلی و با فاصله بسیار زیاد از آن‌ها قرار دارند، لذا به کسانی که تا امروز احساس وظیفه کرده‌اند توصیه می‌نماییم خود را با این شاخصه ها تطبیق دهند و اگر خود را در این قواره نمی بینند آبرومندانه پای خود را از این عرصه خارج نمایند و برای خود و نظام اسلامی هزینه ایجاد ننمایند، و اگر خود را در این مقام می‌بینند دعوت می‌کنیم تا با حضور در فضاهای لازم جامعه هم شنوای نقطه نظرات مردم باشند و هم به نقدهای آن‌ها پاسخ دهند. همچنین از رسانه‌ها می‌خواهیم که بیش از پیش به این شاخصه‌ها بپردازند تا یک فضای گفتمانی‌ای به وجود آید و آن شخصی که شایسته ملت بزرگوار ایران است در جایگاهی که لیاقت آن را دارد بنشیند.

التماس دعآ


برچسب‌ها: فرمایش رهبری, انتخاب رئیس جمهور, شاخص ها, اصولگرایی, پایبندی به ارزش های انقلاب
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: شاخص های انتخاب رئیس جمهور | لينک ثابت |

» همایش چهره های ماندگار چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392 21:30

سلام و عرض ادب و احترام و تبریک سال نو به همه بزرگواران

خدای سبحان را شاکریم که به ما توفیق داد قدم به سال جدید؛ سال حماسه سیاسی، حماسه اقتصادی بگذاریم و او بود که دل ما و اندیشه ما و قلم ما و رفتار ما و کردار ما را به نور معنویت و کمال سوق داد و ما را در مسیری که رضای خودش ست رهنمون کرد تا بتوانیم سالی دیگر؛ با حمایت دوستان ارزشی خودم بخصوص حجة الاسلام والمسلمین حاج آقای محمدی؛ امام جمعه محترم و معزز شهرستان بندرگز قدم به عرصه فرهنگی و قرآنی گذاشته و زمینه سازی در عرصه ترویج معارف دینی، مذهبی و بصیرتی باشیم.

چند ماهی ست ذهنم در حین درگیری مطالعاتی که در امور تحصیلی خودم دارم به این موضوع معطوف بود؛ پس از گذشت 12 سال از فعالیت رسمی فرهنگی و قرآنی در منطقه... برای سال 92 چه برنامه جدید و جامعی را طرح ریزی کنیم که بتوانیم به اهداف قرآنی مان نزدیک تر شویم. پس از طرح جلساتی با دوستان، طرح ها و برنامه های مختلف و متفاوتی به میان آمد؛ ولی نکته مهم اینجا بود که چه طرح و برنامه ای را پیش رو داشته باشیم که با پیام نوروزی حضرت آقا مقام معظم رهبری تطابق کامل داشته باشد. بالاخره با رایزنی ها و همت دوستان ارزشی به این نتیجه رسیدیم پس از گذشت یک دهه جشنواره فرهنگی و قرآنی، در سال 92 همایش بزرگی را با عنوان «چهره های ماندگار» در ماه مبارک رمضان برگزار نماییم. همایشی با محوریت قرآن، ولایت، شهدا، بصیرت، سیاست و اقتصاد...

انشاءالله این همایش در غالب برنامه «شب های با قرآن، ولایت و شهداء» در شب های 13، 14 و 15 ماه مبارک رمضان، مصادف با ولادت باسعادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (سلام الله علیه) با حضور چهره های برجسته و ممتاز دینی و قرآنی در مسجد جامع شهرستان بندرگز برگزار خواهد شد. در این برنامه ضمن ترویج معارف قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) و گرامیداشت یاد شهدای گرانقدرمان و تکریم خانواده های گرامی آنان، مراسم انتخاب نخبگان و فعالان عرصه های مختلف قرآنی، فرهنگی، تربیتی، هنری، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، مجازی، علمی ... و بهترین بهترین های سال های 92 – 88 شهرستان بندرگز همراه با تجلیل از این چهره های شاخص برگزار خواهد شد. همچنین در این همایش برترین وب سایت ها و وبلاگ های مذهبی شهرستان بندرگز در سال های 92 - 91 توسط هیئت محترم داوران انتخاب و معرفی خواهند شد.

از همه دوستان بزرگوار که می توانند و می خواهند در این راستا چه از نظر تبادل افکار و نظرات کارشناسی، چه از نظر محتوایی، چه از نظر تبلیغی و چه از نظر حمایت مالی ما را در این امر خطیر یاری نمایند پیشاپیش تقدیر و تشکر بعمل می آید.

رهبرمونو تنها نمی گذاریم.

سجاد صیدآبادی 92/1/14

التماس دعآ


برچسب‌ها: همایش چهره های ماندگار, حماسه سیاسی, حماسه اقتصادی, قرآن, شهداء
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: همایش چهره های ماندگار | لينک ثابت |

» دلت را بتکان شنبه بیست و ششم اسفند 1391 22:35

غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن

دلت را بتکان

اشتباهات وقتی افتاد روی زمین،

بگذار همانجا بماند

فقط از لابلای اشتباهایت، یک تجربه را بیرون بکش

قاب کن و بزن به دیوار دلت...

دلت را محکم تر اگر بتکانی

تمام کینه هایت هم می ریزد

و تمام آن غم های بزرگ

و همه حسرت ها و آرزوهایت...

باز هم محکم تر از قبل بتکان

تا این بار همه آن عشق های بچه گربه ای هم بیفتد!!

حالا آرام تر، آرام تر بتکان

تا خاطره هایت نیفتد

تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟

خاطره، خاطره ست

باید باشد، باید بماند...

کافی ست؟

نه، هنوز دلت خاک دارد

یک تکان دیگر بس ست

تکاندی؟

دلت را ببین

چقدر تمیز شد... دلت سبک شد؟

حالا این دل جای "او" ست...

همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا

و حالا تو ماندی و یک دل

یک دل و یک قاب تجربه

یک قاب تجربه و مشتی خاطره

مشتی خاطره و یک "او..."

خانه تکانی دلت مبارک.

سلام و ارادت فراوان محضر ارزشمند همه بزرگواران، دوستان ارزشی و محبوب خودم و عرض تبریک بمناسبت میلاد باسعادت حضرت زینب کبری (سلام الله علیها). قرار بود مطلب امشبمو در سحرگاه شب گذشته که زیباترین و باعظمت ترین شب برای بنده ست بنویسم؛ ولی دل ضعیفم طاقت نیاورد و چون دل بی بی زینب کبری (سلام الله علیها) به وسعت عرشیان ست در این شب مزاحم شدم. مطلب "دلت را بتکان" ابتداءا برمی گرده به خود بنده و بعد در غالب یادآوری به دوستان گلم که انشاءالله عامل باشیم. پیشاپیش سال نو، سال 1392 شمسی رو به همه عزیزان بخصوص همشهریان دوست داشتنی و ارزشی خودم تبریک عرض می کنم. امیدوارم سال جدید، سالی سرشار از موفقیت و سلامت برای همه دوستان باشه. فاطمیه امسال رو نیز مانند سال های گذشته باشکوه برگزار کنیم. در انتخابات مهم و سرنوشت ساز خرداد ماه حضور پرشور داشته باشیم و با بصیرت وارد شویم. در لحظه تحویل سال آقا امام عصر (ارواحنا فداه) رو فراموش نکنیم و منتظر پیام مهم نوروزی و سخنرانی حیات بخش حضرت آقا مقام معظم رهبری باشیم. رهبرمونو تنها نمیزاریم. یاعلی

التماس دعآ


برچسب‌ها: دل, خانه تکانی, تجربه, بصیرت, خدای سبحان
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: دلت را بتکان | لينک ثابت |

» کار فرهنگی یا اقتصادی؟! دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 2:4

اینکه گاهی اوقات می گویند چرا مشکل وجود دارد، چرا اینگونه ست، چه اشتباهاتی، چه معضلاتی، چرا باید اینطور باشد، چرا نباید اینطور باشد، چرا در برخی ادارات مشکل وجود دارد، چرا در برخی نهادها کاستی وجود دارد، چرا برخی انسان ها از مذهب دورند، چرا برخی چهره ها در سیاست های اشتباه غوطه ورند، چرا برخی ها دین را وارونه یاد گرفته اند، چرا برخی حق و حقوق دیگران را رعایت نمی کنند، چرا این همه تهمت و افترا، چرا غیبت و تمسخر و بسیاری از صفات زشت حیوانی در وجود اشرفی های زمین وجود دارد و بسیاری از چراهای دیگر...

نمی دانم چه کسی می تواند به این همه سوال و البته سوالات بعد آن پاسخ بدهد ولی چیزی که پیداست اینکه ما انسان ها باید همواره بدنبال پیشرفت باشیم. حتی تساوی دو روز هم نمی تواند به انسان کمک شایانی کند. برخی انسان ها با تلاش و پشتکار خود همواره به موفقیت های خوبی دست می یابند، ولی آیا توانسته اند دیگران را نیز مانند خود موفق تربیت کنند یا خیر؟! شاید بعضی دوستان بگویند ما را چه به دیگران، ما گلیم خود را از آب بیرون بکشیم کافیه ولی بنده عرض می کنم گلیم خود را از آب بیرون کشیدن خوبست ولی آیا زکات گلیم مان را نمی خواهیم بدهیم؟! زکات علم مان را چطور؟! زکات موفقیت های مان را چطور؟!

