بنده بيني و بينالله براي رياست جمهوري كسي را اصلح از آقاي باقري لنكراني نميشناسم
به گزارش پايگاه اطلاع رساني آثار حضرت آيت الله مصباح يزدي، عضو شوراي فقهاي جبهه پايداري در جمع اعضاي شوراي مركزي اين جبهه، با بيان اين نكته كه متأسفانه اهميت موقعيت فعلي اغلب مورد غفلت قرار ميگيرد، اظهار داشت: در طول تاريخ اسلام چنين موقعيتهايي به ندرت اتفاق افتاده است؛ امروز شرايط بسيار حساس شده و پيچيدگيها و ابهامهاي فراواني وجود دارد و همين امر آزمون بزرگي را پيشروي گروههاي مخلص، فداكار و انقلابي قرار داده است.
علامه محمدتقي مصباح يزدي افزود: صدها هزار جوان پاك و مخلص فدا شدند تا اين انقلاب به ثمر نشست؛ خداي متعال نيز با عطا كردن نعمت وجود امام خميني(ره) و جانشين شايستهاش، نعمت را بر ما تمام كرد و امروز اين انقلاب در موقعيت حساسي قرار گرفته است. شناسايي و انجام وظيفه در روزهاي باقي مانده تا انتخابات، مي تواند ارزشي بيش از صدها سال عبادت داشته باشد و در مقابل، كوتاهي و اشتباه در اين امر ممكن است عقوبتي بيش از گناه صدها سال داشته باشد. لذا بايد ارزش و اهميت هر ساعت و لحظة اين روزها را در چنين موقعيت خطيري بدانيم و در انجام وظيفه كوتاهي نكنيم.
عضو شوراي فقهاي جبهه پايداري ضمن تحليل مقاومتها و عكسالعملهايي كه در مقابل جبهه پايداري صورت ميگيرد، علت مخالفتها را تكليفمحور بودن و سازشناپذيري اين جبهه دانست كه با تهديد و تطميع از راه خود منحرف نمي شوند.
وي با اشاره به سازوكار جبهه پايداري براي انتخاب اصلح اظهار داشت: خدا را شكر كه اعضاي شوراي مركزي جبهه پايداري بر كسي اجماع كردند كه بنده از 7 سال پيش او را در نظر گرفته بودم ، ولي تا پيش از اين به كسي نگفته بودم.
علامه مصباح يزدي با اشاره به اين شبهه كه بعضي معتقدند براي پيشگيري از شكسته شدن آراء اصولگرايان بايد به جاي فرد اصلح، به كانديداي مقبول راي داد، تاكيد كرد: آنچه ما از موازين عقلي و شرعي فهميدهايم، اين است كه رأي دادن به غير اصلح فقط در يك مورد جايز است، و آن در صورتي است كه ما مطمئن شويم و يقين داشته باشيم كه اگر به صالح مقبول راي ندهيم، فرد افسد و ناصالحي بر سركار ميآيد و بدانيم كه رأي دادن ما در اين امر تأثيرگذار است. فقط در چنين شرايطي ميتوانيم به جاي اصلح، به صالح مقبول راي بدهيم، تا شخص ناصالح و فاسد بر سركار نيايد. در غير اين صورت عقلا و شرعا هيچ حجتي بر رأي دادن به غير اصلح نداريم.
وي با اشاره به اينكه در چنين شرايطي احتمال و حتي ظن براي ما حجتآور نيست، خاطر نشان كرد: تجربه عملي انتخابات نهم به ما نشان داد كه اين احتمالات و نظرسنجيها چندان قابل اعتماد نيست و چه بسا نتيجه كاملا برعكس اين پيشبينيها باشد.
علامه مصباح يزدي ادامه داد: بنده تنها در يك مورد از كانديداي رياست جمهوري نام برده و گفتم وي به دليل اطاعت بيشتر از مقام ولايت فقيه بر رقيبش ترجيح دارد، اما امروز در پيشگاه الهي شهادت ميدهم كه در بين كساني كه براي يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ثبتنام كردهاند، جناب آقاي دكتر باقري لنكراني را اصلح ميدانم و اميدوارم اين شهادت، برگ زريني در نامه اعمال 80 ساله من باشد.
عضو خبرگان رهبري ادامه داد: ما بايد آماده باشيم كه در راه انجام وظيفه، هر سختي و ملامتي را تحمل كنيم و حتي از سرزنش و دشنام دوستان هم باكي نداشته باشيم. اين شيوهاي است كه امام باقر(ع) به ما ياد داده است. آن حضرت خطاب به جابر فرمودند: «در صورتي شيعه ما هستي كه حتي اگر تمام مردم از تو بد گفنتد و سرزنشت كردند، اصلاً ناراحت هم نشوي؛ و اگر همه مردم از تو تعريف كردند و تو را ستودند، خوشحال نشوي و اين سرزنشها و تعريفها در انجام وظيفهات تأثير نداشته باشد.».
وي ادامه داد: اگر قرار باشد خوشحالي و رضايت ديگران را در نظر بگيريم، بايد همواره نگاه به اكثريت داشته باشيم و تابع نظر سنجي باشيم و به فرمايش قرآن كريم اگر انسان به دنبال تبعيت از اكثريت باشد، قطعا گمراه خواهد شد.
وي ادامه داد: شما در حال امتحال بزرگي هستيد؛ تصميم امروز شما در سرنوشت ميليونها انسان تأثيرگذار است؛ لذا تصميم درست شما با در نظر گرفتن معيارها و موازين شرعي و ملاكهاي مورد نظر رهبري ارزش سالها عبادت را خواهد داشت؛ ولي اگر تحت تأثير فشارها و يا بر اساس رفاقت، هم حزبي بودن، همشهري بودن و ... تصميم غلطي بگيريد، علاوه بر اين كه مرتكب گناه بزرگي شدهايد، درهمه فسادهايي كه بر اساس اين تصميم نادرست اتفاق ميافتد ، سهيم خواهيد بود.
استاد اخلاق حوزه علميه با يادآوري اين نكته كه انسان دائماً در معرض امتحان است، اظهار داشت: عمرسعد شب عاشورا تا صبح مردد بود كه آيا با امام حسين ـعليهالسلامـ بجنگد يا نه؛ در نهايت هم تصميم به جنگيدن گرفت و صبح بعد از اقامه نماز جماعت صبح، به ادعاي خودش، با نيت قربه الي الله با پسررسول خدا ـصلواتالله عليهـ جنگيد. او منكر خدا ونماز نبود؛ ولي تصميم اشتباهي كه به خاطر حب دنيا گرفت، او را جهنمي كرد. ما هم بايد توجه داشته باشيم كه هر يك از ما در حد ظرفيتمان چنين امتحاناتي را در پيش داريم.
وي در پايان تأكيد كرد: هرچند نسبت به برخي از كانديداهاي اين دوره رياست جمهوري ارادت دارم و به اسم براي آنها دعا مي كنم، اما شهادت ميدهم كه بيني و بينالله، اصلح از آقاي دكتر لنكراني براي پست رياست جمهوري نميشناسم. (1392/02/24)
فرمایشات مقام معظم رهبری درباره انتخاب اصلح؛ جمله ای که هیچ بخش خبری آن را پخش نکرد.
فیلم سخنرانی علامه مصباح یزدی پیرامون دکتر لنکرانی
التماس دعــآ
برچسبها: علامه مصباح یزدی, انتخابات ریاست جمهوری 92, انتخاب اصلح, دکتر باقری لنکرانی
دشمن با تحریم و فشار اقتصادی گوناگون سعی می کند مردم از میدان خارج کند، و به راحتی دروغ می گویند ما با مردم هستیم تا شاید بتوانند به وسیله اهرم فشار اقتصادی بین مردم و نظام اختلاف بیاندازند. | ![]() |
امروز انواع و اقسام تبليغات وجود دارد براى اينكه در عرصهى اقتصادى، مردم را دچار ياس و نا اميدى كنند. دشمن می خواهد در عرصهى سياسى، انگيزهى مردم را از حضور در ميدان سياست و مخصوصا در ميدان انتخابات كاهش دهد.
در هر انتخابات افرادی که احساس می کنند صلاحیتهای لازم جهت تصدی مسئولیت مربوطه را دارند اعلام آمادگی مینمایند و مردم از بین آن ها، کسی که شایستهترین فرد برای آن مسئولیت باشد را بر میگزینند. اما در حدود دو ماه گذشته شاهد آن بوده ایم، تعداد افرادی که یا خود یا اطرافین آن ها به این جمع بندی رسیده اند که باید احساس وظیفه کنند و خود را در معرض رای عمومی قرار دهند روز به روز در حال افزایش است و اگر با این شیب پیش برویم احتمالا تعداد افرادی که احساس وظیفه کرده اند از تعداد رای دهندگان بیشتر میشود!

این را همه بدانند که آنچه ما برای رئیسجمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی که امروز وجود دارد، منهای ضعفهایی که وجود دارد. این را همه توجه کنند؛ رئیسجمهور هر دورهای باید امتیازات کسبی و ممکنالحصول رئیسجمهور قبلی را داشته باشد، ضعفهای او را نداشته باشد. (بیانات مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی ۹۲/۱/۱)
تاکیدات رهبر معظم انقلاب که همیشه چراغ راه و روشنگر مسیر بوده تکلیف را بر احساس وظیفه کنندگان تمام کرده است. ایشان امسال نیز طبق انتخاباتهای گذشته علاوه بر شاخصهای عمومی که برای هر انتخابات اعلام کردند، شاخص اختصاصی این انتخابات را نیز بیان داشتهاند و آن شاخصِ اختصاصی، داشتن امتیازات دولت و رئیس جمهور فعلی منهای نقاط ضعف او بوده است. بیانات ایشان را می توان در چند سال اخیر در محورهای زیر تبیین کرد و هر شخصی با تعبیر خود از این شاخص ها به سمت کاندید اصلح پیش برود.
۱. شاخص عدالت طلبی
۲. شاخص کار و تلاش مخلصانه
۳. شاخص ایستادگی قاطع در مقابل طمع ورزی و سلطه بیگانگان و دفاع از حقوق ملی
۴. شاخص اصولگرایی (پایبندی به ارزشهای انقلاب، پایبندی به دین، پررنگ کردن هدفهای بلند انقلاب، جلوگیری از گرایشهای سکولاریستی و...)
۵. شاخص اعتقاد به مردم، عقیده واقعی به مشارکت مردم
تازه نفس و مصمم، وابسته نبودن به هیچ گروه و دسته و باند و جریان، قاطعیت، احساس مسئولیت، روحیه تحولگرایی و نوآوری و اصلاح، پیش رفتن با گامهای محکم، دارای استقامت، کارآمد و کاردان، شجاع و قاطع در بیان و اعمال آنچه حق است، حق گرایی، اعتماد به نفس، ابتکار عمل، چابک، دلسوز، جوان، دارای برنامه های حساب شده و روشن برای ساختن و بنای آینده در بخش های مختلف، انقلابی، دارای ذهنیت منطقی و متکی به نگاه علمی و دور از مسامحه کاری.
همچنین رهبر معظم انقلاب اسلامی در همین راستا خاطر نشان كردند :
نامزد انتخابات اولاً بايد به خدا و به اين انقلاب و به قانون اساسى و به اين مردم ايمان و اعتقاد داشته باشد، ثانياً داراى روحيهى مقاوم باشد. اين ملت اهداف بلندى دارد، كارهاى بزرگى دارد، تسليم نيست، كسى نميتواند با اين ملت با زبان زور حرف بزند. كسانى كه در رأس قوهى اجرائى قرار ميگيرند، بايد كسانى باشند كه در مقابل فشارهاى دشمنان مقاوم باشند. زود نترسند، زود از ميدان خارج نشوند اين يكى از شرطهاى لازم است .ثالثاً انسانهاى با تدبيرى باشند، با حكمت باشند. ما در سياست خارجى گفتيم «عزت و حکمت و مصلحت» در ادارهى كشور هم همين جور است، در مسائل داخلى هم همين جور است، در اقتصاد هم همين جور است. بايد با برنامه، با حكمت، با تدبير، با نگاه بلندمدت و همهجانبه، با يك هندسهى صحيح كارها را مشاهده كنند، نگاه كنند، وارد ميدان شوند.
مردم حداقل انتظارشان از رئیس جمهور آینده، داشتن امتیازات مناسب دولت فعلی و تحول اقتصادی میباشد. در نظر ما قریب به اتفاق گزینههای مطرح جهت شرکت در انتخابات ریاست جمهوری فاقد این شاخصه های حداقلی و با فاصله بسیار زیاد از آنها قرار دارند، لذا به کسانی که تا امروز احساس وظیفه کردهاند توصیه مینماییم خود را با این شاخصه ها تطبیق دهند و اگر خود را در این قواره نمی بینند آبرومندانه پای خود را از این عرصه خارج نمایند و برای خود و نظام اسلامی هزینه ایجاد ننمایند، و اگر خود را در این مقام میبینند دعوت میکنیم تا با حضور در فضاهای لازم جامعه هم شنوای نقطه نظرات مردم باشند و هم به نقدهای آنها پاسخ دهند. همچنین از رسانهها میخواهیم که بیش از پیش به این شاخصهها بپردازند تا یک فضای گفتمانیای به وجود آید و آن شخصی که شایسته ملت بزرگوار ایران است در جایگاهی که لیاقت آن را دارد بنشیند.
التماس دعآ
برچسبها: فرمایش رهبری, انتخاب رئیس جمهور, شاخص ها, اصولگرایی, پایبندی به ارزش های انقلاب

سلام و عرض ادب و احترام و تبریک سال نو به همه بزرگواران
خدای سبحان را شاکریم که به ما توفیق داد قدم به سال جدید؛ سال حماسه سیاسی، حماسه اقتصادی بگذاریم و او بود که دل ما و اندیشه ما و قلم ما و رفتار ما و کردار ما را به نور معنویت و کمال سوق داد و ما را در مسیری که رضای خودش ست رهنمون کرد تا بتوانیم سالی دیگر؛ با حمایت دوستان ارزشی خودم بخصوص حجة الاسلام والمسلمین حاج آقای محمدی؛ امام جمعه محترم و معزز شهرستان بندرگز قدم به عرصه فرهنگی و قرآنی گذاشته و زمینه سازی در عرصه ترویج معارف دینی، مذهبی و بصیرتی باشیم.