زکات دادن به منزله این نیست که فرد بخواهد فقط از مال خود بپردازد. هر کاری در جای خود می تواند نوعی زکات داشته باشد و زکات علم نشر آن است. کلمه «نشر» کلمه ای ست که هر انسانی می تواند در راهش گامی برای رضای خدای سبحان بردارد ولی با اندیشه و تفکر و بصیرت و البته آموزش. مشکل چراهای ما اینست که نمی دانیم چه کاری را و چگونه باید نشر بدهیم و چه کاری را نباید نشر بدهیم!! نشر فعالیت های دینی، قرآنی، بصیرتی، علمی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و مانند آن بسیار خوبست ولی با فرهنگسازی!! اگر ما فرهنگ و ظرفیت فعالیتی را نداشته باشیم نمی توانیم به آن کار نزدیک بشویم و در اینصورت اگر آن را انجام دادیم یقینا ضربه سختی هم به خود و هم به دیگران وارد خواهیم کرد.

به نظر بنده هرکاری در هر سمتی و در هر جایگاهی نیاز به کار فرهنگی دارد. شاید دوستان تصور کنند کار فرهنگی یعنی اینکه بنر و پارچه نصب کنیم و یا بروشور بین مردم پخش کنیم و امثالهم. در صورتی که کار فرهنگی اصلا این نیست. این موارد کار تبلیغی ست. کار فرهنگی می تواند با کمترین هزینه و حتی شایدم بدون هزینه به بهترین و تأثیرگزارترین نحو صورت بگیرد که یقینا هم همینطور است. وجود مبارک پیامبر اکرم (علیه و علی آله آلاف التحیة والکرم) تمام حرکات و رفتارشان کار فرهنگی بود. ما هم باید از مولای خودمان الگو بگیریم. به عقیده بنده حتی نوع نگاه کردن به یک نوجوان و جوان می تواند یک کار فرهنگی بزرگی باشد. چرا که اگر هر انسانی همواره نگاه مشفقانه و مهربانانه به دیگری داشته باشد دیگر مشکل رفتاری در جامعه بوجود نمی آید؛ و یا نوع سخن گفتن و نوع برخود با دیگران و یا نوع لباس پوشیدن همه و همه می تواند نوعی فعالیت فرهنگی باشد.

... هرچند بنده کار فرهنگی را بسیار پراهمیت می دانم ولی نباید از کارهای اقتصادی نیز صرف نظر کرد. در کنار فعالیت فرهنگی، فعالیت اقتصادی نیز بسیار اهمیت دارد. شاید برخی افراد تصور کنند کسی که وضع اقتصادی مناسبی دارد انسان خوبی نیست!! درصورتی که امام علی (سلام الله علیه) یکی از ثروتمندترین افراد در دوره خودشان بودند ولی تمام دارایی خود را صرف مستمندان و مردم می کردند. چیزی که دشمن چه در داخل و چه در خارج بدنبال آن می گردد، فلج کردن اقتصاد مملکت ست و بخاطر رسیدن به این هدف شوم، دست به هرکاری می زند. او می داند اگر اقصاد فلج شود، دیگر فرهنگی وجود ندارد و با فشار اقتصادی می خواهد دین را از مردم بگیرد...

پس نتیجه می گیریم کار فرهنگی باید در کنار کار اقتصادی قرار بگیرد و اگر اینگونه نباشد در این شرایط امروزی دیر و به سختی به اهداف اسلامی مان می رسیم و این چیزی ست که دشمن می خواهد. هرچند بعضی ها به دنبال کار اقتصادی می روند ولی در آن اقتصاد گم می شوند و نه از دینی خبری ست و نه آخرتی!! اقتصادی که بتواند بدرد دین مردم بخورد خوبست و در غیراینصورت همان بهتر که نباشد...

و چه زیبا فرمودند مقام معظم رهبری؛ فرهنگ آن چیزی ست که حاظرم جانم را در راهش فدا کنم.

التماس دعآ


برچسب‌ها: فرهنگ, اقتصاد, تربیت, کار فرهنگی, کار اقتصادی
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: کار فرهنگی یا اقتصادی؟! | لينک ثابت |

» وحدت در پرتو ولایت پذیری مطلق پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 20:23

اساسا لازمه هر کاری که بخواهد به نتیجه و هدف برسد همکاری و وحدت ست. درواقع آن چیزی که همه به آن نیازمندند، چه در مسائل فرهنگی و اجتماعی، چه در مسائل اقتصادی و چه در مسائل سیاسی و مانند آن لزوم وحدت اسلامی ست. ولی این وحدت باید ساماندهی شود که جامعه به بیراهه نرود و لازمه آن اطاعت پذیری مطلق از ولی فقیه زمان، حضرت آیة الله العظمی الامام خامنه ای ست.

حالا برخی دوستان در کشور در صحنه هایی با هم مشکل پیدا می کنند، در چنین شرایطی که در آستانه انتخابات مهم ریاست جمهوری قرار داریم، اصلا به صلاح مملکت اسلامی نیست. این بار اول نیست که چنین اشتباهات بزرگی در کشور رخ می دهد و با این کار بسیاری از رسانه های بیگانه و سایت های جهانی سوء استفاده می کنند و بسیاری از دشمنان داخلی و خارجی شاد می شوند. بسیاری از منافقان چه در کشور و چه در همین اطراف از آب گل آلود دارند ماهی می گیرند تا به اهداف شوم شان برسند و بخواهند به ولی فقیه و مملکت اسلامی خدشه ای وارد کنند!!

مسئولینی که فداکاری می کنند می بایست تا پایان کار خود فداکار باشند، نه اینکه با اشتباهات خود، آب به آسیاب دشمن بریزند و مسئولینی که به دنبال بزرگ شدن هستند بدانند با تخریب هرگز به مقصود خود نخواهند رسید. مردم ایران اسلامی بسیار آگاه و بابصیرت هستند و گوش به فرمان حضرت آقا مقام معظم رهبری؛ هر چه ایشان بگویند اطاعت می کنند و هر چه ایشان تبری بجویند، مردم نیز تبری می جویند.

بنده عرض می کنم اگر در جایی از کشور اسلامی ما مسئولی اشتباه کرد و یا مشکلی ایجاد شد، آن مسائل را به نام مملکت اسلامی نزنید؛ چرا که برخی چهره ها و یا بهتر بگویم برخی خواص هستند که منجر به این اشتباهات می شوند و قطعا ملت ایران اسلامی همیشه از مشکلات، آسیب ها و دشواری های جهانی مقتدر و سربلند بیرون خواهد آمد و دشمنان داخلی و خارجی بدانند که ما تا آخرین قطره خون خود از ولایت مطلقه فقیه و ارزش های اسلامی و میهن اسلامی مان دفاع خواهیم کرد و انشاءالله این دفاع و این وحدت امت اسلامی را در روز 22 بهمن به رخ همگان خواهیم کشاند.

لبیک یا خامنه ای

دانلود کلیپ هشدار رهبر کبیر انقلاب اسلامی به سران قوا

التماس دعآ


برچسب‌ها: وحدت, ولایت پذیری مطلق, سران قوا, دفاع, بصیرت

» اُقتُلوا موذِی قَبلَ اَن یُوذِی جمعه ششم بهمن 1391 22:0

اساسا کشتن و آزار هیچ جانوری در شرع مقدس اسلام جایز نیست مگر حیوانات و حشرات موذی. جمله ارزشمند « اُقتُلوا موذِی قَبلَ اَن یُوذِی » هرچند نمی توان به آن عنوان حدیث را اطلاق کرد ولی از جملاتی ست که می توان آن را جزء جملات محکم برشمرد. ناگفته نماند جمله محکم؛ جمله ای ست که در آن احتمال دیگری وجود ندارد و این جمله، مقبول و بدون معارض ست و می شود به آن استناد کرد. درواقع اینکه گفته اند اُقتُلوا موذِی قَبلَ اَن یُوذِی یعنی بکشید موذی را قبل از اینکه شما را بیازارد. فلذا نه تنها کشتن جانوران موذی حرام نیست و گناه محسوب نمی شود، بلکه جایز ست و حتی در مواردی منجر به ثواب اخروی شده و پاداش دارد...

بدلیل خصوصی بودن مطلب، نظرات این بخش نمایش داده نخواهد شد.


ادامه مطلب

» چهره ماندگار اسوه بصیرت و تقوا دوشنبه دوم بهمن 1391 14:43

تبریک عرض می کنم سالروز آغاز امامت و ولایت حضرت حجة ابن الحسن المهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) را به محضر مبارک خود ایشان، مقام عظمای ولایت و مرجعیت و همه مسلمین جهان. بنا بر گزارشات رسمی خبرگزاری ها مطلع شدیم حضرت حجة الاسلام والمسلمین دکتر تیموری، امام جمعه موقت شهرستان بندرگز به عنوان خطیب جمعه شهر کیاسر ساری منصوب شدند. بنا به فرموده حضرت آیة الله طبرسی؛ نماینده ولی فقیه در استان مازندران مراسم معارفه ایشان در هفته جاری با حضور شخص حضرت آیة الله طبرسی برگزار می شود. به همین منظور امروز آمده ام تا با بیان ناقص خود این چهره ماندگار منطقه را به دوستان معرفی نمایم. هرچند این عزیز بزرگوار نیازی به معرفی و تعریف و تمجید ندارند و اکثر مردم شریف منطقه، ایشان را می شناسند و از فیوضات معنوی و حماسی این عزیز بزرگوار بهره کافی را برده و برایشان احترام بسیاری قائلند؛ ولی بنده من باب وظیفه در این روز امامت و ولایت چند جمله ای را بر قلم حقیرانه خود جاری می کنم. باشد که مورد رضای خدای سبحان قرار بگیرد.

حجت الاسلام والمسلمین دکتر حاج یوسفعلی تیموری، متولد 1329/4/11 در روستای یانه سر از توابع شهرستان بهشهر مازندران در خانواده ای کاملا مذهبی و دینی دیده به جهان گشود. ایشان در سال 1343 به شهر مقدس قم عزیمت کرده و دروس مقدمات حوزوی را نزد استاد و دایی بزرگوارش حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدرضا تیموری تلمذ نمودند. سپس به مدرسه فیضیه رفته و دروس سطوح مختلف حوزه علمیه نظیر لمعه، رسائل و مکاسب، قوانین و کفایه را نزد اساتید گرانقدرشان حضرات آیات صلواتی، علوی گرگانی، ستوده، بنی فضل و همچنین حضرت آیت الله فاضل لنکرانی کسب فیض نمودند.

حجت الاسلام والمسلمین دکتر تیموری بمدت شش سال درس خارج فقه را محضر آیت الله وحید خراسانی و آیت الله فاضل لنکرانی و فلسفه و شرح اشارات خواجه نصیر طوسی را بمدت چهار سال نزد علامه حسن زاده آملی و دروس اخلاق را در محضر آیات عظام نوری همدانی و علوی گرگانی تلمذ نموده و مدتی را نیز در محضر حضرت آیة الله العظمی خامنه ای (حفظه الله) و شهید دکتر بهشتی و شهید مرتضی مطهری کسب فیض نمودند.

ایشان در سال 1351 جهت تبلیغ به خرم آباد رفته و و به علت سخنرانی انقلابی و کوبنده خود بر علیه رژیم شاهنشاهی توسط ساواک دستگیر و بعد از مدتی آزاد شد. در 15 خرداد سال 1354 بعلت گرامیداشت شهدای 15 خرداد در مدرسه فیضیه دستگیر و توسط ساواک به زندان اوین منتقل شد و مدت 20 روز زیر شکنجه های سخت ساواک قرار گرفته و به عنوان زندانی سیاسی به سربازی اجباری به لشکر 30 فعلی گرگان تبعید و در سال 1356 آزاد شد.

حجت الاسلام والمسلمین دکتر تیموری علارقم شکنجه های شدید ساواک همچنان به فعالیت های خود ادامه می داد و با ارتباط با شهید دکتر بهشتی و بزرگان و روحانیون قم به صورت گسترده ای نوارهای صوتی و اعلامیه های حضرت امام (ره) را پخش نموده و به سخنرانی های انقلابی در قم و شهرهای گوناگون می پرداخت. ایشان در ایام ماه صفرالمظفر سال 1357 جهت تبلیغ به خمین رهسپار شد و همزمان با اتمام تبلیغ، با آگاهی از اینکه امام در حال بازگشت به میهن ست باتفاق 16 نفر از چهره های انقلابی شهر خمین به تهران عزیمت کرد ولی بختیار، نخست وزیر وقت اجازه ورود به آنان را نداد که در روز 7 بهمن 57 برای تحسن روز 12 بهمن در دانشگاه تهران به سایر علما ملحق شد.

ایشان پس از پیروزی انقلاب اسلامی با توجه به آغاز جنگ تحمیلی بصورت داوطلبانه به جبهه های حق علیه باطل اعزام و بیش از یکسال را در مناطق جنوب و غرب همچون طلائیه و سر پل ذهاب و همچنین مدت شش ماه از طرف سازمان تبلیغات اسلامی قم به مناطق عملیاتی جنوب خرمشهر اعزام شد.

حجت الاسلام والمسلمین دکتر تیموری در سال 1361 به مدرسه عالی قضایی قم رفته و در مدت دو سال موفق به اخذ مدرک تحصیلی لیسانس گردید. ایشان علی رقم فعالیت های انقلابی و همچنین حضور در جبهه، در سال 1367 به عنوان معلم و استاد حوزه و دانشگاه تربیت معلم و همچنین در نیروی دریایی ارتش بندرعباس بمدت سه سال به تدریس پرداخت.

ایشان از سال 1371 به شهر بندرگز عزیمت کرده و به عنوان مدرس رسمی حوزه علمیه و دبیر آموزش و پرورش و هم اکنون نیز به عنوان استاد رسمی حوزه و دانشگاه مشغول به خدمت می باشند. لازم به تذکر ست دکتر تیموری مدتی به تحقیق در رشته فقه و اصول پرداخت که حاصلش رساله سطح 4 (دکتری) بود که در سال 1375 با راهنمایی از استاد مشاور خود حضرت آیة الله فاضل (بابل) از رساله خود دفاع کرد و به همراه حضرت آیت الله لائینی؛ امام جمعه محترم شهرستان نکاه مدرک سطح 4 و دکتری را اخذ نمود.

جملات فوق عرائضی بود از حقیر من باب قدردانی از زحمات خالصانه فردی که بیش از نیم قرن فعالیت علمی، معنوی، حماسی و سیاسی را در سطح کشور در سایه ولایت مطلقه فقیه به نمایش گذاشت، بدون اینکه کسی تا به این لحظه بداند و یا شنیده باشد!! و بنده پیشاپیش عذرخواهی می کنم از محضر مبارک این عزیز بزرگوار به جهت اینکه احتمال می دهم ایشان با مشاهده بیوگرافی خودشان بنده را نخواهند بخشید؛ هرچند یقینا بسیاری از فعالیت های ایشان از قلم حقیر افتاده ست.

برای سلامتی این عزیز بزرگوار و تمامی خادمین مخلَص به نظام مقدس جمهوری اسلامی صلوات.

دانلود بخشی از سخنرانی های حجت الاسلام والمسلمین دکتر تیموری

موضوع سخن: امامت و ولایت

در محفل انس با قرآن مسجد جامع بندرگز بمناسبت عید سعید غدیر 87/9/23

دانلود

التماس دعآ


برچسب‌ها: حجت الاسلام دکتر تیموری, بصیرت, ولایت, حماسه, تقوا

» رسالت ما ... یکشنبه بیست و چهارم دی 1391 23:36

رسالت ما شاید این است که دو استکان چای داغ را از میان دویست جنگ خونین به سلامت بگذرانیم تا در شبی سرد، با خدای خود، چشم در چشم و رو در رو، نوش جان کنیم.

التماس دعآ
برچسب‌ها: حسین پناهی, رسالت, عشق, خون, خدا
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: رسالت ما ... | لينک ثابت |

» یَربوع شنبه نهم دی 1391 13:9

نهم دی که حماسه بزرگ میثاق با ولایت و رهبری در سراسر میهن اسلامی مان رخ داد یادآور رشادت ها و پایداری های ملت غیور ایران اسلامی در دوران انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس بود؛ ولی نکته ای در این حماسه عظیم نهفته ست و آن اینکه چرا باید حادثه تأسف بار فتنه 88 در عاشورای حسینی رخ دهد؟!

از قدیم الایام گفته اند اگر در جایی مشکلی پیش آمد بگردید و ریشه آن را بیابید؛ و اگر در جایی معضلی مانع پیشرفت اسلام شد بگردید و آن را ریشه یابی کنید تا بتوانید مسئله را پیدا کرده و سپس برای رفع آن اقدام نمایید.

اگر ما به ماجرای فتنه 88 دقت کافی داشته باشیم مشاهده می کنیم عناصری در پشت پرده در زمان های مختلف برخی جوانان را قلقلک داده و از خامی و جوانی آنان نهایت بهره را می بردند که به اهداف شوم شان برسند!! عده ای در جمع دانشجویان با نام دانشجو وارد شدند و اذهان عمومی را به یغما بردند. بحث ما اینجاست. آن کسانی که پشت پرده این دسیسه ها را برنامه ریزی می کردند چه کسانی بودند؟! و هدف اصلی آنان چه بوده ست؟!

شاید دوستان تصور کنند بنده می خواهم اسمی از کسی بیاورم ولی هرگز اینطور نیست، چرا که پاسخ بنده در هر زمانی یافت می شود. حتی در سال گذشته و شاید هم امسال و سال آینده و سالیان دیگر نیز ما بتوانیم این افراد را جستجو کرده و بشناسیم!!

تنها کسی که می تواند دلیل اصلی فتنه های 88 باشد شخصی ست به نام « یَربوع » !! یربوع، خزنده ای شبیه موش ست که به موش صحرایی و راسو نیز تشبیه شده ست. این خزنده دو لانه می سازد: یکی به نام (نافقاء) که آن را مخفی می دارد و دیگری به نام (قاصعاء) که آشکارست و اگر خطری از سویی به او متوجه شود از سوی دیگر خود را می رهاند.