چند ماهی ست ذهنم در حین درگیری مطالعاتی که در امور تحصیلی خودم دارم به این موضوع معطوف بود؛ پس از گذشت 12 سال از فعالیت رسمی فرهنگی و قرآنی در منطقه... برای سال 92 چه برنامه جدید و جامعی را طرح ریزی کنیم که بتوانیم به اهداف قرآنی مان نزدیک تر شویم. پس از طرح جلساتی با دوستان، طرح ها و برنامه های مختلف و متفاوتی به میان آمد؛ ولی نکته مهم اینجا بود که چه طرح و برنامه ای را پیش رو داشته باشیم که با پیام نوروزی حضرت آقا مقام معظم رهبری تطابق کامل داشته باشد. بالاخره با رایزنی ها و همت دوستان ارزشی به این نتیجه رسیدیم پس از گذشت یک دهه جشنواره فرهنگی و قرآنی، در سال 92 همایش بزرگی را با عنوان «چهره های ماندگار» در ماه مبارک رمضان برگزار نماییم. همایشی با محوریت قرآن، ولایت، شهدا، بصیرت، سیاست و اقتصاد...
انشاءالله این همایش در غالب برنامه «شب های با قرآن و شهداء» در شب های 13، 14 و 15 ماه مبارک رمضان، مصادف با ولادت باسعادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (سلام الله علیه) با حضور چهره های برجسته و ممتاز دینی و قرآنی در مسجد جامع شهرستان بندرگز برگزار خواهد شد. در این برنامه ضمن ترویج معارف قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) و گرامیداشت یاد شهدای گرانقدرمان و تکریم خانواده های گرامی آنان، مراسم انتخاب نخبگان و فعالان عرصه های مختلف قرآنی، فرهنگی، تربیتی، هنری، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، مجازی، علمی ... و بهترین بهترین های سال های 92 – 88 شهرستان بندرگز همراه با تجلیل از این چهره های شاخص برگزار خواهد شد. همچنین در این همایش برترین وب سایت ها و وبلاگ های مذهبی شهرستان بندرگز در سال های 92 - 91 توسط هیئت محترم داوران انتخاب و معرفی خواهند شد.
از همه دوستان بزرگوار که می توانند و می خواهند در این راستا چه از نظر تبادل افکار و نظرات کارشناسی، چه از نظر محتوایی، چه از نظر تبلیغی و چه از نظر حمایت مالی ما را در این امر خطیر یاری نمایند پیشاپیش تقدیر و تشکر بعمل می آید.
رهبرمونو تنها نمی گذاریم.
سجاد صیدآبادی 92/1/14
التماس دعآ
برچسبها: همایش چهره های ماندگار, حماسه سیاسی, حماسه اقتصادی, قرآن, شهداء
غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن
دلت را بتکان
اشتباهات وقتی افتاد روی زمین،
بگذار همانجا بماند
فقط از لابلای اشتباهایت، یک تجربه را بیرون بکش
قاب کن و بزن به دیوار دلت...
دلت را محکم تر اگر بتکانی
تمام کینه هایت هم می ریزد
و تمام آن غم های بزرگ
و همه حسرت ها و آرزوهایت...
باز هم محکم تر از قبل بتکان
تا این بار همه آن عشق های بچه گربه ای هم بیفتد!!
حالا آرام تر، آرام تر بتکان
تا خاطره هایت نیفتد
تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟
خاطره، خاطره ست
باید باشد، باید بماند...
کافی ست؟
نه، هنوز دلت خاک دارد
یک تکان دیگر بس ست
تکاندی؟
دلت را ببین
چقدر تمیز شد... دلت سبک شد؟
حالا این دل جای "او" ست...
همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا
و حالا تو ماندی و یک دل
یک دل و یک قاب تجربه
یک قاب تجربه و مشتی خاطره
مشتی خاطره و یک "او..."
خانه تکانی دلت مبارک.
سلام و ارادت فراوان محضر ارزشمند همه بزرگواران، دوستان ارزشی و محبوب خودم و عرض تبریک بمناسبت میلاد باسعادت حضرت زینب کبری (سلام الله علیها). قرار بود مطلب امشبمو در سحرگاه شب گذشته که زیباترین و باعظمت ترین شب برای بنده ست بنویسم؛ ولی دل ضعیفم طاقت نیاورد و چون دل بی بی زینب کبری (سلام الله علیها) به وسعت عرشیان ست در این شب مزاحم شدم. مطلب "دلت را بتکان" ابتداءا برمی گرده به خود بنده و بعد در غالب یادآوری به دوستان گلم که انشاءالله عامل باشیم. پیشاپیش سال نو، سال 1392 شمسی رو به همه عزیزان بخصوص همشهریان دوست داشتنی و ارزشی خودم تبریک عرض می کنم. امیدوارم سال جدید، سالی سرشار از موفقیت و سلامت برای همه دوستان باشه. فاطمیه امسال رو نیز مانند سال های گذشته باشکوه برگزار کنیم. در انتخابات مهم و سرنوشت ساز خرداد ماه حضور پرشور داشته باشیم و با بصیرت وارد شویم. در لحظه تحویل سال آقا امام عصر (ارواحنا فداه) رو فراموش نکنیم و منتظر پیام مهم نوروزی و سخنرانی حیات بخش حضرت آقا مقام معظم رهبری باشیم. رهبرمونو تنها نمیزاریم. یاعلی
التماس دعآ
برچسبها: دل, خانه تکانی, تجربه, بصیرت, خدای سبحان
اینکه گاهی اوقات می گویند چرا مشکل وجود دارد، چرا اینگونه ست، چه اشتباهاتی، چه معضلاتی، چرا باید اینطور باشد، چرا نباید اینطور باشد، چرا در برخی ادارات مشکل وجود دارد، چرا در برخی نهادها کاستی وجود دارد، چرا برخی انسان ها از مذهب دورند، چرا برخی چهره ها در سیاست های اشتباه غوطه ورند، چرا برخی ها دین را وارونه یاد گرفته اند، چرا برخی حق و حقوق دیگران را رعایت نمی کنند، چرا این همه تهمت و افترا، چرا غیبت و تمسخر و بسیاری از صفات زشت حیوانی در وجود اشرفی های زمین وجود دارد و بسیاری از چراهای دیگر...
نمی دانم چه کسی می تواند به این همه سوال و البته سوالات بعد آن پاسخ بدهد ولی چیزی که پیداست اینکه ما انسان ها باید همواره بدنبال پیشرفت باشیم. حتی تساوی دو روز هم نمی تواند به انسان کمک شایانی کند. برخی انسان ها با تلاش و پشتکار خود همواره به موفقیت های خوبی دست می یابند، ولی آیا توانسته اند دیگران را نیز مانند خود موفق تربیت کنند یا خیر؟! شاید بعضی دوستان بگویند ما را چه به دیگران، ما گلیم خود را از آب بیرون بکشیم کافیه ولی بنده عرض می کنم گلیم خود را از آب بیرون کشیدن خوبست ولی آیا زکات گلیم مان را نمی خواهیم بدهیم؟! زکات علم مان را چطور؟! زکات موفقیت های مان را چطور؟!
زکات دادن به منزله این نیست که فرد بخواهد فقط از مال خود بپردازد. هر کاری در جای خود می تواند نوعی زکات داشته باشد و زکات علم نشر آن است. کلمه «نشر» کلمه ای ست که هر انسانی می تواند در راهش گامی برای رضای خدای سبحان بردارد ولی با اندیشه و تفکر و بصیرت و البته آموزش. مشکل چراهای ما اینست که نمی دانیم چه کاری را و چگونه باید نشر بدهیم و چه کاری را نباید نشر بدهیم!! نشر فعالیت های دینی، قرآنی، بصیرتی، علمی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و مانند آن بسیار خوبست ولی با فرهنگسازی!! اگر ما فرهنگ و ظرفیت فعالیتی را نداشته باشیم نمی توانیم به آن کار نزدیک بشویم و در اینصورت اگر آن را انجام دادیم یقینا ضربه سختی هم به خود و هم به دیگران وارد خواهیم کرد.
به نظر بنده هرکاری در هر سمتی و در هر جایگاهی نیاز به کار فرهنگی دارد. شاید دوستان تصور کنند کار فرهنگی یعنی اینکه بنر و پارچه نصب کنیم و یا بروشور بین مردم پخش کنیم و امثالهم. در صورتی که کار فرهنگی اصلا این نیست. این موارد کار تبلیغی ست. کار فرهنگی می تواند با کمترین هزینه و حتی شایدم بدون هزینه به بهترین و تأثیرگزارترین نحو صورت بگیرد که یقینا هم همینطور است. وجود مبارک پیامبر اکرم (علیه و علی آله آلاف التحیة والکرم) تمام حرکات و رفتارشان کار فرهنگی بود. ما هم باید از مولای خودمان الگو بگیریم. به عقیده بنده حتی نوع نگاه کردن به یک نوجوان و جوان می تواند یک کار فرهنگی بزرگی باشد. چرا که اگر هر انسانی همواره نگاه مشفقانه و مهربانانه به دیگری داشته باشد دیگر مشکل رفتاری در جامعه بوجود نمی آید؛ و یا نوع سخن گفتن و نوع برخود با دیگران و یا نوع لباس پوشیدن همه و همه می تواند نوعی فعالیت فرهنگی باشد.
... هرچند بنده کار فرهنگی را بسیار پراهمیت می دانم ولی نباید از کارهای اقتصادی نیز صرف نظر کرد. در کنار فعالیت فرهنگی، فعالیت اقتصادی نیز بسیار اهمیت دارد. شاید برخی افراد تصور کنند کسی که وضع اقتصادی مناسبی دارد انسان خوبی نیست!! درصورتی که امام علی (سلام الله علیه) یکی از ثروتمندترین افراد در دوره خودشان بودند ولی تمام دارایی خود را صرف مستمندان و مردم می کردند. چیزی که دشمن چه در داخل و چه در خارج بدنبال آن می گردد، فلج کردن اقتصاد مملکت ست و بخاطر رسیدن به این هدف شوم، دست به هرکاری می زند. او می داند اگر اقصاد فلج شود، دیگر فرهنگی وجود ندارد و با فشار اقتصادی می خواهد دین را از مردم بگیرد...
پس نتیجه می گیریم کار فرهنگی باید در کنار کار اقتصادی قرار بگیرد و اگر اینگونه نباشد در این شرایط امروزی دیر و به سختی به اهداف اسلامی مان می رسیم و این چیزی ست که دشمن می خواهد. هرچند بعضی ها به دنبال کار اقتصادی می روند ولی در آن اقتصاد گم می شوند و نه از دینی خبری ست و نه آخرتی!! اقتصادی که بتواند بدرد دین مردم بخورد خوبست و در غیراینصورت همان بهتر که نباشد...
و چه زیبا فرمودند مقام معظم رهبری؛ فرهنگ آن چیزی ست که حاظرم جانم را در راهش فدا کنم.
التماس دعآ
برچسبها: فرهنگ, اقتصاد, تربیت, کار فرهنگی, کار اقتصادی
اساسا لازمه هر کاری که بخواهد به نتیجه و هدف برسد همکاری و وحدت ست. درواقع آن چیزی که همه به آن نیازمندند، چه در مسائل فرهنگی و اجتماعی، چه در مسائل اقتصادی و چه در مسائل سیاسی و مانند آن لزوم وحدت اسلامی ست. ولی این وحدت باید ساماندهی شود که جامعه به بیراهه نرود و لازمه آن اطاعت پذیری مطلق از ولی فقیه زمان، حضرت آیة الله العظمی الامام خامنه ای ست.
حالا برخی دوستان در کشور در صحنه هایی با هم مشکل پیدا می کنند، در چنین شرایطی که در آستانه انتخابات مهم ریاست جمهوری قرار داریم، اصلا به صلاح مملکت اسلامی نیست. این بار اول نیست که چنین اشتباهات بزرگی در کشور رخ می دهد و با این کار بسیاری از رسانه های بیگانه و سایت های جهانی سوء استفاده می کنند و بسیاری از دشمنان داخلی و خارجی شاد می شوند. بسیاری از منافقان چه در کشور و چه در همین اطراف از آب گل آلود دارند ماهی می گیرند تا به اهداف شوم شان برسند و بخواهند به ولی فقیه و مملکت اسلامی خدشه ای وارد کنند!!
مسئولینی که فداکاری می کنند می بایست تا پایان کار خود فداکار باشند، نه اینکه با اشتباهات خود، آب به آسیاب دشمن بریزند و مسئولینی که به دنبال بزرگ شدن هستند بدانند با تخریب هرگز به مقصود خود نخواهند رسید. مردم ایران اسلامی بسیار آگاه و بابصیرت هستند و گوش به فرمان حضرت آقا مقام معظم رهبری؛ هر چه ایشان بگویند اطاعت می کنند و هر چه ایشان تبری بجویند، مردم نیز تبری می جویند.
بنده عرض می کنم اگر در جایی از کشور اسلامی ما مسئولی اشتباه کرد و یا مشکلی ایجاد شد، آن مسائل را به نام مملکت اسلامی نزنید؛ چرا که برخی چهره ها و یا بهتر بگویم برخی خواص هستند که منجر به این اشتباهات می شوند و قطعا ملت ایران اسلامی همیشه از مشکلات، آسیب ها و دشواری های جهانی مقتدر و سربلند بیرون خواهد آمد و دشمنان داخلی و خارجی بدانند که ما تا آخرین قطره خون خود از ولایت مطلقه فقیه و ارزش های اسلامی و میهن اسلامی مان دفاع خواهیم کرد و انشاءالله این دفاع و این وحدت امت اسلامی را در روز 22 بهمن به رخ همگان خواهیم کشاند.