بله. منظورم همان منافق ست. سبب نامگذاری اشخاص دورو به منافق به همین تناسب ست که آنها آنچه در دل دارند با آنچه بر زبان جاری می کنند و یا حتی عمل می نمایند متفاوت ست. این یک نوع بیماری و پریشانی روحی و روانی ست که ناشی از حقارت و ذلتی ست که در درون آنها وجود دارد. آنان خودشان را در پشت نقاب ها و صورت ها پنهان می سازند و به آنچه نیستند تظاهر می کنند و شجاعت ندارند عقاید قلبی و باطنی خود را ابراز نمایند. آنان برای فریب دادن و گمراه ساختن دیگران از هر شیوه و روشی استفاده می کنند.

در کتاب ارزشمند سفینة البحار آمده ست وجود مبارک پیامبر اکرم (علیه و علی اله آلاف التحیة والکرم) فرمودند: نشانه منافق سه چیز است: هنگامی که سخن می گوید دروغ می گوید و اگر وعده دهد پیمان شکنی می کند و اگر امانتی به او بدهی خیانت می کن.

وجود مبارک علی ابن ابیطالب (سلام الله علیه) در خطبه 194 نهج البلاغه فرمودند: ای بندگان خدا، شما را از منافقان می ترسانم؛ زیرا آنها گمراه و گمراه کننده اند و خطاکار و به خطا کشاننده اند؛ به رنگ های گوناگون ظاهر می شوند و از ترفندهای گوناگون استفاده می کنند و برای شکستن شما از هر پناهگاهی استفاده می کنند و در هر کمینگاهی به شکار شما می نشینند؛ قلب هایشان بیمار و ظاهرشان آراسته است؛ در پنهانی راه می روند و از بیراهه ها حرکت می کنند. وصفشان دارو و گفتارشان درمان، اما کردارشان دردی ست بی درمان؛ بر رفاه و آسایش مردم حسد می ورزند و بر بلا و گرفتاری مردم می افزایند و امیدواران را ناامید می کنند... آنها برابر هر حقی، باطلی و برابر هر دلیلی شبهه ای و برای هر زنده ای قاتلی و برای هر دردی کلیدی و برای هر شبی چراغی تهیه کرده اند. با اظهار یأس می خواهند به مطامع خویش برسند و بازار خود را گرم سازند و کالاهای خود را بفروشند؛ سخن می گویند، اما به اشتباه و تردید می اندازند؛ وصف می کنند اما فریب می دهند؛ در آغاز، راه را آسان و سپس در تنگناها به بن بست می کشانند؛ آنها یاوران شیطان و زبانه های آتش جهنم می باشند.

آن کسانی که اذهان عمومی بخصوص برخی جوانان دانشجو را در اقصی نقاط  کشور به یغما برده بودند که چنین حادثه غم انگیز و تأسف بار رخ دهد همین یربوعین یعنی منافقین بوده اند که با هدف دسترسی به حکومت و ولایت، نه انتخابات بطور نامحسوس وارد صحنه شده بودند و با ایجاد انقلاب مخملی می خواستند ملت ایران و حکومت اسلامی را دچار چالش کنند ولی با رشادت های بسیجیان سلحشور و امت حزب الله و بخصوص دلاورمردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تمام نقشه های شوم آنان خنثی شد؛ فلذا مردم ما و جوانان ما باید هشیار باشند و از حوادث روزگار عبرت بگیرند که دیگر چنین حوادث دردناکی در جامعه ما پیش نیاید.

بنده ابتدا به خودم و سپس به همه دوستان بخصوص جوانان عزیز عرض می کنم مراقب باشید که اولا به هیچ عنوان و با هیچ قیمتی به یربوعین جامعه نزدیک نشوید؛ چه در صحنه های اجتماعی، چه در صحنه های دینی و چه در صحنه های سیاسی و مانند آن، ثانیا مراقب باشید خودتان نیز با تصمیمات اشتباه دچار چنین معضلی نگردید که در اینصورت انسان می شود خسرالدنیا والاخره.

بَشر المُنافقین بِاَن لَهُم عَذابًا اَلیمًا.

التماس دعـآ


برچسب‌ها: 9 دی, حماسه میثاق با ولایت, فتنه 88, منافق, یربوع
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: یَربوع | لينک ثابت |

» سکوت و فقط سکوت سه شنبه پنجم دی 1391 23:3

گاهی می شود انسان یاد چیزهایی می افتد؛ بغض گلویش را پاره می کند ولی کسی فریادش را نمی شنود. جایی می رسد که انسان عزیزش را از دست می دهد، ولی سکوت می کند و فقط سکوت. فرزند دومش را از دست می دهد، ولی سکوت می کند و فقط سکوت. بعد مدتی ناگهان تلفن به صدا در می آید. حاج خانم همانطور که غم آن دو شهید عزیزت را در وجودت حبس کردی باری دیگر این کار را تکرار کن؛ چرا که سومی هم پر کشید و رفت؛ و باز هم بغض در گلو ماند و سکوت و فقط سکوت. بعد چند سال چهارمین عزیز را هم از دست داد، ولی برای چهارمین بار نیز سکوت و فقط سکوت. سکوتی که ظاهرا سکوت بود ولی دریایی از غم و اندوه همراه با رضایت نسبت به تقدیر پروردگار که الهی رضا برضائک تسلیما لامرک مطیعا لامر مولای.

وای و نفرین خداوند بر انسان های منفور و ناسپاس و بی عار و بی دین و سیاست زده و جاه طلب که نه تنها به کشته گان راه خدا رحم نمی کنند، بلکه می خواهند وارثان، رهروان و یادگاران آن بزرگان را نیز مورد هجمه و خواری و ذلت قرار دهند که اثری از آن شهداء باقی نماند!! ولی بنده صراحتا اعلام می کنم اینجانب سجاد صیدآبادی به شخصه تا آخرین قطره خونم، تا آخرین نفسم و تا آخرین جوهر قلمم از خون شهداء و یادگاران آن عرشیان دفاع خواهم کرد و عرض می کنم هر که در این مسیر که مسیر ولایت ست و بصیرت یار و غمخوار آنان باشد اگر در این راه بمیرد به شهادت از دنیا رفته است.

و خوشا بحال آن مادر شهداء که به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی هیچ سخنی و هیچ گلایه ای و هیچ ناله ای را در انظار بر زبان جاری نکرد و هیچ کسی اشک زیبای او را مشاهده نکرد و خوشا به حال آن فرزندان برومندی که خدای سبحان چنین مادران غیور و سخاوتمندی را نصیب آنان کرد که همواره یار و یاور رهبر و مقتدایشان باشند و یادمان باشد این فقط شهدای گمنام نیستند که گمنامند، بلکه برخی مادران شهداء نیز مانند شهدایشان گمنامند.

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می رود        و آن دل که با خود داشتم با دل ستانم می رود

من مانده ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او        گویی که نیشی دور از او در استخوانم می رود ...

صلی الله علیک یا ام المصائب یا زینب کبری

التماس دعــآ


برچسب‌ها: شهداء, مادران شهداء, یادگاران شهداء, رهروان شهداء, مسیر شهداء
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: سکوت و فقط سکوت | لينک ثابت |

» سخنان حضرت آیة الله احدی دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391 22:27

جمعی از دوستان تمایل داشتند در وبلاگ حقیر از مسائل عرفانی بیشتر سخن به میان آید. هرچند بنده در سال های گذشته در این سنگر ولایت بیشتر بطور مستقیم به مباحث عرفانی می پرداختم و ظاهرا امسال کمتر توفیق پیدا کرده ام به این مباحث ارزشمند بپردازم؛ ولی معتقدم اگر دوستان در آرشیو مطالب وب بنده در سال 91 مراجعه نمایند می توانند برخی مباحث را که بی ارتباط با مسائل عرفانی نیست را مطالعه نمایند. مباحثی نظیر فاستقم کما امرت، سمعت ما سمعت، سنت امتحان و ابتلا، همه می گویند حسین؛ حسین می گوید ولایت و بسیاری از مباحث دیگر وبلاگ که هر کدام به نحوی با عرفان و حماسه سروکار دارد.

بنده به جهت احترام به نظرات کاربران محترم، در این پست دانلود سخنان ارزشمند و عرفانی حضرت آیة الله احدی امیرکلایی را برایتان می گذارم. محوریت فرمایشات ایشان عرفان، معرفت نفس، جوانان و تبری از معصیت می باشد. علاقه مندان با ذکر یک صلوات برای سلامتی این عزیز بزرگوار می توانند فایل تصویری گلچین سخنان بسیار زیبای ایشان که اگر اشتباه نکنم در دهه آخر ماه صفر سال 86 در مسجد جامع شهرستان بندرگز با حضور انبوهی از جمعیت مشتاق برگزار شد را دانلود نمایند.

دانلود بخش اول

دانلود بخش دوم


برچسب‌ها: سخنرانی, مباحث عرفانی, آیة الله احدی, دانلود, بندرگز
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: سخنان حضرت آیة الله احدی | لينک ثابت |

» دیدگاه مقام معظم رهبری در مورد اصل مطالبه گری جوانان سه شنبه بیست و یکم آذر 1391 13:51

بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان 91/5/16

گفته شد كه بعضى‌ها نظرات كارشناسى ميدهند، با نظر رهبرى مخالف است، ميگويند آقا اين ضد ولايت است. من به شما عرض بكنم؛ هيچ نظر كارشناسى‌اى كه مخالف با نظر اين حقير باشد، مخالفت با ولايت نيست؛ ديگر از اين واضح‌تر؟! نظر كارشناسى، نظر كارشناسى است. كار كارشناسى، كار علمى، كار دقيق به هر نتيجه‌اى كه برسد، آن نتيجه براى كسى كه آن كار علمى را قبول دارد، معتبر است؛ به هيچ وجه مخالفت با ولايت فقيه و نظام هم نيست. البته گاهى اوقات ميشود كه اين حقير خودش در يك زمينه‌اى كارشناس است؛ بالاخره ما هم در يك بخشهائى يك مختصر كارشناسى‌اى داريم؛ اين نظر كارشناسى ممكن است در مقابل يك نظر كارشناسى ديگر قرار بگيرد؛ خيلى خوب، دو تا نظر است ديگر؛ كسانى كه ميخواهند انتخاب كنند، انتخاب كنند. در زمينه‌هاى فرهنگى، در زمينه‌هاى آموزشى - در بخشهاى مخصوصى - بالاخره ما يك مختصرى سررشته داريم، يك قدرى كار كرديم؛ اين ميشود نظر كارشناسى. به هر حال هيچگاه اعلام نظر كارشناسى و نظر علمى، معارضه و مبارزه و مخالفت و اعلام جدائى از رهبرى و ولايت و اين حرفها به حساب نمى‌آيد و نبايد بيايد...

بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار دانشجویان نخبه، برترین های کنکور و فعالان تشکلهای سیاسی فرهنگی دانشگاهها 86/7/17

من بارها گفته ام؛ از آن روزى بايد ترسيد كه جوان ما، دانشجوى ما در دانشگاه انگيزه ى طرح مسئله، طرح سؤال، طرح درخواست نداشته باشد. همه ى همت ما بايد اين باشد كه اين روحيه ى مطالبه، خواستن و مدعا داشتن در زمينه هاى گوناگون را در نسل جوان كشورمان - بخصوص جوان علمى - گسترش بدهيم. اگر اين شد، ممكن است به همه ى آن مطالبات نتوان پاسخ داد - كما اينكه در كوتاه مدت همينجور هم هست؛ به همه ى مطالبات در كوتاه مدت يقيناً نميشود پاسخ داد؛ ظرفيتها محدود است - ليكن يقيناً آينده ى خوب و يك افق روشن با چنين مطالباتى جلوى چشم است. 
جوان بايد مطالبه كند، بايد احساس كند كه اين مطالبه سودمند است، ثمربخش است؛ و تشويق بشود بر اين مطالبه و بايد احساس كند كه او فقط مسئوليتش طرح سؤال و پرتاب كردن يك شعار نيست، كه بگويد خوب، ما كار خودمان را كرديم؛ نه، پيگيرى كردن، مطالعه كردن، درباره ى مسئله انديشيدن، آن را پخته كردن، راهِ كارِ اجرائى را براى آن جستجو كردن، براى طرحش با مراكز دست اندركار و مجرى تلاش كردن و فعاليت كردن و بالاخره خود وارد ميدان كار شدن، اينها جزء وظايف و تكاليف جوان ماست كه اين را هم بايستى جوان ما درك كند...

محيط دانشجوئى، محيط سيالى است؛ يعنى شما امروز دانشجوئيد، پنج سال ديگر اغلبتان دانشجو نيستيد؛ يك گروه ديگرى به جاى شما دانشجويند. خوب، اينجا دو تا محيط براى استمرار هست: يكى خودِ شما هستيد. شما بمجرد اينكه از محيط دانشجوئى دانشگاه خارج شديد، يادتان نرود كه در تشكل دانشجوئى، در محيط دانشجوئى، در كلاس درس، در يك چنين جلساتى چه ميگفتيد، چه ميخواستيد و به عنوان آرمان چه چيزهائى را مشخص ميكرديد؛ اينها را فراموش نكنيد؛ اينها را نگه داريد. اين يك مطلب است. ما يكى از آفتهامان همين است؛ آدمها چند صباحى در محيطى قرار ميگيرند، رنگى به خودشان ميگيرند، از آن محيط كه دور شدند، مثل آهنى ميشوند كه از كوره بيرون بياورى؛ تا توى كوره است، رنگش سرخ است، وقتى بيرون آورديد، تدريجاً رنگش به سياهى ميگرايد؛ اينجورى نشوند. از درون بجوشيد. اين فكرها را در دلتان ريشه دار كنيد. 

البته - در پرانتز عرض كنيم - راهش هم همين است كه اين را به ايمان دينى و به عقايد دينى وصل كنيد. آنجاست كه تكليف الهى، انسان را هيچ وقت فارغ نميگذارد. آنهائى كه توانستند مبارزه كنند، آنهائى كه توانستند طاقت بياورند، آنهائى كه توانستند در مقابل مشكلات سينه سپر كنند، آنها از اين دستورالعمل، از اين نسخه بهره گرفتند؛ والّا امروز شما دانشجوئيد و محيط دانشگاه هست و محيط جوانى است و گرم و گيرا و عدالت و آرمانخواهى و اينها، بعد پس فردا از محيط دانشجوئى كه خارج شديد، همه چيز يا دفعتاً فراموش بشود يا بتدريج فراموش بشود، اين درست نيست. اين يك مركز براى استمرار است...

التماس دعـآ


برچسب‌ها: مقام معظم رهبری, جوانان, ولایت فقیه, دانشجو

» فَاستقم کما اُمِرت جمعه هفدهم آذر 1391 1:23

امشب در حیاط خانه پس از بجا آوردن وضو، بعد چند مدت و شاید هم چند ماه نگاه عمیقم به هلال ماه افتاد. مجذوب نورانیت ماه شده بودم که ناگهان جمله ای تکان دهنده و پر از صفا و معنویت و بصیرت به دلم الهام شد. این جمله ارزشمند را در گذشته برادر گرانقدرم حاج محسن عزیز برایم نقل کرده بود و آن جمله این بود:

اسلام ناب محمدی، تمدن اسلامی، جامعه مهدوی و ... همه اینها دغدغه آدم های متفکری هستند که زود جا نمی زنند و اندیشمندانه قدم برمی دارند.

فاستقم کما اُمِرت

برای سلامتی این عزیز بزرگوار و شادی ارواح ملکوتی پدر بزرگوارشان، اب الشهیدین خادم اهل بیت (ع) حاج داوود دماوندی کمالی و برادران شهید ایشان صلوات.

التماس دعــآ


برچسب‌ها: اسلام ناب, تمدن اسلامی, دغدغه, پایداری, ایستادگی
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: فَاستقم کما اُمِرت | لينک ثابت |

» طرح فرهنگی بصیرت و شهداء پنجشنبه نهم آذر 1391 21:52

طرح فرهنگی بصیرت و شهداء بدین گونه ست که دوستان عزیز و گرانقدر بخصوص همشهریان عزیز عنایت بفرمایند در بخش نظرات، نام و نام خانوادگی، نام شهید مورد نظر، تعداد حضور در پای منابر علمای دین و همچنین در صورت تمایل عنوان و آدرس اینترنتی وبلاگ و یا وب سایت خود را جهت ثبت نام در بخش نظرات وب اعلام نموده و در اولین فرصت در زمان باقیمانده ماه محرم و صفر به نیابت از شهدای مورد نظر، در پای منابر علمای دین حاظر شده و کسب فیض نمایند. انشاءالله ثواب این کسب بصیرت و اشک بر اهل بیت (علیهم السلام) در پای منابر برسد به روح عرشی و ملکوتی شهیدان بزرگوار. دوستان همت کنند که سنگر خالی نماند.

اهداف طرح: گرامیداشت یاد شهداء - بصیرت افزایی و توجه بیش از پیش جوانان و مردم به مسائل دینی و همچنین جلب مشارکت عمومی در فضای مجازی و پای منابر سخنرانان دین.