لبیک یا خامنه ای
دانلود کلیپ هشدار رهبر کبیر انقلاب اسلامی به سران قوا
التماس دعآ
برچسبها: وحدت, ولایت پذیری مطلق, سران قوا, دفاع, بصیرت
اساسا کشتن و آزار هیچ جانوری در شرع مقدس اسلام جایز نیست مگر حیوانات و حشرات موذی. جمله ارزشمند « اُقتُلوا موذِی قَبلَ اَن یُوذِی » هرچند نمی توان به آن عنوان حدیث را اطلاق کرد ولی از جملاتی ست که می توان آن را جزء جملات محکم برشمرد. ناگفته نماند جمله محکم؛ جمله ای ست که در آن احتمال دیگری وجود ندارد و این جمله، مقبول و بدون معارض ست و می شود به آن استناد کرد. درواقع اینکه گفته اند اُقتُلوا موذِی قَبلَ اَن یُوذِی یعنی بکشید موذی را قبل از اینکه شما را بیازارد. فلذا نه تنها کشتن جانوران موذی حرام نیست و گناه محسوب نمی شود، بلکه جایز ست و حتی در مواردی منجر به ثواب اخروی شده و پاداش دارد...
بدلیل خصوصی بودن مطلب، نظرات این بخش نمایش داده نخواهد شد.
ادامه مطلب
تبریک عرض می کنم سالروز آغاز امامت و ولایت حضرت حجة ابن الحسن المهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) را به محضر مبارک خود ایشان، مقام عظمای ولایت و مرجعیت و همه مسلمین جهان. بنا بر گزارشات رسمی خبرگزاری ها مطلع شدیم حضرت حجة الاسلام والمسلمین دکتر تیموری، امام جمعه موقت شهرستان بندرگز به عنوان خطیب جمعه شهر کیاسر ساری منصوب شدند. بنا به فرموده حضرت آیة الله طبرسی؛ نماینده ولی فقیه در استان مازندران مراسم معارفه ایشان در هفته جاری با حضور شخص حضرت آیة الله طبرسی برگزار می شود. به همین منظور امروز آمده ام تا با بیان ناقص خود این چهره ماندگار منطقه را به دوستان معرفی نمایم. هرچند این عزیز بزرگوار نیازی به معرفی و تعریف و تمجید ندارند و اکثر مردم شریف منطقه، ایشان را می شناسند و از فیوضات معنوی و حماسی این عزیز بزرگوار بهره کافی را برده و برایشان احترام بسیاری قائلند؛ ولی بنده من باب وظیفه در این روز امامت و ولایت چند جمله ای را بر قلم حقیرانه خود جاری می کنم. باشد که مورد رضای خدای سبحان قرار بگیرد.
حجت الاسلام والمسلمین دکتر حاج یوسفعلی تیموری، متولد 1329/4/11 در روستای یانه سر از توابع شهرستان بهشهر مازندران در خانواده ای کاملا مذهبی و دینی دیده به جهان گشود. ایشان در سال 1343 به شهر مقدس قم عزیمت کرده و دروس مقدمات حوزوی را نزد استاد و دایی بزرگوارش حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدرضا تیموری تلمذ نمودند. سپس به مدرسه فیضیه رفته و دروس سطوح مختلف حوزه علمیه نظیر لمعه، رسائل و مکاسب، قوانین و کفایه را نزد اساتید گرانقدرشان حضرات آیات صلواتی، علوی گرگانی، ستوده، بنی فضل و همچنین حضرت آیت الله فاضل لنکرانی کسب فیض نمودند.
حجت الاسلام والمسلمین دکتر تیموری بمدت شش سال درس خارج فقه را محضر آیت الله وحید خراسانی و آیت الله فاضل لنکرانی و فلسفه و شرح اشارات خواجه نصیر طوسی را بمدت چهار سال نزد علامه حسن زاده آملی و دروس اخلاق را در محضر آیات عظام نوری همدانی و علوی گرگانی تلمذ نموده و مدتی را نیز در محضر حضرت آیة الله العظمی خامنه ای (حفظه الله) و شهید دکتر بهشتی و شهید مرتضی مطهری کسب فیض نمودند.
ایشان در سال 1351 جهت تبلیغ به خرم آباد رفته و و به علت سخنرانی انقلابی و کوبنده خود بر علیه رژیم شاهنشاهی توسط ساواک دستگیر و بعد از مدتی آزاد شد. در 15 خرداد سال 1354 بعلت گرامیداشت شهدای 15 خرداد در مدرسه فیضیه دستگیر و توسط ساواک به زندان اوین منتقل شد و مدت 20 روز زیر شکنجه های سخت ساواک قرار گرفته و به عنوان زندانی سیاسی به سربازی اجباری به لشکر 30 فعلی گرگان تبعید و در سال 1356 آزاد شد.
حجت الاسلام والمسلمین دکتر تیموری علارقم شکنجه های شدید ساواک همچنان به فعالیت های خود ادامه می داد و با ارتباط با شهید دکتر بهشتی و بزرگان و روحانیون قم به صورت گسترده ای نوارهای صوتی و اعلامیه های حضرت امام (ره) را پخش نموده و به سخنرانی های انقلابی در قم و شهرهای گوناگون می پرداخت. ایشان در ایام ماه صفرالمظفر سال 1357 جهت تبلیغ به خمین رهسپار شد و همزمان با اتمام تبلیغ، با آگاهی از اینکه امام در حال بازگشت به میهن ست باتفاق 16 نفر از چهره های انقلابی شهر خمین به تهران عزیمت کرد ولی بختیار، نخست وزیر وقت اجازه ورود به آنان را نداد که در روز 7 بهمن 57 برای تحسن روز 12 بهمن در دانشگاه تهران به سایر علما ملحق شد.
ایشان پس از پیروزی انقلاب اسلامی با توجه به آغاز جنگ تحمیلی بصورت داوطلبانه به جبهه های حق علیه باطل اعزام و بیش از یکسال را در مناطق جنوب و غرب همچون طلائیه و سر پل ذهاب و همچنین مدت شش ماه از طرف سازمان تبلیغات اسلامی قم به مناطق عملیاتی جنوب خرمشهر اعزام شد.
حجت الاسلام والمسلمین دکتر تیموری در سال 1361 به مدرسه عالی قضایی قم رفته و در مدت دو سال موفق به اخذ مدرک تحصیلی لیسانس گردید. ایشان علی رقم فعالیت های انقلابی و همچنین حضور در جبهه، در سال 1367 به عنوان معلم و استاد حوزه و دانشگاه تربیت معلم و همچنین در نیروی دریایی ارتش بندرعباس بمدت سه سال به تدریس پرداخت.
ایشان از سال 1371 به شهر بندرگز عزیمت کرده و به عنوان مدرس رسمی حوزه علمیه و دبیر آموزش و پرورش و هم اکنون نیز به عنوان استاد رسمی حوزه و دانشگاه مشغول به خدمت می باشند. لازم به تذکر ست دکتر تیموری مدتی به تحقیق در رشته فقه و اصول پرداخت که حاصلش رساله سطح 4 (دکتری) بود که در سال 1375 با راهنمایی از استاد مشاور خود حضرت آیة الله فاضل (بابل) از رساله خود دفاع کرد و به همراه حضرت آیت الله لائینی؛ امام جمعه محترم شهرستان نکاه مدرک سطح 4 و دکتری را اخذ نمود.
جملات فوق عرائضی بود از حقیر من باب قدردانی از زحمات خالصانه فردی که بیش از نیم قرن فعالیت علمی، معنوی، حماسی و سیاسی را در سطح کشور در سایه ولایت مطلقه فقیه به نمایش گذاشت، بدون اینکه کسی تا به این لحظه بداند و یا شنیده باشد!! و بنده پیشاپیش عذرخواهی می کنم از محضر مبارک این عزیز بزرگوار به جهت اینکه احتمال می دهم ایشان با مشاهده بیوگرافی خودشان بنده را نخواهند بخشید؛ هرچند یقینا بسیاری از فعالیت های ایشان از قلم حقیر افتاده ست.
برای سلامتی این عزیز بزرگوار و تمامی خادمین مخلَص به نظام مقدس جمهوری اسلامی صلوات.
دانلود بخشی از سخنرانی های حجت الاسلام والمسلمین دکتر تیموری
موضوع سخن: امامت و ولایت
در محفل انس با قرآن مسجد جامع بندرگز بمناسبت عید سعید غدیر 87/9/23
التماس دعآ
برچسبها: حجت الاسلام دکتر تیموری, بصیرت, ولایت, حماسه, تقوا
رسالت ما شاید این است که دو استکان چای داغ را از میان دویست جنگ خونین به سلامت بگذرانیم تا در شبی سرد، با خدای خود، چشم در چشم و رو در رو، نوش جان کنیم.
التماس دعآبرچسبها: حسین پناهی, رسالت, عشق, خون, خدا
نهم دی که حماسه بزرگ میثاق با ولایت و رهبری در سراسر میهن اسلامی مان رخ داد یادآور رشادت ها و پایداری های ملت غیور ایران اسلامی در دوران انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس بود؛ ولی نکته ای در این حماسه عظیم نهفته ست و آن اینکه چرا باید حادثه تأسف بار فتنه 88 در عاشورای حسینی رخ دهد؟!
از قدیم الایام گفته اند اگر در جایی مشکلی پیش آمد بگردید و ریشه آن را بیابید؛ و اگر در جایی معضلی مانع پیشرفت اسلام شد بگردید و آن را ریشه یابی کنید تا بتوانید مسئله را پیدا کرده و سپس برای رفع آن اقدام نمایید.
اگر ما به ماجرای فتنه 88 دقت کافی داشته باشیم مشاهده می کنیم عناصری در پشت پرده در زمان های مختلف برخی جوانان را قلقلک داده و از خامی و جوانی آنان نهایت بهره را می بردند که به اهداف شوم شان برسند!! عده ای در جمع دانشجویان با نام دانشجو وارد شدند و اذهان عمومی را به یغما بردند. بحث ما اینجاست. آن کسانی که پشت پرده این دسیسه ها را برنامه ریزی می کردند چه کسانی بودند؟! و هدف اصلی آنان چه بوده ست؟!
شاید دوستان تصور کنند بنده می خواهم اسمی از کسی بیاورم ولی هرگز اینطور نیست، چرا که پاسخ بنده در هر زمانی یافت می شود. حتی در سال گذشته و شاید هم امسال و سال آینده و سالیان دیگر نیز ما بتوانیم این افراد را جستجو کرده و بشناسیم!!
تنها کسی که می تواند دلیل اصلی فتنه های 88 باشد شخصی ست به نام « یَربوع » !! یربوع، خزنده ای شبیه موش ست که به موش صحرایی و راسو نیز تشبیه شده ست. این خزنده دو لانه می سازد: یکی به نام (نافقاء) که آن را مخفی می دارد و دیگری به نام (قاصعاء) که آشکارست و اگر خطری از سویی به او متوجه شود از سوی دیگر خود را می رهاند.
بله. منظورم همان منافق ست. سبب نامگذاری اشخاص دورو به منافق به همین تناسب ست که آنها آنچه در دل دارند با آنچه بر زبان جاری می کنند و یا حتی عمل می نمایند متفاوت ست. این یک نوع بیماری و پریشانی روحی و روانی ست که ناشی از حقارت و ذلتی ست که در درون آنها وجود دارد. آنان خودشان را در پشت نقاب ها و صورت ها پنهان می سازند و به آنچه نیستند تظاهر می کنند و شجاعت ندارند عقاید قلبی و باطنی خود را ابراز نمایند. آنان برای فریب دادن و گمراه ساختن دیگران از هر شیوه و روشی استفاده می کنند.
در کتاب ارزشمند سفینة البحار آمده ست وجود مبارک پیامبر اکرم (علیه و علی اله آلاف التحیة والکرم) فرمودند: نشانه منافق سه چیز است: هنگامی که سخن می گوید دروغ می گوید و اگر وعده دهد پیمان شکنی می کند و اگر امانتی به او بدهی خیانت می کن.
وجود مبارک علی ابن ابیطالب (سلام الله علیه) در خطبه 194 نهج البلاغه فرمودند: ای بندگان خدا، شما را از منافقان می ترسانم؛ زیرا آنها گمراه و گمراه کننده اند و خطاکار و به خطا کشاننده اند؛ به رنگ های گوناگون ظاهر می شوند و از ترفندهای گوناگون استفاده می کنند و برای شکستن شما از هر پناهگاهی استفاده می کنند و در هر کمینگاهی به شکار شما می نشینند؛ قلب هایشان بیمار و ظاهرشان آراسته است؛ در پنهانی راه می روند و از بیراهه ها حرکت می کنند. وصفشان دارو و گفتارشان درمان، اما کردارشان دردی ست بی درمان؛ بر رفاه و آسایش مردم حسد می ورزند و بر بلا و گرفتاری مردم می افزایند و امیدواران را ناامید می کنند... آنها برابر هر حقی، باطلی و برابر هر دلیلی شبهه ای و برای هر زنده ای قاتلی و برای هر دردی کلیدی و برای هر شبی چراغی تهیه کرده اند. با اظهار یأس می خواهند به مطامع خویش برسند و بازار خود را گرم سازند و کالاهای خود را بفروشند؛ سخن می گویند، اما به اشتباه و تردید می اندازند؛ وصف می کنند اما فریب می دهند؛ در آغاز، راه را آسان و سپس در تنگناها به بن بست می کشانند؛ آنها یاوران شیطان و زبانه های آتش جهنم می باشند.
آن کسانی که اذهان عمومی بخصوص برخی جوانان دانشجو را در اقصی نقاط کشور به یغما برده بودند که چنین حادثه غم انگیز و تأسف بار رخ دهد همین یربوعین یعنی منافقین بوده اند که با هدف دسترسی به حکومت و ولایت، نه انتخابات بطور نامحسوس وارد صحنه شده بودند و با ایجاد انقلاب مخملی می خواستند ملت ایران و حکومت اسلامی را دچار چالش کنند ولی با رشادت های بسیجیان سلحشور و امت حزب الله و بخصوص دلاورمردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تمام نقشه های شوم آنان خنثی شد؛ فلذا مردم ما و جوانان ما باید هشیار باشند و از حوادث روزگار عبرت بگیرند که دیگر چنین حوادث دردناکی در جامعه ما پیش نیاید.