نام و نام خانوادگینام شهید مورد نظرتعداد حضورعنوان وبلاگ
سجاد صیدآبادیشهید عبدالحسین قندهاری3 بارسوخته
دخترکی از دیار شهادتشهید سیدحسین امیرلطیفی1 بارشهید امیرلطیفی
علی حسن پور-----در حد توانمحراب خیال
خانه به دوششهید الیاس منوچهری5 باراتراق
سرباز خمینیشهید مصطفی چمران2 بارانصار بندرگز
کبوتر حرمشهیدان علمدار، برونسی و صیاد3 بارسوخته آفاق
شهابکل شهداء14 بارخدایی که در این نزدیکیست
مسلم ریاحیشهید علی اکبر محمدی5 بارروستای کفترکار
فرمانده قرارگاه سایبریشهید احمدرضا رجاییدر حد تواندر سایه ولایت
ابوحیدرشهید محمدابراهیم همت6 بارکربلایی های منتظران المهدی
یک تنبلشهید رمضانعلی بائیان1 بار-----
افسر جنگ نرمشهید محمدقاسم ریاحیدر حد توانخدا کند که فردا تنها نباشیم
فاطمه زهراشهیدهمت و سیدابراهیم حسینی2 بارتنهایی ماه
یه جا مونده از شهداشهید محمدعلی روحانی فرددر حد توانشهید روحانی فرد
سردار خیبرشهدای گمنام - شهید همتدر حد توانشهدای گمنام
فرزند روح اللهشهید سید علیرضا مصطفویدر حد توان-----
پسر خاکیشهید قربان فرجیدر حد توانخاک های نرم فکه
صلی الله علیک یا اباعبدالله
التماس دعا


برچسب‌ها: طرح فرهنگی, شهید, علمای دین, محرم, شهداء
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: طرح فرهنگی بصیرت و شهداء | لينک ثابت |

» سَمعتُ ما سَمعت سه شنبه هفتم آذر 1391 14:40

انصافا برخی مسائلی که مشاهده می شود قابل تصور نیست. مراسمات مختلف سینه زنی، زنجیرزنی، دسته روی شبانه روزی در شهرها و روستاها در میان مردم بسیار چشمگیر است؛ ولی آیا این مراسمات با این همه بی نظمی، با این همه نابهنجاری، با این همه مشکلات اخلاقی و رفتاری و با این همه معضلات سیاسی نابخردانه در محضر خدای سبحان نیز چشمگیر است؟!

حقیقتا چند وقتی ست با مشاهده صحنه های تأسف باری اشکم جاری می شود ولی سکوت می کنم. نتوانستم این سکوت را مدت زیادی حفظ نمایم، بغضم ترکید و بهترین کار را در این دیدم مطالبی را در این فضا عنوان کنم.

بنده در این دهه اول محرم توفیق پیدا کردم مراسمات مختلفی از مکان های متفاوت را شاهد باشم. چه داخل شهرها، چه داخل هیئات و چه در روستاها. مراسمات همواره با شور خوبی برگزار می شد ولی در برخی از مکان ها از شعور خبری نبود!! شور حسینی به گونه ای بود که حتی برخی مداحان به وزن و قافیه شعرهای خود نیز توجه نمی کردند. حسین چه شد؟ شهید شد. عون چه شد؟ شهید شد؟ جعفر چه شد؟ شهید شد؟ ... علی اکبر؟ شهید شد! علی اصغر ؟ شهید شد!

و زنان نیز با مانتوهای کوتاه و ظاهری نابسامان سینه زنی می کردند و تعداد زیادی هم مثل اینکه رفته بودند سینما!!

در ادامه سخنرانان سنتی مانند سابق جملاتی را که از قدیم در ذهن مبارکشان بود بر زبان جاری می کردند. سپس مثل همیشه ناگهان جمعیتی بر جمعیت قبل اضافه می شدند! با کمال بی فرهنگی و بی ادبی بر سر سفره شام و ناهار حاظر می شدند و ...

همه این ها ظاهرا مشکلی در روند فعالیت مردم ایجاد نمی کند و هر طور که شده کار زمین نمانده و رفع تکلیفی مراسمات به انجام می رسد ؛ ولی در ادامه عده ای باب غیبت و تهمت را باز می کنند. 

شنیدیم آنچه را نباید می شنیدیم و دیدیم آنچه را نباید می دیدیم. 

نعوذ بالله بر علیه حکومت اسلامی سخن می گفتند و بر علیه ولایت فقیه علنا بدگویی می کردند!! آیا چنین مردمی که برای امام حسین (سلام الله علیه) سر و سینه می زنند را می توان با این سخنان تأسف بار منافق نسبت داد؟! و یا اینکه مشکل از جای دیگری است؟!

به نظر بنده جدا از عده ای که حقیقتا منافق هستند و برای اسلام خطرناک هم هستند، عده زیادی نه منافق هستند و نه دوست دارند منافق بشوند. مشکل از جای دیگست. برای پاسخ به این سوال بهتر است گریزی بزنیم به زمان اهل بیت (علیهم السلام). عده زیادی از مردم ، پیامبر خدا (علیه و علی آله آلاف التحیة والثناء) را دوست می داشتند، می دانستند امام حسین (سلام الله علیه) از خاندان و ادامه راه ایشان است ولی منکر ولایت او بودند!! وقتی در برخی مجالس مشاهده می شود ، با آنکه مردم می دانند ولی فقیه زمان مورد تأیید امام عصر (ارواحنا فداه) و دنباله رو و زمینه ساز ظهور ایشان است، ولی چون اطلاعات آنان ناقص است و از بصیرت بدورند، منکر ولایت او می شوند و یا منکر حکومت اسلامی می شوند، این گروه ندانسته کافر شده اند، ندانسته دنیا و عقبی خودشان را تباه کرده و ندانسته آتش جهنم را برای خود خریداری کرده اند ... !! یقینا چنین افرادی اگر با این تفکر و با این رفتار بمیرند، چون در عصر غیبت به سر می بریم به مرگ جاهلیت مرده اند. چرا که ولی زمان خود را نشناخته و از دنیا رفته اند.

بنده رفتار این گروه مردم را ناشی از جهالت ، بی بصیرتی و ناآگاهی آنان می دانم و باید آن واعظ و مبلغی که در آن منطقه اعزام شده است ، این بصیرت و آگاهی را به ذهن مردم القا کند که ظاهرا متأسفانه اینگونه نیست!! یا آقایون سواد و بیان کافی برای این کار ندارند و یا نمی خواهند داشته باشند.

فلذا بنده به عنوان یک جوان بسیجی و مسجدی علاقه مند به مسائل دینی و فرهنگی، تنها هفت راه حل را برای آگاهی و بصیرت بیشتر مردم و گشایش کار بانیان دینی و فرهنگی منطقه پیشنهاد میکنم.

1.      تشکیل مجموعه کوچک ولی بابصیرت و دلسوز و فعال جوان

2.      تحول در هیئت امناء مسجد جامع شهرستان که مقدمه ای بشود در گسترش تحولات دینی منطقه

3.      تشکیل کارگروه های آموزشی و شرح وظایف مکتوب و ریز شده با موضوعات از قبل تعیین شده به مبلغین منطقه

4.      تأکید بر ضرورت تبیین مبحث ولایت بر جامعه و دفاع همه جانبه از آن

5.      آگاهی مردم از درس ها و عبرت های عاشورا و تطبیق آن با جامعه امروزی

6.      تشکیل بازرسین جوان و با بصیرت جهت نظارت بر مراسمات منطقه

7.      خرید و نصب تصاویر امام و رهبری بصورت قاب شده و شکیل و هدیه آن به تمامی مساجد و تکایا جهت نصب

روزی در یکی از مراسمات روستا در جمع باصفای رفقای اهل دل نشسته بودیم که حاج آقا شروع کرد به سخنرانی. وسط سخنرانی مشاهده کردیم سفره غذا پهن شد!! جالب اینکه این کار برای مردم روستا یک امر عادی بود. هرچقدر دوستان گفتند آقا خوب نیست، بگذارید سخنرانی تمام شود، کسی گوش نمی کرد. می گفتند بگذار آقا صحبتش را بکند ما هم همزمان تا سخنرانی تمام بشود سفره ها را پهن می کنیم!!

برخی مردم بی فرهنگ و جاهل هنوز درک نکرده اند عظمت روحانی و سخنران دین چقدر در محضر خدای سبحان بالاست ولی گوش ها سنگین و چشم ها پر است از سخنان تکراری و بی تأثیر و کمتر کسی به این مسائل توجه می کند ، هرچند نمی توان به تنهایی مردم را مقصر دانست!! مقصر اصلی آن کسانی هستند که بانیان اصلی معارف دین معرفی شده اند و می توانند اصلاح کنند و اصلاح نمی کنند و یا هیچ مسئولیتی را نسبت به اینگونه مسائل بر دوش خود احساس نمی کنند.

التماس دعــآ


برچسب‌ها: مراسمات مذهبی, امام حسین, ع, بصیرت, بسیجی, راهکار
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: سَمعتُ ما سَمعت | لينک ثابت |

» سنت امتحان و ابتلا پنجشنبه دوم آذر 1391 13:45

وای بحال آن کسی که همگان فکر میکنند خوب است ولی درحقیقت در محضر خدای سبحان هیچ جایگاهی ندارد و خوش بحال آن کسی که همگان فکر میکنند بد است ولی جایگاه بلندی در محضر خدای متعال و ائمه اطهار (علیهم السلام) دارد!! این را گفتم مقدمه سخنم بشود برای کسانی که فکر می کنند در محضر خدای سبحان جایگاهی ندارند و یا جایگاهی پست و فرومایه دارند. دوستانی که تصور می کنند تمام گرفتاری ها و مشکلات دنیوی شامل حال آنان می شود بدانند که هر معلولی علتی دارد و هر علتی از جایی نشأت می گیرد و درواقع این خود ما هستیم که منشأ این نشأت قرار می گیریم.

روزی دوست عزیزی بهم می گفت:در شرایط دشواری قرار دارم.. گریه های من هیچ ارزشی نداره.. کسی توجه نمی کنه.. من قابل بخشش نیستم.. خسته شدم.. کم آوردم و ...

در پاسخ؛ اگر شما چنین احساسی کردید که تمامی سختی ها و مشقت دنیا بر سر شما خراب شده است و یا اینکه تصور می کنید هیچ ارزشی در محضر خدای سبحان ندارید عرض می کنم؛ ابتدا نگاهی به درونتان بیندازید. چه می بینید؟! و چه دوست دارید ببینید؟! گاهی اوقات اشتباهات انسان منجر به گرفتاری هایی برای خود او می شود که ناگفته نماند این گرفتاری نیز ناخوداگاه به سنت امتحان و ابتلا تبدیل می شود که این سنت ، موجب ترقی و یا نزول درجات انسان می شود. درواقع خودمان باعث شدیم این امتحان الهی از سوی خدای متعال برایمان مقدر شود. همچنین گاهی اوقات بدون اینکه انسان مرتکب اشتباهی شود ، این سنت امتحان و ابتلا رقم می خورد و این مسئله چیزی نیست جز عشق و علاقه خاص خدای سبحان به انسان.

روزی مجنون بیمار شد. به طبیب محل مراجعه کرد. طبیب به او گفت فقط شیر شتر علاج درمان توست. مجنون گفت: شیر شتر که بسیار کم یافت می شود!! طبیب گفت: شاید درحال حاظر کمتر کسی شیر شتر را داشته باشد ، ولی تو که داری!! مجنون گفت: چطور؟! طبیب گفت: لیلی تو که شیر شتر فراوان دارد. برو و از او بگیر. مجنون خوشحال شد و رفت به سوی لیلی. صف طویلی را مشاهده کرد ولی بی نوبت کاسه خود را گرفت و رفت به اول صف. خود را رساند به لیلی و ماجرای بیماری خود را برای لیلی بازگو کرد. لیلی نیز با مشاهده مجنون از میان تمام ظروف ، کاسه مجنون را گرفت و در میان چشم همگان به زمین زد و شکست. مردم به مجنون خندیدند ولی در این میان مجنون نیز لبخند رضایتی بر لبان خود داشت!! مردم از او پرسیدند: مجنون ، تو که ضایع شدی پس چرا خوشحالی؟! مجنون گفت: خوشحالم از اینکه لیلی در میان ظرف همگان ظرف مرا شکست. خوشحالم از اینکه لیلی در میان مردم مرا مورد توجه خودش قرار داد ...

اگر با من نبودش هیچ میلی ؛ چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟!!


بنده خطاب به دوست عزیزم عرض می کنم: اگر خدای سبحان به شما عنایت نداشت که اینقدر شما را مورد توجه، مورد امتحان و ابتلا قرار نمی داد. درواقع خدای متعال به کسانی توجه می کند که به آنها عشق بورزد!! در روایتی آمده است خدای سبحان به هر کسی عنایت خاصی داشته باشد ، با نزول بلا و گرفتاری او را مورد امتحان سخت و دشوار قرار می دهد تا آن بنده ، خدای متعال را صدا بزند و خداوند صدای او را بشنود و به ندایش لبیک گوید.

خوش بحال گرفتارهایی که خدای متعال را شبانه روز صدا می زنند و وای بحال ما که تصور می کنیم بزرگ شدیم و غافل از آنیم که این بزرگ شدن ظاهری ابتدای کوچکی است و همه معارف اسلامی حتی خدای سبحان را نیز فراموش می کنیم!! اصلا فلسفه بزرگ شدن و عزیز شدن ، کوچک شدن و پنهان ماندن است. نه اینکه خود را در برابر دیگران تحقیر و ضایع کنیم!! بلکه مقتدر باشیم ولی فروتن و با دیگران مهربان و بخشنده رفتار کنیم. اگر انسان دقت عمیقی به اطراف خود داشته باشد متوجه می شود ، گنج را نمی توان در همه جا پیدا کرد. گنج را اصولا در جاهایی پیدا می کنند که ویرانه باشد و یا دور از دسترس باشد!!

فلذا اگر انسان می خواهد مانند گنج ، گرانبها باشد و گرانبها بماند ، (هرچند فطرت انسان بسیار فراتر از گنج است و نمی شود برای انسان قیمت گذاشت) نباید خود را در مقابل دیگران بزرگ جلوه دهد که در غیر اینصورت می شود اباب نه حباب ، یعنی آب پر؛ و آب پر صفت خاص خدای متعال است نه بنده و لازمه حباب بودن و حباب ماندن رجوع همیشگی به معارف قرآن کریم و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) است.

خدایا میشه تو این شب عاشورایی کاسه گدایی ما رو هم بگیری و لااقل به زمین بزنی و بشکانی یا اینکه می خوای ما هم مثل بی بی زینب (سلام الله علیها) ... !!

پروردگارا ما بندگان  حقیرتیم ، ما بندگان یتیمتیم، ما بندگان مسکینتیم ...

التماس دعــآ


برچسب‌ها: امتحان, ابتلا, لیلی و مجنون, عشق, گنج
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: سنت امتحان و ابتلا | لينک ثابت |

» همه می گویند حسین ، حسین می گوید ولایت جمعه بیست و ششم آبان 1391 12:14

نمی خواهم مانند برخی آقایون فقط روضه بخوانم و موری کنیم. بگذاریم دقایقی هم که شده نکته ای را از ارباب یاد بگیریم که انشاءالله این یادگیری ها بشود راهی بسوی روشنگری و پیشرفت جامعه و مملکت اسلامی مان. در ابتدا اشاره ای داشته باشیم به یاران امام حسین (سلام الله علیه) و بعد برویم به دنبال نکات و پیامها و عبرت های کربلا و عاشورا.

شهدای کربلا از جمله :

فرزندان امام علی ابن ابیطالب (سلام الله علیه) ؛

ابوبکر ابن علی ، عمر ابن علی ، محمد الاصغر ابن علی ، عبدالله ابن علی ، عباس ابن علی ، محمد ابن العباس ابن علی ، عبدالله ابن عباس ابن علی ، عبدالله الاصغر ، جعفر ابن علی ، عثمان ابن علی.

فرزندان امام حسن مجتبی (سلام الله علیه) ؛

قاسم ابن حسن ، ابوبکر ابن حسن ، عبدالله ابن حسن ، بشر ابن حسن.

فرزندان امام حسین (سلام الله علیه) ؛

علی ابن حسین الاکبر ، عبدالله رضیع ، ابراهیم ابن الحسین.

فرزندان عبدالله ابن جعفر ؛

محمد ابن عبدالله ابن جعفر ، عون ابن عبدالله ابن جعفر ، عبیدالله ابن عبدالله ابن جعفر.

فرزندان عقیل ابن ابیطالب ؛

مسلم ابن عقیل ، جعفر ابن عقیل ، جعفر ابن محمد ابن عقیل ، عبدالرحمن ابن عقیل ، عبدالله الاکبر ابن عقیل ، عبدالله ابن مسلم ابن عقیل ، عون ابن مسلم ابن عقیل ، محمد ابن مسلم ابن عقیل ، محمد ابن ابی سعید ابن عقیل ، احمد ابن محمد الهاشمی

مابقی تمامی یاران امام حسین (سلام الله علیه) از غیر بنی هاشم می باشند.

و اما نکاتی مختصر از ایام عاشورا:

اول اینکه در ایام حج خدای سبحان به امام حسین (سلام الله علیه) فرمود حج را نیمه کاره رها کن و بیا به سمت کربلا. (نکته اول)

امام حسین (سلام الله علیه) در ابتدا بستگان و در مرحله بعد جمعی از یاران باوفا و بابصیرت شان را با اعلام اینکه حوادث عظیمی در پس پرده است که رخ خواهد داد ، با خود به سمت نینوا برد. (نکته دوم)

برویم به روز هفتم محرم که آب را به ارباب و تمامی بستگان و یاران ایشان بستند. هرچند یاران امام می توانستند بازگردند و از مبارزه دست بکشند ولی استقامت کردند و این استقامت تا روز عاشورا و همینطور پس از عاشورا ادامه داشت.(نکته سوم)

شب عاشورا امام حسین (سلام الله علیه) همه را دور خود جمع کرد ، زمانی که حضرت اباالفضل العباس (سلام الله علیه) تک نگهبان خیمه ها بود ، به یاران خود فرمود می توانید در این تاریکی به وطن خود بازگردید و هنوز هم دیر نشده است ولی تمامی یاران ارباب بدون استثناء با آنکه توجیه بودند کشته می شوند پا پس نکشیدند. نماز ، استغفار ، تلاوت قرآن و دعا از برنامه های اصلی یاران امام در این شب بود. (نکته چهارم)

امام حسین (سلام الله علیه) وقتی مشاهده فرمودند همه یاران شهادت را چیزی جز اهلی من العسل نمی دانند، باذن خدا جایگاه یکایک شهدای کربلا را به آنها نشان دادند.(نکته پنجم)

روز عاشورا یاران امام دفاع کننده بودند نه حمله کننده و در این دفاع همه جانبه همگی بدون استثناء شهید شدند. ضمنا امام سجاد (سلام الله علیه) در این روز تب شدیدی داشتند و با مرگ دست و پنجه نرم می کردند. (نکته ششم)