بنده ابتدا به خودم و سپس به همه دوستان بخصوص جوانان عزیز عرض می کنم مراقب باشید که اولا به هیچ عنوان و با هیچ قیمتی به یربوعین جامعه نزدیک نشوید؛ چه در صحنه های اجتماعی، چه در صحنه های دینی و چه در صحنه های سیاسی و مانند آن، ثانیا مراقب باشید خودتان نیز با تصمیمات اشتباه دچار چنین معضلی نگردید که در اینصورت انسان می شود خسرالدنیا والاخره.
بَشر المُنافقین بِاَن لَهُم عَذابًا اَلیمًا.
التماس دعـآ
برچسبها: 9 دی, حماسه میثاق با ولایت, فتنه 88, منافق, یربوع
گاهی می شود انسان یاد چیزهایی می افتد؛ بغض گلویش را پاره می کند ولی کسی فریادش را نمی شنود. جایی می رسد که انسان عزیزش را از دست می دهد، ولی سکوت می کند و فقط سکوت. فرزند دومش را از دست می دهد، ولی سکوت می کند و فقط سکوت. بعد مدتی ناگهان تلفن به صدا در می آید. حاج خانم همانطور که غم آن دو شهید عزیزت را در وجودت حبس کردی باری دیگر این کار را تکرار کن؛ چرا که سومی هم پر کشید و رفت؛ و باز هم بغض در گلو ماند و سکوت و فقط سکوت. بعد چند سال چهارمین عزیز را هم از دست داد، ولی برای چهارمین بار نیز سکوت و فقط سکوت. سکوتی که ظاهرا سکوت بود ولی دریایی از غم و اندوه همراه با رضایت نسبت به تقدیر پروردگار که الهی رضا برضائک تسلیما لامرک مطیعا لامر مولای.
وای و نفرین خداوند بر انسان های منفور و ناسپاس و بی عار و بی دین و سیاست زده و جاه طلب که نه تنها به کشته گان راه خدا رحم نمی کنند، بلکه می خواهند وارثان، رهروان و یادگاران آن بزرگان را نیز مورد هجمه و خواری و ذلت قرار دهند که اثری از آن شهداء باقی نماند!! ولی بنده صراحتا اعلام می کنم اینجانب سجاد صیدآبادی به شخصه تا آخرین قطره خونم، تا آخرین نفسم و تا آخرین جوهر قلمم از خون شهداء و یادگاران آن عرشیان دفاع خواهم کرد و عرض می کنم هر که در این مسیر که مسیر ولایت ست و بصیرت یار و غمخوار آنان باشد اگر در این راه بمیرد به شهادت از دنیا رفته است.
و خوشا بحال آن مادر شهداء که به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی هیچ سخنی و هیچ گلایه ای و هیچ ناله ای را در انظار بر زبان جاری نکرد و هیچ کسی اشک زیبای او را مشاهده نکرد و خوشا به حال آن فرزندان برومندی که خدای سبحان چنین مادران غیور و سخاوتمندی را نصیب آنان کرد که همواره یار و یاور رهبر و مقتدایشان باشند و یادمان باشد این فقط شهدای گمنام نیستند که گمنامند، بلکه برخی مادران شهداء نیز مانند شهدایشان گمنامند.
ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می رود و آن دل که با خود داشتم با دل ستانم می رود
من مانده ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او گویی که نیشی دور از او در استخوانم می رود ...
صلی الله علیک یا ام المصائب یا زینب کبری
التماس دعــآ
برچسبها: شهداء, مادران شهداء, یادگاران شهداء, رهروان شهداء, مسیر شهداء
جمعی از دوستان تمایل داشتند در وبلاگ حقیر از مسائل عرفانی بیشتر سخن به میان آید. هرچند بنده در سال های گذشته در این سنگر ولایت بیشتر بطور مستقیم به مباحث عرفانی می پرداختم و ظاهرا امسال کمتر توفیق پیدا کرده ام به این مباحث ارزشمند بپردازم؛ ولی معتقدم اگر دوستان در آرشیو مطالب وب بنده در سال 91 مراجعه نمایند می توانند برخی مباحث را که بی ارتباط با مسائل عرفانی نیست را مطالعه نمایند. مباحثی نظیر فاستقم کما امرت، سمعت ما سمعت، سنت امتحان و ابتلا، همه می گویند حسین؛ حسین می گوید ولایت و بسیاری از مباحث دیگر وبلاگ که هر کدام به نحوی با عرفان و حماسه سروکار دارد.

بنده به جهت احترام به نظرات کاربران محترم، در این پست دانلود سخنان ارزشمند و عرفانی حضرت آیة الله احدی امیرکلایی را برایتان می گذارم. محوریت فرمایشات ایشان عرفان، معرفت نفس، جوانان و تبری از معصیت می باشد. علاقه مندان با ذکر یک صلوات برای سلامتی این عزیز بزرگوار می توانند فایل تصویری گلچین سخنان بسیار زیبای ایشان که اگر اشتباه نکنم در دهه آخر ماه صفر سال 86 در مسجد جامع شهرستان بندرگز با حضور انبوهی از جمعیت مشتاق برگزار شد را دانلود نمایند.
برچسبها: سخنرانی, مباحث عرفانی, آیة الله احدی, دانلود, بندرگز
بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار دانشجویان نخبه، برترین های کنکور و فعالان تشکلهای سیاسی فرهنگی دانشگاهها 86/7/17
محيط دانشجوئى، محيط سيالى است؛ يعنى شما امروز دانشجوئيد، پنج سال ديگر اغلبتان دانشجو نيستيد؛ يك گروه ديگرى به جاى شما دانشجويند. خوب، اينجا دو تا محيط براى استمرار هست: يكى خودِ شما هستيد. شما بمجرد اينكه از محيط دانشجوئى دانشگاه خارج شديد، يادتان نرود كه در تشكل دانشجوئى، در محيط دانشجوئى، در كلاس درس، در يك چنين جلساتى چه ميگفتيد، چه ميخواستيد و به عنوان آرمان چه چيزهائى را مشخص ميكرديد؛ اينها را فراموش نكنيد؛ اينها را نگه داريد. اين يك مطلب است. ما يكى از آفتهامان همين است؛ آدمها چند صباحى در محيطى قرار ميگيرند، رنگى به خودشان ميگيرند، از آن محيط كه دور شدند، مثل آهنى ميشوند كه از كوره بيرون بياورى؛ تا توى كوره است، رنگش سرخ است، وقتى بيرون آورديد، تدريجاً رنگش به سياهى ميگرايد؛ اينجورى نشوند. از درون بجوشيد. اين فكرها را در دلتان ريشه دار كنيد.
البته - در پرانتز عرض كنيم - راهش هم همين است كه اين را به ايمان دينى و به عقايد دينى وصل كنيد. آنجاست كه تكليف الهى، انسان را هيچ وقت فارغ نميگذارد. آنهائى كه توانستند مبارزه كنند، آنهائى كه توانستند طاقت بياورند، آنهائى كه توانستند در مقابل مشكلات سينه سپر كنند، آنها از اين دستورالعمل، از اين نسخه بهره گرفتند؛ والّا امروز شما دانشجوئيد و محيط دانشگاه هست و محيط جوانى است و گرم و گيرا و عدالت و آرمانخواهى و اينها، بعد پس فردا از محيط دانشجوئى كه خارج شديد، همه چيز يا دفعتاً فراموش بشود يا بتدريج فراموش بشود، اين درست نيست. اين يك مركز براى استمرار است...
التماس دعـآ
برچسبها: مقام معظم رهبری, جوانان, ولایت فقیه, دانشجو
امشب در حیاط خانه پس از بجا آوردن وضو، بعد چند مدت و شاید هم چند ماه نگاه عمیقم به هلال ماه افتاد. مجذوب نورانیت ماه شده بودم که ناگهان جمله ای تکان دهنده و پر از صفا و معنویت و بصیرت به دلم الهام شد. این جمله ارزشمند را در گذشته برادر گرانقدرم حاج محسن عزیز برایم نقل کرده بود و آن جمله این بود:
اسلام ناب محمدی، تمدن اسلامی، جامعه مهدوی و ... همه اینها دغدغه آدم های متفکری هستند که زود جا نمی زنند و اندیشمندانه قدم برمی دارند.
فاستقم کما اُمِرت
برای سلامتی این عزیز بزرگوار و شادی ارواح ملکوتی پدر بزرگوارشان، اب الشهیدین خادم اهل بیت (ع) حاج داوود دماوندی کمالی و برادران شهید ایشان صلوات.
التماس دعــآ
برچسبها: اسلام ناب, تمدن اسلامی, دغدغه, پایداری, ایستادگی
طرح فرهنگی بصیرت و شهداء بدین گونه ست که دوستان عزیز و گرانقدر بخصوص همشهریان عزیز عنایت بفرمایند در بخش نظرات، نام و نام خانوادگی، نام شهید مورد نظر، تعداد حضور در پای منابر علمای دین و همچنین در صورت تمایل عنوان و آدرس اینترنتی وبلاگ و یا وب سایت خود را جهت ثبت نام در بخش نظرات وب اعلام نموده و در اولین فرصت در زمان باقیمانده ماه محرم و صفر به نیابت از شهدای مورد نظر، در پای منابر علمای دین حاظر شده و کسب فیض نمایند. انشاءالله ثواب این کسب بصیرت و اشک بر اهل بیت (علیهم السلام) در پای منابر برسد به روح عرشی و ملکوتی شهیدان بزرگوار. دوستان همت کنند که سنگر خالی نماند.
اهداف طرح: گرامیداشت یاد شهداء - بصیرت افزایی و توجه بیش از پیش جوانان و مردم به مسائل دینی و همچنین جلب مشارکت عمومی در فضای مجازی و پای منابر سخنرانان دین.
| نام و نام خانوادگی | نام شهید مورد نظر | تعداد حضور | عنوان وبلاگ |
| سجاد صیدآبادی | شهید عبدالحسین قندهاری | 3 بار | سوخته |
| دخترکی از دیار شهادت | شهید سیدحسین امیرلطیفی | 1 بار | شهید امیرلطیفی |
| علی حسن پور | ----- | در حد توان | محراب خیال |
| خانه به دوش | شهید الیاس منوچهری | 5 بار | اتراق |
| سرباز خمینی | شهید مصطفی چمران | 2 بار | انصار بندرگز |
| کبوتر حرم | شهیدان علمدار، برونسی و صیاد | 3 بار | سوخته آفاق |
| شهاب | کل شهداء | 14 بار | خدایی که در این نزدیکیست |
| مسلم ریاحی | شهید علی اکبر محمدی | 5 بار | روستای کفترکار |
| فرمانده قرارگاه سایبری | شهید احمدرضا رجایی | در حد توان | در سایه ولایت |
| ابوحیدر | شهید محمدابراهیم همت | 6 بار | کربلایی های منتظران المهدی |
| یک تنبل | شهید رمضانعلی بائیان | 1 بار | ----- |
| افسر جنگ نرم | شهید محمدقاسم ریاحی | در حد توان | خدا کند که فردا تنها نباشیم |
| فاطمه زهرا | شهیدهمت و سیدابراهیم حسینی | 2 بار | تنهایی ماه |
| یه جا مونده از شهدا | شهید محمدعلی روحانی فرد | در حد توان | شهید روحانی فرد |
| سردار خیبر | شهدای گمنام - شهید همت | در حد توان | شهدای گمنام |
| فرزند روح الله | شهید سید علیرضا مصطفوی | در حد توان | ----- |
| پسر خاکی | شهید قربان فرجی | در حد توان | خاک های نرم فکه |
برچسبها: طرح فرهنگی, شهید, علمای دین, محرم, شهداء
انصافا برخی مسائلی که مشاهده می شود قابل تصور نیست. مراسمات مختلف سینه زنی، زنجیرزنی، دسته روی شبانه روزی در شهرها و روستاها در میان مردم بسیار چشمگیر است؛ ولی آیا این مراسمات با این همه بی نظمی، با این همه نابهنجاری، با این همه مشکلات اخلاقی و رفتاری و با این همه معضلات سیاسی نابخردانه در محضر خدای سبحان نیز چشمگیر است؟!
حقیقتا چند وقتی ست با مشاهده صحنه های تأسف باری اشکم جاری می شود ولی سکوت می کنم. نتوانستم این سکوت را مدت زیادی حفظ نمایم، بغضم ترکید و بهترین کار را در این دیدم مطالبی را در این فضا عنوان کنم.
بنده در این دهه اول محرم توفیق پیدا کردم مراسمات مختلفی از مکان های متفاوت را شاهد باشم. چه داخل شهرها، چه داخل هیئات و چه در روستاها. مراسمات همواره با شور خوبی برگزار می شد ولی در برخی از مکان ها از شعور خبری نبود!! شور حسینی به گونه ای بود که حتی برخی مداحان به وزن و قافیه شعرهای خود نیز توجه نمی کردند. حسین چه شد؟ شهید شد. عون چه شد؟ شهید شد؟ جعفر چه شد؟ شهید شد؟ ... علی اکبر؟ شهید شد! علی اصغر ؟ شهید شد!
و زنان نیز با مانتوهای کوتاه و ظاهری نابسامان سینه زنی می کردند و تعداد زیادی هم مثل اینکه رفته بودند سینما!!
در ادامه سخنرانان سنتی مانند سابق جملاتی را که از قدیم در ذهن مبارکشان بود بر زبان جاری می کردند. سپس مثل همیشه ناگهان جمعیتی بر جمعیت قبل اضافه می شدند! با کمال بی فرهنگی و بی ادبی بر سر سفره شام و ناهار حاظر می شدند و ...
همه این ها ظاهرا مشکلی در روند فعالیت مردم ایجاد نمی کند و هر طور که شده کار زمین نمانده و رفع تکلیفی مراسمات به انجام می رسد ؛ ولی در ادامه عده ای باب غیبت و تهمت را باز می کنند.
شنیدیم آنچه را نباید می شنیدیم و دیدیم آنچه را نباید می دیدیم.