امام حسین (سلام الله علیه) در مبارزه آنقدر قوی ، شجاع و نیرومند بودند که کسی جلودار وجود مبارک ایشان نبود. ایشان پس از به درک واصل کردن عده بسیار زیادی از دشمنان ، خود را مقابل چشمه آب مشاهده کردند. از فرط تشنگی در آن گرمای سوزان کربلا تصمیم گرفتند آبی بنوشند که دشمن با مکر خود به امام گفت: یا حسین تو می خواهی آب بنوشی در حالی که زنان و بستگان تو در خیمه گاه تشنه باشند. امام آب را بر آب ریخت و به سرعت خود را به خیمه گاه رساند ولی اثری از خیمه گاه نبود!! تمامی زنان و فرزندان امام را به اسارت برده بودند. (نکته هفتم)

امام حسین (سلام الله علیه) در شرایط بسیار دشوار نماز ظهر عاشورا را در میدان نبرد اقامه کرد ، درحالی که دشمن سعی می کرد به هر طریقی که شده نگذارد امام به نماز بایستد!! (نکته هشتم)

وقتی شمر ابن ذی الجوشن (لعنة الله علیه) می خواست سر مبارک ابی عبدالله (سلام الله علیه) را از تن جدا کند نتوانست ، چون کارد اجازه بریدن نمی داد. خود امام به شمر فرمود از قفا، سرم را از تنم جدا کن!! همچنین امام به او فرمود گندم ری هم به تو نخواهد رسید.(نکته نهم)

 هنگام بریدن سر مبارک امام حسین (سلام الله علیه) حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به دیدار امام آمد. (نکته دهم)

این نکات مهم دارای پیام های ارزشمندی است که اگر همگان به آن دقت نظر داشته باشند و به امام خود اقتدا کنند هیچگاه گمراه نخواهند شد و هیچگاه مملکت اسلامی تحت تأثیر اجانب قرار نخواهد گرفت.

در نکته اول شاهد درس ولایت پذیری مطلق خدای سبحان بودیم. خدای متعال به ولی زمان امر می کند عبادت مرا رها کن و برو در مقابل ظلم و ستم بایست. امام نیز بدون چون و چرا حتی یک لحظه هم درنگ نکرد و نگفت چرا و چگونه !! به کسی نیز اجبار نکرد و باتفاق جمعی از بستگان و یاران صدیق و باوفای خود راهی کربلا شد.

در نکته دوم از مباحث شاهد بودیم که امام ابتدا از بستگان خود شروع کرد. یعنی برای تشکیل گروه از نزدیک ترین افراد در حلقه های کوچک و سپس این حلقه گسترده تر شد و جمعی از یاران باوفا و بابصیرت به آن اضافه شدند. نکته مهم اینکه امام به فکر سیاهی لشکر نبودند بلکه بدنبال عده ای هرچند قلیل ولی شجاع و بابصیرت می گشتند که با کوچکترین آسیب ها پا پس نکشند و به امام پشت پا نزنند و کسی نیز نتواند از احساسات آنان سوء استفاده کند!!

در نکته سوم مشاهده کردیم که تشنگی انسان که می تواند مسیر زندگی انسان را عوض کند هیچ تأثیری بر یاران امام نگذاشت. در صحرای کربلا تشنگی آب وجود داشت. امروزه تشنگی نان وجود دارد. تشنگی جاه و مقام وجود دارد. تشنگی قدرت و سیاست وجود دارد و مانند آن. آیا ما که می گوییم یالیتنا کنا معکم فافوز فوزا عظیما ، امروزه در این تشنگی امام خود را تنها نمی گذاریم؟! یا راه مستقیم را به بهای اندکی می فروشیم!!

در نکته چهارم امام و رهبر شیعیان به یاران خود اجازه داد می توانید بروید به خانه هایتان و در آسایش به سر ببرید ولی همه ماندند و کسی امام و مقتدای خود را تنها نگذاشت ، با آنکه می دانستند همه کشته می شوند. آیا در زمان ما در شرایط دشوار اقتصادی و در حوادث زودگذر جامعه حداقل به زبان ولی زمان خود را تنها نمی گذاریم ؟! عمل بماند!! امام و یارانشان که پاک بودند در شب عاشورا طلب استغفار و نیایش و تلاوت قرآن داشتند ولی ما که گنهکاریم بجای اینکه برویم با استغفار و دعا و تلاوت قرآن که خدای سبحان از سر تقصیراتمان بگذرد و راه را برایمان باز کند ، همیشه به دیگران و به جامعه ایراد می گیریم. حتی یکبار هم فکر نمی کنیم که باید ابتدا خودمان را اصلاح کنیم تا جامعه اصلاح بشود!!

در نکته پنجم اشاره کردیم که یاران امام پس از اینکه با اراده قلبی خود، امام را تنها نگذاشتند خدای سبحان بواسطه امام جایگاه حقیقی آنها را در همین دنیا به انان نشان داد. آیا اگر ما در زمان خود مقتدایمان را تنها نگذاریم خدای سبحان در همین دنیا جایگاه اعلی علیین را به ما نشان نخواهد داد؟! چه برسد به آخرت.

نکته ششم به ما پیام می دهد همواره از خود دفاع کنیم. اگر کسی به مملکت و حریم ما قصد سوء داشت از خود دفاع کنیم؛ آن هم دفاع همه جانبه. اسلام همواره دین دفاع است نه تهاجم!! اسلام دین خشونت و جنگ نیست. بیمار شدن امام سجاد (سلام الله علیه) در آن شرایط دشوار به مصلحت الهی بود و خدای سبحان می خواست امامت پایدار بماند. درواقع می توان از این مصلحت الهی درس گرفت که هرگاه اراده الهی حکمفرما شود هیچکس جلودار آن نخواهد بود. هیچگاه نباید به آینده ناامید بود که خدای سبحان در قرآن کریم می فرماید: انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون.

نکته هفتم نکته ای بسیار پراهمیت و نادر است و شاید کمتر کسی این مسئله را شنیده باشد که دشمن از طرفند مکر و حیله، امام را در شرایط دشواری قرار داد. نه تنها به او مکر ورزید که تشنه بماند و نتواند به مبارزه ادامه دهد ، بلکه در کنار این حیله ، هیچ ناموسی را بر جای نگذاشت و همه را به اسارت برد. امروزه نیز دشمنان اسلام هم به جوانان و ملت کشور اسلامی مان مکر می ورزند که ذهن جوانان و مردم را از حقایق دور کنند و هم می خواهند وارد کشور شوند و هیچ ناموسی باقی نگذارند.

نکته هشتم اینکه امام در هیچ شرایطی نماز را سبک نشمرد ، حتی در میدان نبرد. درواقع نماز چون نمونه کامل اطاعت پذیری مطلق از حریم ولایت است و دشمن نمی خواست این نماز اقامه شود و پیامش به گوش آیندگان برسد. امروز اگر ما در هر شبانه روز چندین نوبت نماز می خوانیم یعنی داریم تمرین اطاعت پذیری از ولایت می کنیم که این اطاعت پذیری مطلق می شود پلکان ترقی بشریت.

در نکته نهم پیام مهمی نهفته است و آن اینکه چون امام می دانست به حریم ولایت تجاوز امکان پذیر نیست ، خود امام به شمر فرمود سرم را از قفا از بدنم جدا کن ؛ چون این حنجره جای بوسه ولایت بر آن نهفته است. زمانی رسول الله (علیه و آله آلاف التحیة والثناء) بر آن بوسه می زد.

در نکته دهم شاهد آن هستیم که همواره ولی زمان مورد عنایت عرشیان می باشد. حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نه بخاطر اینکه فرزندش دارد به شهادت می رسد به دیدن او آمده است ؛ بلکه چون پیراهن ولایت بر وجود مبارک ارباب نقش بسته است ، حضرت زهرا (سلام الله علیها) به استقبال امام آمدند. درحال حاظر نیز یقینا معصومین (علیهم السلام) بر ولی مطلق زمان عنایت دارند و ایشان را لحظه ای هم تنها نخواهند گذاشت.

اگر عمیق به مبحث فوق بنگریم متوجه می شویم نه تنها امام حسین (سلام الله علیه) ، نه تنها حضرت اباالفضل العباس (سلام الله علیه) ، نه فقط بستگان و یاران امام اعم از کوچک و بزرگ بلکه خود خدا می خواهد به ما بفهماند دفاع کنید و تا آخرین نفس دفاع کنید. دفاع از ولایت مطلقه فقیه. و ما موظفیم اگر می خواهیم پیرو دستورات الهی باشیم ، اگر می خواهیم یار امام حسین (سلام الله علیه) باشیم ، اگر می خواهیم در قیامت با شهدای کربلا باشیم و اگر می خواهیم رضایت پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت (علیهم السلام) بخصوص امام عصر (ارواحنا فداه) را بهمراه داشته باشیم باید پیرو مطلق ولی فقیه زمان باشیم که امروزه این بیرق ولایت به دستان مبارک حضرت آیة الله العظمی الامام خامنه ای است. (صلوات)

صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین المظلوم

التماس دعآ


برچسب‌ها: حسین, ع, ولایت, شهدای کربلا, واقعه عاشورا, پیام های عاشورا
نوشته شده توسط یک خدمتگزار | موضوع: ... حسین می گوید ولایت | لينک ثابت |

 

Copyright © 2012 (910709) - Site bus: یک خدمتگزار