نعوذ بالله بر علیه حکومت اسلامی سخن می گفتند و بر علیه ولایت فقیه علنا بدگویی می کردند!! آیا چنین مردمی که برای امام حسین (سلام الله علیه) سر و سینه می زنند را می توان با این سخنان تأسف بار منافق نسبت داد؟! و یا اینکه مشکل از جای دیگری است؟!
به نظر بنده جدا از عده ای که حقیقتا منافق هستند و برای اسلام خطرناک هم هستند، عده زیادی نه منافق هستند و نه دوست دارند منافق بشوند. مشکل از جای دیگست. برای پاسخ به این سوال بهتر است گریزی بزنیم به زمان اهل بیت (علیهم السلام). عده زیادی از مردم ، پیامبر خدا (علیه و علی آله آلاف التحیة والثناء) را دوست می داشتند، می دانستند امام حسین (سلام الله علیه) از خاندان و ادامه راه ایشان است ولی منکر ولایت او بودند!! وقتی در برخی مجالس مشاهده می شود ، با آنکه مردم می دانند ولی فقیه زمان مورد تأیید امام عصر (ارواحنا فداه) و دنباله رو و زمینه ساز ظهور ایشان است، ولی چون اطلاعات آنان ناقص است و از بصیرت بدورند، منکر ولایت او می شوند و یا منکر حکومت اسلامی می شوند، این گروه ندانسته کافر شده اند، ندانسته دنیا و عقبی خودشان را تباه کرده و ندانسته آتش جهنم را برای خود خریداری کرده اند ... !! یقینا چنین افرادی اگر با این تفکر و با این رفتار بمیرند، چون در عصر غیبت به سر می بریم به مرگ جاهلیت مرده اند. چرا که ولی زمان خود را نشناخته و از دنیا رفته اند.
بنده رفتار این گروه مردم را ناشی از جهالت ، بی بصیرتی و ناآگاهی آنان می دانم و باید آن واعظ و مبلغی که در آن منطقه اعزام شده است ، این بصیرت و آگاهی را به ذهن مردم القا کند که ظاهرا متأسفانه اینگونه نیست!! یا آقایون سواد و بیان کافی برای این کار ندارند و یا نمی خواهند داشته باشند.
فلذا بنده به عنوان یک جوان بسیجی و مسجدی علاقه مند به مسائل دینی و فرهنگی، تنها هفت راه حل را برای آگاهی و بصیرت بیشتر مردم و گشایش کار بانیان دینی و فرهنگی منطقه پیشنهاد میکنم.
1. تشکیل مجموعه کوچک ولی بابصیرت و دلسوز و فعال جوان
2. تحول در هیئت امناء مسجد جامع شهرستان که مقدمه ای بشود در گسترش تحولات دینی منطقه
3. تشکیل کارگروه های آموزشی و شرح وظایف مکتوب و ریز شده با موضوعات از قبل تعیین شده به مبلغین منطقه
4. تأکید بر ضرورت تبیین مبحث ولایت بر جامعه و دفاع همه جانبه از آن
5. آگاهی مردم از درس ها و عبرت های عاشورا و تطبیق آن با جامعه امروزی
6. تشکیل بازرسین جوان و با بصیرت جهت نظارت بر مراسمات منطقه
7. خرید و نصب تصاویر امام و رهبری بصورت قاب شده و شکیل و هدیه آن به تمامی مساجد و تکایا جهت نصب
روزی در یکی از مراسمات روستا در جمع باصفای رفقای اهل دل نشسته بودیم که حاج آقا شروع کرد به سخنرانی. وسط سخنرانی مشاهده کردیم سفره غذا پهن شد!! جالب اینکه این کار برای مردم روستا یک امر عادی بود. هرچقدر دوستان گفتند آقا خوب نیست، بگذارید سخنرانی تمام شود، کسی گوش نمی کرد. می گفتند بگذار آقا صحبتش را بکند ما هم همزمان تا سخنرانی تمام بشود سفره ها را پهن می کنیم!!
برخی مردم بی فرهنگ و جاهل هنوز درک نکرده اند عظمت روحانی و سخنران دین چقدر در محضر خدای سبحان بالاست ولی گوش ها سنگین و چشم ها پر است از سخنان تکراری و بی تأثیر و کمتر کسی به این مسائل توجه می کند ، هرچند نمی توان به تنهایی مردم را مقصر دانست!! مقصر اصلی آن کسانی هستند که بانیان اصلی معارف دین معرفی شده اند و می توانند اصلاح کنند و اصلاح نمی کنند و یا هیچ مسئولیتی را نسبت به اینگونه مسائل بر دوش خود احساس نمی کنند.
التماس دعــآ
برچسبها: مراسمات مذهبی, امام حسین, ع, بصیرت, بسیجی, راهکار
وای بحال آن کسی که همگان فکر میکنند خوب است ولی درحقیقت در محضر خدای سبحان هیچ جایگاهی ندارد و خوش بحال آن کسی که همگان فکر میکنند بد است ولی جایگاه بلندی در محضر خدای متعال و ائمه اطهار (علیهم السلام) دارد!! این را گفتم مقدمه سخنم بشود برای کسانی که فکر می کنند در محضر خدای سبحان جایگاهی ندارند و یا جایگاهی پست و فرومایه دارند. دوستانی که تصور می کنند تمام گرفتاری ها و مشکلات دنیوی شامل حال آنان می شود بدانند که هر معلولی علتی دارد و هر علتی از جایی نشأت می گیرد و درواقع این خود ما هستیم که منشأ این نشأت قرار می گیریم.
روزی دوست عزیزی بهم می گفت:در شرایط دشواری قرار دارم.. گریه های من هیچ ارزشی نداره.. کسی توجه نمی کنه.. من قابل بخشش نیستم.. خسته شدم.. کم آوردم و ...
در پاسخ؛ اگر شما چنین احساسی کردید که تمامی سختی ها و مشقت دنیا بر سر شما خراب شده است و یا اینکه تصور می کنید هیچ ارزشی در محضر خدای سبحان ندارید عرض می کنم؛ ابتدا نگاهی به درونتان بیندازید. چه می بینید؟! و چه دوست دارید ببینید؟! گاهی اوقات اشتباهات انسان منجر به گرفتاری هایی برای خود او می شود که ناگفته نماند این گرفتاری نیز ناخوداگاه به سنت امتحان و ابتلا تبدیل می شود که این سنت ، موجب ترقی و یا نزول درجات انسان می شود. درواقع خودمان باعث شدیم این امتحان الهی از سوی خدای متعال برایمان مقدر شود. همچنین گاهی اوقات بدون اینکه انسان مرتکب اشتباهی شود ، این سنت امتحان و ابتلا رقم می خورد و این مسئله چیزی نیست جز عشق و علاقه خاص خدای سبحان به انسان.
روزی مجنون بیمار شد. به طبیب محل مراجعه کرد. طبیب به او گفت فقط شیر شتر علاج درمان توست. مجنون گفت: شیر شتر که بسیار کم یافت می شود!! طبیب گفت: شاید درحال حاظر کمتر کسی شیر شتر را داشته باشد ، ولی تو که داری!! مجنون گفت: چطور؟! طبیب گفت: لیلی تو که شیر شتر فراوان دارد. برو و از او بگیر. مجنون خوشحال شد و رفت به سوی لیلی. صف طویلی را مشاهده کرد ولی بی نوبت کاسه خود را گرفت و رفت به اول صف. خود را رساند به لیلی و ماجرای بیماری خود را برای لیلی بازگو کرد. لیلی نیز با مشاهده مجنون از میان تمام ظروف ، کاسه مجنون را گرفت و در میان چشم همگان به زمین زد و شکست. مردم به مجنون خندیدند ولی در این میان مجنون نیز لبخند رضایتی بر لبان خود داشت!! مردم از او پرسیدند: مجنون ، تو که ضایع شدی پس چرا خوشحالی؟! مجنون گفت: خوشحالم از اینکه لیلی در میان ظرف همگان ظرف مرا شکست. خوشحالم از اینکه لیلی در میان مردم مرا مورد توجه خودش قرار داد ...
اگر با من نبودش هیچ میلی ؛ چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟!!
بنده خطاب به ابراهیم عزیزم عرض می کنم: اگر خدای سبحان به شما عنایت نداشت که اینقدر شما را مورد توجه، مورد امتحان و ابتلا قرار نمی داد. درواقع خدای متعال به کسانی توجه می کند که به آنها عشق بورزد!! در روایتی آمده است خدای سبحان به هر کسی عنایت خاصی داشته باشد ، با نزول بلا و گرفتاری او را مورد امتحان سخت و دشوار قرار می دهد تا آن بنده ، خدای متعال را صدا بزند و خداوند صدای او را بشنود و به ندایش لبیک گوید.
خوش بحال گرفتارهایی که خدای متعال را شبانه روز صدا می زنند و وای بحال ما که تصور می کنیم بزرگ شدیم و غافل از آنیم که این بزرگ شدن ظاهری ابتدای کوچکی است و همه معارف اسلامی حتی خدای سبحان را نیز فراموش می کنیم!! اصلا فلسفه بزرگ شدن و عزیز شدن ، کوچک شدن و پنهان ماندن است. نه اینکه خود را در برابر دیگران تحقیر و ضایع کنیم!! بلکه مقتدر باشیم ولی فروتن و با دیگران مهربان و بخشنده رفتار کنیم. اگر انسان دقت عمیقی به اطراف خود داشته باشد متوجه می شود ، گنج را نمی توان در همه جا پیدا کرد. گنج را اصولا در جاهایی پیدا می کنند که ویرانه باشد و یا دور از دسترس باشد!!
فلذا اگر انسان می خواهد مانند گنج ، گرانبها باشد و گرانبها بماند ، (هرچند فطرت انسان بسیار فراتر از گنج است و نمی شود برای انسان قیمت گذاشت) نباید خود را در مقابل دیگران بزرگ جلوه دهد که در غیر اینصورت می شود اباب نه حباب ، یعنی آب پر؛ و آب پر صفت خاص خدای متعال است نه بنده و لازمه حباب بودن و حباب ماندن رجوع همیشگی به معارف قرآن کریم و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) است.
خدایا میشه تو این شب عاشورایی کاسه گدایی ما رو هم بگیری و لااقل به زمین بزنی و بشکانی یا اینکه می خوای ما هم مثل بی بی زینب (سلام الله علیها) ... !!
پروردگارا ما بندگان حقیرتیم ، ما بندگان یتیمتیم، ما بندگان مسکینتیم ...
التماس دعــآ
برچسبها: امتحان, ابتلا, لیلی و مجنون, عشق, گنج
نمی خواهم مانند برخی آقایون فقط روضه بخوانم و موری کنیم. بگذاریم دقایقی هم که شده نکته ای را از ارباب یاد بگیریم که انشاءالله این یادگیری ها بشود راهی بسوی روشنگری و پیشرفت جامعه و مملکت اسلامی مان. در ابتدا اشاره ای داشته باشیم به یاران امام حسین (سلام الله علیه) و بعد برویم به دنبال نکات و پیامها و عبرت های کربلا و عاشورا.
شهدای کربلا از جمله :
فرزندان امام علی ابن ابیطالب (سلام الله علیه) ؛
ابوبکر ابن علی ، عمر ابن علی ، محمد الاصغر ابن علی ، عبدالله ابن علی ، عباس ابن علی ، محمد ابن العباس ابن علی ، عبدالله ابن عباس ابن علی ، عبدالله الاصغر ، جعفر ابن علی ، عثمان ابن علی.
فرزندان امام حسن مجتبی (سلام الله علیه) ؛
قاسم ابن حسن ، ابوبکر ابن حسن ، عبدالله ابن حسن ، بشر ابن حسن.
فرزندان امام حسین (سلام الله علیه) ؛
علی ابن حسین الاکبر ، عبدالله رضیع ، ابراهیم ابن الحسین.
فرزندان عبدالله ابن جعفر ؛
محمد ابن عبدالله ابن جعفر ، عون ابن عبدالله ابن جعفر ، عبیدالله ابن عبدالله ابن جعفر.
فرزندان عقیل ابن ابیطالب ؛
مسلم ابن عقیل ، جعفر ابن عقیل ، جعفر ابن محمد ابن عقیل ، عبدالرحمن ابن عقیل ، عبدالله الاکبر ابن عقیل ، عبدالله ابن مسلم ابن عقیل ، عون ابن مسلم ابن عقیل ، محمد ابن مسلم ابن عقیل ، محمد ابن ابی سعید ابن عقیل ، احمد ابن محمد الهاشمی
مابقی تمامی یاران امام حسین (سلام الله علیه) از غیر بنی هاشم می باشند.
و اما نکاتی مختصر از ایام عاشورا:
اول اینکه در ایام حج خدای سبحان به امام حسین (سلام الله علیه) فرمود حج را نیمه کاره رها کن و بیا به سمت کربلا. (نکته اول)
امام حسین (سلام الله علیه) در ابتدا بستگان و در مرحله بعد جمعی از یاران باوفا و بابصیرت شان را با اعلام اینکه حوادث عظیمی در پس پرده است که رخ خواهد داد ، با خود به سمت نینوا برد. (نکته دوم)
برویم به روز هفتم محرم که آب را به ارباب و تمامی بستگان و یاران ایشان بستند. هرچند یاران امام می توانستند بازگردند و از مبارزه دست بکشند ولی استقامت کردند و این استقامت تا روز عاشورا و همینطور پس از عاشورا ادامه داشت.(نکته سوم)
شب عاشورا امام حسین (سلام الله علیه) همه را دور خود جمع کرد ، زمانی که حضرت اباالفضل العباس (سلام الله علیه) تک نگهبان خیمه ها بود ، به یاران خود فرمود می توانید در این تاریکی به وطن خود بازگردید و هنوز هم دیر نشده است ولی تمامی یاران ارباب بدون استثناء با آنکه توجیه بودند کشته می شوند پا پس نکشیدند. نماز ، استغفار ، تلاوت قرآن و دعا از برنامه های اصلی یاران امام در این شب بود. (نکته چهارم)
امام حسین (سلام الله علیه) وقتی مشاهده فرمودند همه یاران شهادت را چیزی جز اهلی من العسل نمی دانند، باذن خدا جایگاه یکایک شهدای کربلا را به آنها نشان دادند.(نکته پنجم)
روز عاشورا یاران امام دفاع کننده بودند نه حمله کننده و در این دفاع همه جانبه همگی بدون استثناء شهید شدند. ضمنا امام سجاد (سلام الله علیه) در این روز تب شدیدی داشتند و با مرگ دست و پنجه نرم می کردند. (نکته ششم)
امام حسین (سلام الله علیه) در مبارزه آنقدر قوی ، شجاع و نیرومند بودند که کسی جلودار وجود مبارک ایشان نبود. ایشان پس از به درک واصل کردن عده بسیار زیادی از دشمنان ، خود را مقابل چشمه آب مشاهده کردند. از فرط تشنگی در آن گرمای سوزان کربلا تصمیم گرفتند آبی بنوشند که دشمن با مکر خود به امام گفت: یا حسین تو می خواهی آب بنوشی در حالی که زنان و بستگان تو در خیمه گاه تشنه باشند. امام آب را بر آب ریخت و به سرعت خود را به خیمه گاه رساند ولی اثری از خیمه گاه نبود!! تمامی زنان و فرزندان امام را به اسارت برده بودند. (نکته هفتم)
امام حسین (سلام الله علیه) در شرایط بسیار دشوار نماز ظهر عاشورا را در میدان نبرد اقامه کرد ، درحالی که دشمن سعی می کرد به هر طریقی که شده نگذارد امام به نماز بایستد!! (نکته هشتم)
وقتی شمر ابن ذی الجوشن (لعنة الله علیه) می خواست سر مبارک ابی عبدالله (سلام الله علیه) را از تن جدا کند نتوانست ، چون کارد اجازه بریدن نمی داد. خود امام به شمر فرمود از قفا، سرم را از تنم جدا کن!! همچنین امام به او فرمود گندم ری هم به تو نخواهد رسید.(نکته نهم)
هنگام بریدن سر مبارک امام حسین (سلام الله علیه) حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به دیدار امام آمد. (نکته دهم)
این نکات مهم دارای پیام های ارزشمندی است که اگر همگان به آن دقت نظر داشته باشند و به امام خود اقتدا کنند هیچگاه گمراه نخواهند شد و هیچگاه مملکت اسلامی تحت تأثیر اجانب قرار نخواهد گرفت.
در نکته اول شاهد درس ولایت پذیری مطلق خدای سبحان بودیم. خدای متعال به ولی زمان امر می کند عبادت مرا رها کن و برو در مقابل ظلم و ستم بایست. امام نیز بدون چون و چرا حتی یک لحظه هم درنگ نکرد و نگفت چرا و چگونه !! به کسی نیز اجبار نکرد و باتفاق جمعی از بستگان و یاران صدیق و باوفای خود راهی کربلا شد.
در نکته دوم از مباحث شاهد بودیم که امام ابتدا از بستگان خود شروع کرد. یعنی برای تشکیل گروه از نزدیک ترین افراد در حلقه های کوچک و سپس این حلقه گسترده تر شد و جمعی از یاران باوفا و بابصیرت به آن اضافه شدند. نکته مهم اینکه امام به فکر سیاهی لشکر نبودند بلکه بدنبال عده ای هرچند قلیل ولی شجاع و بابصیرت می گشتند که با کوچکترین آسیب ها پا پس نکشند و به امام پشت پا نزنند و کسی نیز نتواند از احساسات آنان سوء استفاده کند!!
در نکته سوم مشاهده کردیم که تشنگی انسان که می تواند مسیر زندگی انسان را عوض کند هیچ تأثیری بر یاران امام نگذاشت. در صحرای کربلا تشنگی آب وجود داشت. امروزه تشنگی نان وجود دارد. تشنگی جاه و مقام وجود دارد. تشنگی قدرت و سیاست وجود دارد و مانند آن. آیا ما که می گوییم یالیتنا کنا معکم فافوز فوزا عظیما ، امروزه در این تشنگی امام خود را تنها نمی گذاریم؟! یا راه مستقیم را به بهای اندکی می فروشیم!!
در نکته چهارم امام و رهبر شیعیان به یاران خود اجازه داد می توانید بروید به خانه هایتان و در آسایش به سر ببرید ولی همه ماندند و کسی امام و مقتدای خود را تنها نگذاشت ، با آنکه می دانستند همه کشته می شوند. آیا در زمان ما در شرایط دشوار اقتصادی و در حوادث زودگذر جامعه حداقل به زبان ولی زمان خود را تنها نمی گذاریم ؟! عمل بماند!! امام و یارانشان که پاک بودند در شب عاشورا طلب استغفار و نیایش و تلاوت قرآن داشتند ولی ما که گنهکاریم بجای اینکه برویم با استغفار و دعا و تلاوت قرآن که خدای سبحان از سر تقصیراتمان بگذرد و راه را برایمان باز کند ، همیشه به دیگران و به جامعه ایراد می گیریم. حتی یکبار هم فکر نمی کنیم که باید ابتدا خودمان را اصلاح کنیم تا جامعه اصلاح بشود!!
در نکته پنجم اشاره کردیم که یاران امام پس از اینکه با اراده قلبی خود، امام را تنها نگذاشتند خدای سبحان بواسطه امام جایگاه حقیقی آنها را در همین دنیا به انان نشان داد. آیا اگر ما در زمان خود مقتدایمان را تنها نگذاریم خدای سبحان در همین دنیا جایگاه اعلی علیین را به ما نشان نخواهد داد؟! چه برسد به آخرت.
نکته ششم به ما پیام می دهد همواره از خود دفاع کنیم. اگر کسی به مملکت و حریم ما قصد سوء داشت از خود دفاع کنیم؛ آن هم دفاع همه جانبه. اسلام همواره دین دفاع است نه تهاجم!! اسلام دین خشونت و جنگ نیست. بیمار شدن امام سجاد (سلام الله علیه) در آن شرایط دشوار به مصلحت الهی بود و خدای سبحان می خواست امامت پایدار بماند. درواقع می توان از این مصلحت الهی درس گرفت که هرگاه اراده الهی حکمفرما شود هیچکس جلودار آن نخواهد بود. هیچگاه نباید به آینده ناامید بود که خدای سبحان در قرآن کریم می فرماید: انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون.
نکته هفتم نکته ای بسیار پراهمیت و نادر است و شاید کمتر کسی این مسئله را شنیده باشد که دشمن از طرفند مکر و حیله، امام را در شرایط دشواری قرار داد. نه تنها به او مکر ورزید که تشنه بماند و نتواند به مبارزه ادامه دهد ، بلکه در کنار این حیله ، هیچ ناموسی را بر جای نگذاشت و همه را به اسارت برد. امروزه نیز دشمنان اسلام هم به جوانان و ملت کشور اسلامی مان مکر می ورزند که ذهن جوانان و مردم را از حقایق دور کنند و هم می خواهند وارد کشور شوند و هیچ ناموسی باقی نگذارند.
نکته هشتم اینکه امام در هیچ شرایطی نماز را سبک نشمرد ، حتی در میدان نبرد. درواقع نماز چون نمونه کامل اطاعت پذیری مطلق از حریم ولایت است و دشمن نمی خواست این نماز اقامه شود و پیامش به گوش آیندگان برسد. امروز اگر ما در هر شبانه روز چندین نوبت نماز می خوانیم یعنی داریم تمرین اطاعت پذیری از ولایت می کنیم که این اطاعت پذیری مطلق می شود پلکان ترقی بشریت.
در نکته نهم پیام مهمی نهفته است و آن اینکه چون امام می دانست به حریم ولایت تجاوز امکان پذیر نیست ، خود امام به شمر فرمود سرم را از قفا از بدنم جدا کن ؛ چون این حنجره جای بوسه ولایت بر آن نهفته است. زمانی رسول الله (علیه و آله آلاف التحیة والثناء) بر آن بوسه می زد.
در نکته دهم شاهد آن هستیم که همواره ولی زمان مورد عنایت عرشیان می باشد. حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نه بخاطر اینکه فرزندش دارد به شهادت می رسد به دیدن او آمده است ؛ بلکه چون پیراهن ولایت بر وجود مبارک ارباب نقش بسته است ، حضرت زهرا (سلام الله علیها) به استقبال امام آمدند. درحال حاظر نیز یقینا معصومین (علیهم السلام) بر ولی مطلق زمان عنایت دارند و ایشان را لحظه ای هم تنها نخواهند گذاشت.
اگر عمیق به مبحث فوق بنگریم متوجه می شویم نه تنها امام حسین (سلام الله علیه) ، نه تنها حضرت اباالفضل العباس (سلام الله علیه) ، نه فقط بستگان و یاران امام اعم از کوچک و بزرگ بلکه خود خدا می خواهد به ما بفهماند دفاع کنید و تا آخرین نفس دفاع کنید. دفاع از ولایت مطلقه فقیه. و ما موظفیم اگر می خواهیم پیرو دستورات الهی باشیم ، اگر می خواهیم یار امام حسین (سلام الله علیه) باشیم ، اگر می خواهیم در قیامت با شهدای کربلا باشیم و اگر می خواهیم رضایت پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت (علیهم السلام) بخصوص امام عصر (ارواحنا فداه) را بهمراه داشته باشیم باید پیرو مطلق ولی فقیه زمان باشیم که امروزه این بیرق ولایت به دستان مبارک حضرت آیة الله العظمی الامام خامنه ای است. (صلوات)
صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین المظلوم
التماس دعآ
برچسبها: حسین, ع, ولایت, شهدای کربلا, واقعه عاشورا, پیام های عاشورا
آرام می گویم تا ارباب نشنود!
حرمله را در بازار تیر و کمان فروشان دیده اند.
صلی الله علیک یا اباعبدالله
التماس دعـآ
برچسبها: ارباب, امام حسین, ع, محرم
قابل توجه تمامی عزیزان گرانقدر بخصوص مسئولین محترم از صدر تا پایین کشور!!
قرآن کریم که حق محض و سخن خدای سبحان است در سوره مبارکه صافات آیات 102 به بعد می فرماید: آنگاه که اسماعیل (سلام الله علیه) به سن بلوغ رسید و در عبادات و مناسک همراه پدر بود ، ابراهیم (سلام الله علیه) به او فرمود که در عالم خواب دیدم که تو را قربانی می کنم و این وحی است از جانب خدای قادر متعال (خواب پیامبران چیزی جز حقیقت نیست). در این واقعه تو را چه نظری است؟ اسماعیل (سلام الله علیها) عرض کرد هر چه مأموریت داری انجام ده که انشاءالله مرا از بندگان صبور و شکیبا خواهی دید.
پس از تسلیم شدن هردو آنها در برابر فرمان الهی ، خدای سبحان با حمد و ثنای ابراهیم فرمود که ای ابراهیم تو مأموریتت را خوب انجام دادی...
مضامین فوق نه تنها فرمانبرداری ابراهیم و اسماعیل (علیهم السلام) را از خدای متعال نشان می دهد بلکه فرمانپذیری اسماعیل از ابراهیم (علیهم السلام) را نیز عنوان می کند. درواقع این فرمانپذیری ، فرمانپذیری محض و بدون چون و چرا از ولی مطلق زمان بود. درواقع حضرت اسماعیل (سلام الله علیه) از ولی و فرستاده خداوند اطاعت محض کرد و این امتحان الهی ریشه در شهادت آقا ابی عبدالله (سلام الله) دارد که بحث تفسیری عمیقی در آن نهفته است و اگر ما رهرو آن بزرگ بت شکن تاریخ هستیم و می خواهیم بمانیم باید هم به زبان و هم به عمل پیرو و رهرو باشیم.
و اما درس هایی که می توان از این واقعه گرفت:
1. 1. اطاعت پذیری مطلق حضرت ابراهیم (سلام الله علیه) از ولی و قادر مطلق زمان ، خدای سبحان
2. 2. اطاعت پذیری مطلق حضرت اسماعیل (سلام الله علیه) از ولی و رسول زمان خود
3. 3. پذیرفتن قربانگاه امام حسین (سلام الله علیه) به جای قربانی حضرت ابراهیم (سلام الله علیه) از سوی خدا
فلذا مردم عزیز و بخصوص مسئولین کلان کشور و سایر مسئولین محلی همه و همه بدانند اگر می خواهند پیرو و رهرو راه امام حسین (سلام الله علیه) و آقا امام عصر (ارواحنا فداه) باشند باید نه فقط به زبان ، بلکه به عمل پیرو مطلق ولی زمان باشند. وقتی ولی زمان ، حضرت آقا مقام معظم رهبری فرمودند آقای رئیس مجلس ، آقای رئیس قوه قضائیه ، آقای رئیس جمهور و ... این کار را انجام بدهید ، این کار را نباید انجام بدهید و به مصلحت کشور نیست ؛ دیگر نباید اینگونه بین آقایون اختلاف پیش بیاید که مردم فکر کنند این کارها برای انتخابات ریاست جمهوری آینده است!! نباید با ندانم کاری و سیاست بازی برخی مسئولین ، مردم را در شرایط نامناسب اقتصادی قرار داد. اگر به عید قربان و قربانگاه ابراهیم خلیل (سلام الله علیه) و قربانی شدن امام حسین (سلام الله علیه) معتقدید و ایمان دارید ، پس چرا اینگونه شیعیان و پیروان حسین ابن علی (سلام الله علیه) باید بواسطه افعال ننگین شما تحت تأثیر فشار اقتصادی و فشار روانی قرار بگیرند!!
این مناسبت ها فقط و فقط تلنگری است برای مومنین و خدای سبحان می خواهد ما را امتحان کند که آیا لحظه ای از ولی زمان خود دست می کشیم یا همواره و همه جا سید علی مقتدای ماست و خوشا بحال آن کسی که از این امتحانات الهی سربلند و پیروز بیرون آید که طوبی له و حسن مئاب.
سلام علی ابراهیم. کذلک نجزی المحسنین. انه من عبادنا المومنین.
التماس دعا
برچسبها: ولایت پذیری مطلق, قربان, درس ها, مسئولین, امتحانات الهی
اساسا مدیریت لازمه هر کاری است و عدم وجود مدیریت برابری می کند با عدم کارایی که می شود نتیجه ای کم ثمر ، ناقص و یا اصلا بی ثمر!! شاید بنده در چند سال اخیر به اکثر ادارات و نهادهای استان گلستان سر زدم و از احوالات و روند کاری آنان جویا شدم. به نظر بنده در حال حاظر مدیریت در ادارات و نهادهای ما نسبتا خوب است ولی عالی نیست!! در واقع هر مدیریتی که چاشنی نداشته باشد ، ناقص محسوب می شود و این نقص می تواند به قدری بزرگ جلوه کند که جامعه ای را به انحراف بکشاند. برای نمونه آیا می شود غذایی را بدون وجود طعم مناسب میل کرد ؟! درواقع این چاشنی اگر نباشد غذا خوردن بی ثمر خواهد بود و همه از آن غذا پرهیز خواهند کرد.
در مدیریت هم همینطور است. اگر روند کاری و فعالیت های اداری مان آن چاشنی مناسب را نداشته باشد ، مدیران و کارکنان نه تنها بی ذوق می شوند ، بلکه ناخود آگاه سعی می کنند فعالیت های خود را به گونه ای ناصحیح سوق دهند و بهترین چاشنی در واقع همان توجه بیشتر به آیات نورانی قرآن کریم و جنبه های معنوی و دینی فعالیت های اداری مان است. حتی در برخی ادارات بانی قرآن و فرهنگ اسلامی نیز ما شاهد چنین معضلی (عدم بهره گیری صحیح از معارف قرآنی) در روند اداری بوده ایم!!
درواقع اگر مدیریت ما در کنار بهره گیری از حقوق و مزایا ، برگرفته از آیات قرآن کریم و توجه بیشتر به جنبه های معنوی کار باشد ، دیگر هیچ نقصی در آن وجود نخواهد داشت ؛ چرا که قرآن کتابی است بی نقص و پرمحتوا که تمسک به آن راه نجات بشریت است ؛ ولی چرا برخی نمی توانند به آن کتاب الهی تمسک جویند ، علت آنست که خود قرآن کریم می فرماید ؛ لا یمسه الا المطهرون!!
ما هنوز خود را تطهیر نکرده ایم که بخواهیم مدیریت ادارات و نهادهایمان را قرآنی کنیم و این تطهیر همان خلوص نیت و اراده قوی و پاک بانیان کار بدور از محافظه کاری و سهل انگاری است. اگر مسئولین و خدمتگذاران جامعه بخواهند ، می شود و می توانند مدیریت جامعه را کاملا قرآنی نمایند...
التماس دعا
برچسبها: مدیریت, قرآنی, راهکار, مدیران و مسئولین, الم یعلم بان الله یری
از آنجا که در آستانه انتخابات هیئت امناء مساجد سراسر کشور قرار داریم ؛ به نظر شما پس از گذشت حدود 20 سال که اعضای ثابت هیئت امناء در مسجد جامع شهرستان بندرگز تصدی امور این مسجد را بر عهده داشتند ، پس از انتخابات این دوره ، هیئت امناء مسجد جامع شهرستان بندرگز چه کسانی خواهند بود ؟!
آیا پس از گذشت 20 سال ، انتخاباتی صحیح و عادلانه برای تصدی هیئت امناء مسجد جامع شهرستان بندرگز برگزار خواهد شد یا اینکه مانند برخی انتخابات ... ؟!
آیا پس از گذشت 20 سال ، با وجود تغییر و تحولات اخیر از جوانان فعال ، مدیر ، مدبر و با بصیرت و افراد خبره و باتدبیر و دلسوز و متعهد در این امور استفاده خواهد شد و یا دوباره همان چهره های پیر و سالخورده گذشته تصدی امور را بدست خواهند گرفت؟!!
التماس دعا
برچسبها: انتخابات, هیئت امناء, مساجد, بندرگز, جوانان بابصیرت
شبی یکی از همرزمان شهداء خاطره ای زیبا و ماندگار را برایم نقل می کرد که حقیقتا برایم لذت بخش و پند آموز بود. این عزیز بزرگوار می گفت: سه روز پس از اینکه جلو چشم هایم دوستان عزیزتر از جانم پرپر شدند و مرا تنها گذاشتند ، خوابی دیدم که گویا این خواب همیشه برایم تازگی دارد. خواب دیدم جایی نشسته ایم و از بین 12 نفر عزیزانی که در یک چادر در جبهه بودیم ، 10 نفر آنها که جلو چشمانم شهید شده بودند دور من حلقه زده و با همان لباس بسیجی نشسته اند و من در وسط آنها قرار دارم ؛ ولی از بین آن 12 نفر دو نفر آنها نیستند. همرزمان شهیدم در خواب با لبخند به من می گفتند: دیدی ما را تنها گذاشتی و رفتی در جمع زمینیان و ...
از خواب بیدار شدم. خواب عجیبی بود. خیلی به فکر فرو رفتم که علت این خواب چه بوده است؟! نکند خداوند می خواهد پیامی به بنده دهد و یا شاید پیامی بواسطه من به دیگران!!
چند روزی گذشت. پس از تفکر بسیار و رجوع به آیات نورانی قرآن کریم احساس کردم خدای متعال می خواهد بواسطه من پیامی را به دیگران بدهد. درواقع این پیام اینست که آن دو عزیز دیگر که همرزم بنده بودند ولی در جمع شهدا در خوابم نبودند ، هم اکنون زنده هستند و شهید نشدند!!
من هم به محض اینکه چنین فکری به ذهنم الهام شد رفتم به سراغ خانواده های این دو عزیز و خبر زنده بودن آنها را به خانواده های شان دادم ؛ ولی کسی حرف هایم را باور نمی کرد و می گفتند ممکن نیست اینها زنده باشند. یقینا شهید شده اند...
سه سالی گذشت. بالاخره آن دو نفری که در خوابم نبودند و چند سالی خبری از آنها نبود مشخص شد جانباز و اسیر شده بودند و هم اکنون آزاد شدند. اینجا بود که خوابم تعبیر شد.
بنده با شنیدن چنین خاطره زیبا و عرفانی تلنگر دیگری خوردم که حقیقتا شهداء زنده اند حتی پس از گذشت کمترین زمان ممکن (سه روز) از احوالات ما باخبرند و همواره نزد خدای متعال روزی می خورند ...
وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ. (آل عمران 169)
التماس دعا
برچسبها: خاطره, شهداء, همرزمان شهداء, بسیجی, خواب
دادکان - رئیس سابق فدراسیون فوتبال در پاسخ به اين سوال که فکر ميکنيد دليل مشکل اصلي فوتبال ايران چيست؟ و چه شده که مردم ديگر اميدي به تيم ملي کشورشان ندارند؟ گفت: اين يک سوال کليدي براي فوتبال ايران است. در فوتبالي که يک مدير نه براي بقاي فوتبال، بلکه براي بقاي مديريت خود کار سياسي ميکند تا به شوراي شهرها و نمايندگيها برسد، خروجياش چيزي ميشود که اکنون ميبينيم. اين مديران تنها براي اين که اهداف سياسي خود را پيش ببرند، چنين پولهاي فراواني را به شکم فوتبال ميريزند...
برچسبها: فوتبال, فدراسیون فوتبال, مشکل, تیم ملی
ادامه مطلب
تلاوتی زیبا از سوره مبارکه شمس به سبک استاد محمود شحات انور توسط قاری نوجوان و خوش ذوق ، عزیز دلم محمد مهدی آهویی که ماه مبارک رمضان امسال در محفل انس با قرآن حسینیه سیدالشهداء شهرستان بندرگز این تلاوت اجرا شده. پیشنهاد میکنم حتی اگر دوستان در وادی قرآن هم نیستند این تلاوت ارزشمند را دانلود نمایند.
این تلاوت را تقدیم میکنم به محضر یکی از داوران ارزشمند جشنواره ملی فرهنگی و قرآنی کریم اهل بیت (ع) ، ذاکر اهل بیت (ع) در بارگاه رضوی ؛ کربلایی هادی خداوندگاری عزیز که در شرایط بسیار دشوار نجف اشرف در حالی که دسترسی به اینترنت پرسرعت بسیار سخت و دشوار بود ، ایشان با تمام مشقت و سختی ، مانند سال گذشته رسالت خود را در همان مکان مقدس به نحو احسن به انجام رساندند. بنده من باب تشکر و قدردانی از این عزیز گرانقدر ، تلاوت سوره مبارکه شمس محمد مهدی آهویی را به ایشان تقدیم می کنم. می دانم کربلایی هادی از این تلاوت لذت خواهند برد ؛ چرا که ایشان زمانی قاری بنام شهرستان بندرگز بودند.
التماس دعــآ
برچسبها: تلاوت قرآن, سوره شمس, آهویی, محمود شحات انور, بندرگز
ماه رمضان رفت ؛ ولی یار نیامد. آن شمع دل افروز شب تار نیامد. صد روز دگر مانده که با ناله بگوییم: ای اهل حرم میر و علمدار نیامد. سقای حسین (ع) سید و سالار نیامد.
تشکر از سید عسگری عزیز
التماس دعآ
عزیزم ؛ تو که همیشه و با هر شرایط سخت و دشوار نورانیتتو نثار دیگران می کنی ، میشه بازم ما رو تنها نذاری؟! تو که همیشه قلبت واسه دین و ملت و ولایت و مملکت می تپه ، میشه به منم یاد بدی چجوری صدای ضربان قلب تپندتو در وجودم احساس کنم؟! تو که بارها و بارها گفتی باید ایستادگی کرد و نباید پا پس کشید ، میشه راه و روش قدم نهادن تو راه انسانیت و کمال رو با اون قدم های خوشگل و نازت و با اون نورانیت خاص بهم یاد بدی؟! تو که هنگام نغمه خوانیت زمین و آسمان باهات هم صدا میشن و باهات و برات تسبیح میگن و استغفار میکنن ، میشه به منم یاد بدی چجوری تسبیح بگم که خدا ازم راضی باشه؟!
.
.
.
فدات شم ، میدونم دیگه حتی قدم زدن هم واست سخت شده ولی چرا حالا؟! میدونم نغمه سرایی واست دشوار شده ولی چرا حالا؟! میدونم دست جوون گرفتن واست سخت شده ولی چرا حالا؟! میدونم مسجد رفتن واست دشوار شده ولی چرا حالا؟! میدونم حتی ایستادن هم واست سخت شده ولی چرا حالا؟! و خیلی میدونم های دیگه که نمیتونم بگم ...
.
.
.
حالا تو بگو!!
.
.
.
چرا نغمه های داوودیت مث قبل نیست؟!! چرا بیرون رفتن هات مث قبل نیست؟!! اصلا بهم بگو چرا خونه نشین شدی؟! نکنه میخوای صدای قار قار کلاغ سیاه خونتو بشنوی!! درسته کمتر راه میری ولی یادت نره خدا بهت دو تا بال داده که باهاش پرواز کنی!! پس پرواز کن که زیباترین نعمت خداوندی همون پروازه. ای کاش منم میتونستم پرواز کنم. آخه من که بال ندارم. فقط دو تا پا دارم که با چند متر قدم زدن خسته میشن.
.
.
.
میدونم بازم مث قبل جوابی ازت نمی شنوم و تو همیشه با فروتنی و وقار سکوت می کنی و چیزی نمیگی ولی من میگم. بازم میگم ؛
.
.
.
عزیزم خیلی دوست دارم.
التماس دعــآ
27 رجب المرجب ، سیزده سال پیش از هجرت ، سرآغاز وحی رسالی وجود مبارک پیامبر گرامی اسلام (علیه و علی آله آلاف التحیة والثناء) بود که قرآن کریم بواسطه جبرئیل امین (سلام الله علیه) بر قلب نازنین رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل گردید.
بسم الله الرحمن الرحیم. اقرأ باسم ربک الذی خلق. خلق الانسان من علقٍ. اقرأ و ربک الاکرم. الذی علم بالقلم. علم الانسان ما لم یعلم.
نزول دفعی قرآن کریم با آیات نخست سوره مبارکه علق بود ولی این آیات را نباید سوره اطلاق کرد و عنوان قرآن نداشته است!! درواقع اولین سوره ای که بر قلب نازنین پیامبر گرامی اسلام (علیه و علی آله آلاف التحیة والثناء) نازل شد ، سوره مبارکه حمد (فاتحة الکتاب) بود و آیات نخستین سوره مبارکه علق را نمی توان به یک سوره کامل نسبت داد. همچنین جبرئیل امین (سلام الله علیه) در کنار نزول آیات سوره مبارکه علق ، نماز و وضو را طبق آئین اسلام به نبی مکرم اسلام (علیه و علی آله آلاف التحیة والکرم) یاد داد. بنابر این می توان گفت ؛ قطعا سوره مبارکه حمد به طور کامل نازل شده است ؛ چرا که « لا صلوة الا بفاتحة الکتاب » ؛ هیچ نمازی بدون خواندن فاتحة الکتاب پذیرفته نیست. (1)
چیزی که وجود مبارک پیامبر گرامی اسلام (علیه و علی آله آلاف التحیة والثناء) را از سایر پیامبران اولوالعزم متمایز کرده است که « ولقد فضلنا بعضا النبیین علی بعض » ، همان قرآن کریم است. نبی مکرم اسلام (علیه و علی آله آلاف التحیة والثناء) به واسطه قرآن کریم به مردم درس خدا شناسی ، دینداری و کرامت انسانی داد و توانست بواسطه این مصحف شریف و عظیم ، وحدت را میان مسلمین پابرجا کند تا همواره در مقابل کفار و دشمنان اسلام ایستادگی کنند که ان حزب الله هم الغالبون.
امروز این قرآن ، امانتی است در اختیار ما. آقا رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) با هزاران مشقت و سختی و تحمل رنج ها و مصیبت ها آن را بواسطه امامان معصوم (علیهم السلام) بدون هیچ عیب و نقصی بدست ما رساند تا بتوانیم در دنیا و آخرت رستگار شویم و ما اکنون دو وظیفه در قبال آن داریم : 1- تلاوت کرده و به دستوراتش عمل کنیم 2- دیگران را نیز در مقام تلاوت و عمل به آن درآوریم. اگر چنین کردیم که طوبی لهم و حسن مئاب ؛ و اگر بی تفاوت از کنار آن گذشتیم که خدای سبحان عاقبت امر همه مان را ختم بخیر فرماید...
کسی که همیشه بدنبال فریبکاری و معصیت است ، معلوم می شود قرآن تلاوت نکرده است. کسی که همواره بدنبال تخریب و موقعیت طلبی و سوء استفاده از رفتار دیگران است ، معلوم می شود اهل قرآن نیست. کسی که ظاهر را آراسته کرده و باطن خویش را فراموش کرده است ، معلوم می شود با قرآن مأنوس نیست. کسی که در رفتار متقابلش بین محرم و نامحرم فرقی قائل نمی شود ، معلوم می شود که لا یمسه الا المطهرون. کسی که بخاطر حفظ جایگاه خود مایل است هر کسی را زیر پایش له کرده و بر علیهش کارشکنی کند ، معلوم می شود بهره ای از قرآن نبرده است ...
و خوش به سعادت کسانی که خالصانه و بدون هیچ چشم داشتی در راه خدا جهاد می کنند و اجر و مزدشان را فقط از خدای سبحان طلب می کنند که یقینا جایگاهشان در جوار صاحبان فضیلت و بزرگان دین است.
استاد بزرگوارم ؛ ابوی گرانقدر می فرمودند : در هر مسئولیت و پست و سمتی که قرار دارید ، یک کارتان معلمی قرآن باشد. این معلمی می تواند با تعلیم حتی یک حرف یا یک آیه از قرآن کریم در قالب تربیت و تعالی انسان ها صورت بگیرد.
مبعث نبی مکرم اسلام حضرت محمد ابن عبد الله (صلی الله علیه و آله وسلم) بر تمامی مسلمین جهان مبارک باد.
1. غوالی اللئالی ؛ ج 1 ، ص 196
التماس دعـآ
اساسا خدای سبحان به ازای هر ذره کار خیر انسان ها در دنیا و آخرت به او پاداش خیر عطا می فرماید. به انجام رساندن کار خیر نیز شیوه های خاص خود را دارد. برخی به واسطه احترام به والدین ، بعضی به واسطه رفع مشکلات مردم ، برخی در راستای ترویج ارزش های اسلامی و مانند آن...
از آنجا که خدای متعال در قرآن کریم از کوچکترین چیز به عنوان (ذره) نام برده است ؛ فلذا اگر کسی حتی به اندازه کوچکترین معیار سنجش قرآن کریم که همان ذره باشد ، کار خیری انجام بدهد پاداشش را ده برابر و شاید هم بسیار بیشتر خواهد دید و در مقابل اگر کسی کوچکترین ذره ای عمل شرورانه و به دور از کمالات انسانی انجام دهد جزای آن را به همان مقدار خواهد دید...
روز گذشته 13 خرداد 91 هنگام بازگشت از نماز جماعت ظهر و عصر ، دوستی به بنده گفت: چرا پیراهن مشکی بر تن کرده ای ؟ عرض کردم : بخاطر حضرت امام (ره). گفت: از ارتحال امام (ره) سالیان سال است که گذشته است!! گفتم : حضرت امام (ره) حق بزرگی بر گردن همه ما دارد. ایشان اسلام را در کشور و جهان احیا فرمودند و ما باید به یاد او باشیم و یادش را همواره زنده نگه بداریم. حتی اگر با بر تن کردن پیراهن مشکی برای ایشان باشد!! هرچند بنده معتقدم همین سیاه پوش شدن در مجالس عزای بزرگان می تواند خود ، ترویج ارزش باشد...
شب رحلت حضرت امام (ره) ، توفیق نماز جماعت مغرب و عشاء نصیب بنده شد. در حال و هوای خودم بودم که یکی از دوستان بسیار ارزشی و فداکارم بهم گفت : یادمان امام (ره) و شهداء روستای یانه سر می آیی ؟ اندکی فکر کردم. گفتم اگر خدا بخواهد مایلم در جمع باصفا و نورانی دوستان بزرگوارمان در یانه سر باشم. صبح روز 14 خرداد با موتور سیکلت حرکت کردیم به سمت یادمان و کسب فیض کردیم از سخنرانی بسیار زیبا ، پرمحتوا و شیوای حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای روانبخش ؛ از شاگردان برجسته حضرت علامه مصباح یزدی (حفظه الله).
مراسم معنوی و زیبایی بود. خدای متعال به بانیان این برنامه ارزشمند جزای خیر عنایت فرماید و قدومشان را همواره در مسیر ولایت مستحکم تر گرداند. بنده حضور در این مراسم باشکوه و کسب فیض از محضر مبارک این عالم ربانی را به برکت عنایت خدای سبحان نسبت به همان جمله و اعتقادی که روز گذشته بیان کرده بودم می دانم و خدای متعال را شاکرم که به ما توفیق بندگی عنایت فرمود. انشاءالله بتوانیم رهرو مناسبی برای راه امام شهدا و شهدای امام (ره) باشیم.
صلی الله علیک یا امیر المومنین یا علی ابن ابیطالب
التماس دعـــآ
همیشه از خودم می پرسم ؛ چطور می شود یک شبه ره هزاران شب را رفت و چطور می شود یک شبه به بسیاری از نعمات الهی دست یافت ؟! حقیقت مطلب اینجاست که می شود یک شبه ره نه تنها هزاران شب ، بلکه ره هزاران سال را رفت ولی این سیر تکامل نیازمند ظرفیت و تلاش انسان هاست و هرکسی نمی تواند به چنین موهبتی دست یابد !!
به نظر بنده بعضی زمان ها ، برخی مکان ها ، بعضی موقعیت ها و برخی نعمت ها را نباید به سادگی از دست داد. مثل شب قدر و یا شب عاشورا ، شب لیلة الرغائب و مانند آن و یا حضور در جوار بارگاه ملکوتی آقا اباعبدالله الحسین (سلام الله علیه) ، حضور در مسجد کوفه ، مسجد سهله و مانند آن و یا حضور در محضر علماء ، عرفا و اندیشمندان و امثالهم.
یکی از زمان هایی که می شود در آن ره چندین ساله رفت ، لیلة الرغائب است. لیلة الرغائب شب دعاست ، شب نیایش و شب رسیدن به معرفت الله است. مصادف شدن این شب با شهادت امام علی ابن محمد الهادی (سلام الله علیه) سخن های پنهانی را شامل می شود که بیان و درک آن نیاز به معرفت است. فقط این جمله را عرض کنم ؛ اگر می خواهید با سرعت نور به معرفت الله برسید از باب امام هادی (سلام الله علیه) وارد بشوید و حوائج خود را مطرح نمایید که قطعا نتیجه خواهید گرفت.
طبیعتا هرکسی برای خود و دیگران خواسته هایی دارد و چه خوب است این خواسته ها را پس از اعمال امشب در نیمه های شب از خدای سبحان طلب کند و انشاءالله جواب خواهد گرفت. ولی چه خواسته هایی بهترین درخواست ها از خداست بر می گردد به معرفت ، بصیرت و اعمال انسان ها که توانسته باشد ظرفیت طلب کردن چنین خواسته هایی را از خدای متعال طلب کند !! شاید بعضی دوستان آرزو داشته باشند که به درجات بالای معنوی دست یابند و یا به درجه رفیع شهادت نائل آیند ، برخی دیگر طلب کنند به موقعیت مناسب دنیوی و اخروی نائل آیند ، برخی دیگر پیشرفت در تحصیل و زندگی را از خدای متعال درخواست نمایند و مانند آن.
بنده ضمن اینکه عرض می کنم و عاجزانه درخواست می کنم از همه بزرگواران که در این شب باعظمت رهبر عزیزمان ، حضرت آقا مقام معظم رهبری و همچنین پدران و بخصوص مادران عزیز را فراموش نفرمایید ؛ دعا می کنم در این شب سراسر نورانی و پرخیر و برکت که خدای سبحان توفیق بدهد آدم بشویم و این آدم شدن زمینه ای بشود برای ظهور حجة ابن الحسن (سلام الله علیه) .
التماس دعآ

نعمت بزرگی که وجود مبارک حضرت امام خمینی (ره) را از سایر علما و بزرگان عصر خود متمایز کرده بود ، عرفان و حماسه امام (ره) بود. اصولا یک فرد می تواند یا به سمت عرفان گرایش پیدا کند و در آن ذوب بشود و یا به سمت حماسه برود و با دلیری و جوانمردی به مقصد کلمة الله حرکت کند ، ولی کمتر کسی پیدا می شود هر دو نعمت بزرگ را یکجا در خود داشته و حفظ نماید. حضرت امام (ره) یک عارف حماسه ساز بود که انقلابی بزرگ را پدید آورد و همین انقلاب انشاءالله بزودی زمینه ساز ظهور بقیة الله الاعظم امام عصر (ارواحنا فداه) خواهد شد.
در بعد عرفانی امام (ره) ؛ همین بس که همواره در دعاهایشان از خدای سبحان درخواست می کردند بخشی از عرفان امام سجاد (سلام الله علیه) را به او عطا کند که همینطور هم شد. امام (ره) در بحث خدا شناسی به درجه ای از شناخت رسیده بود که همه چیز را از خدا می دید ؛ حتی در شرایط بسیار دشوار و در اوج خفقان رژیم شاهنشاهی. فلذا کسی که همه چیز را از خدای سبحان ببیند ، دیگر ترس و اضطراب برای او معنایی پیدا نمی کند ، دیگر گناه و معصیت برای او مفهومی ندارد. او نورانی شده و تمام زندگیش غرق در وجود قادر متعال است. در روز دوازدهم بهمن 1357 هنگام برگشت حضرت امام (ره) از پاریس به میهن عزیز اسلامیمان ؛ از ایشان سوال کردند : آقا چه احساسی دارید ؟ فرمودند : هیچ چی!! درواقع این جمله قصار امام (ره) یک جمله عرفانی و پر از مفهوم و درس و عبرت است ، که بنیانگذار و رهبر انقلاب اسلامی ایران در اوج فعالیت سیاسی خود می گوید ؛ هیچ احساسی ندارم. مقصود امام (ره) از این عبارت همان مفهوم خدمتگزاری و وظیفه خالصانه است ؛ یعنی من فقط وظیفه ای که در محضر خدای سبحان دارم را به انجام می رسانم.
در بعد حماسی امام (ره) ؛ می توان به سخنرانی های امام و شفاف سازی ایشان علیه رژیم شاه اشاره کرد. علارقم شرایط بحرانی و کشتار بی رحمانه رژیم شاهنشاهی ، امام (ره) لحظه ای از اهداف اسلامی خود پا پس نکشید و لحظه ای هم درنگ نکرد. شجاعت امام (ره) زبانزد بود و کسی نمی توانست در مقابل ایشان بر خلاف شریعت اسلام سخنی بگوید و یا رفتاری غیراسلامی از خود بجا بگذارد. امام قاطع سخن می گفت و مقتدرانه رفتار می کرد و این عملکرد امام (ره) ناشی از قدرت معنوی ایشان بود.
شرایط حکومت در اوایل انقلاب بسیار دشوار بود ، ولی امام خمینی (ره) با درایت و تدبیری که داشتند مانند دوران حکومت نبی مکرم اسلام (علیه و علی آله آلاف التحیة والثناء) با سختی ها مبارزه کرده و اهداف اسلامی خود را در جامعه پیاده کردند. به نظر بنده شرایط دوران امام خمینی (ره) بسیار دشوار بود ولی شرایط دوره امام خامنه ای (حفظه الله) مانند شرایط دوره امام علی (سلام الله علیه) بسیار دشوارتر از شرایط دوره حضرت امام (ره) است ؛ چرا که در شرایط امام (ره) مبارزه در برابر چند دیکتاتور و گروهک بود ولی امروزه ملت اسلامی ایران عزیز باید در برابر صدها گروهک و صدها دیکتاتور و صدها دشمن قسم خورده ایستادگی کند و مهم تر اینکه در دوره مقام معظم رهبری چهره دوست و دشمن به سادگی قابل تشخیص نیست و این مسئله کار را بسیار دشوارتر خواهد کرد.
و ما ...
فرزندان زهرای مرضیه (سلام الله علیها) و رهرو راه آن بزرگ بت شکن انقلاب اسلامی ؛ روح الله الموسوی الخمینی (قدس) موظفیم ؛ امروزه با فکر و اندیشه مان ، با قلم و گفتارمان ، با اعمال و رفتارمان و با بصیرت و درایتمان لحظه ای رهبر و مقتدایمان را تنها نگذاریم و تا خون در رگ هایمان جاریست از ولایت و رهبری زمان و از این میهن و این انقلاب دفاع کنیم و پرچم این انقلاب را به دستان مبارک امام عصر (ارواحنا فداه) بسپاریم...
میلاد باسعادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و حضرت امام خمینی (ره) را به همه شیعیان جهان تبریک و تهنیت عرض می کنم .
التماس دعآ
بسم الله الرحمن الرحیم هذا ما اوصت به فاطمة(سلام الله علیها) بنت رسول الله(صلی الله علیه و آله) اوصت و هی تشهد أن لا إله إلا الله و أن محمد(صلی الله علیه و آله) عبده و رسوله و ان الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور
یا علی! انا فاطمة(سلام الله علیها) بنت محمد(صلی الله علیه و آله) زوجنی الله منک لاکون لک فی الدنیا و الآخرة انت أولی بی من غیری حنطنی غسلنی کفنی بالیل و صل علی و ادفنی بالیل و لا تعلم احدا و استودعک الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامة
صلی الله علیک یا فاطمة الزهرا (س)
التماس دعـــــآ
ادامه مطلب
هرکسی در زندگی خود آرزوهایی دارد و شاید هم هر لحظه یا هر ساعت یا هر روز و یا هر هفته و شاید هم هر سال آرزویی مخصوص در وجود خود دارد که امیدوار است روزی به تحقق بپیوندد. بعضی آرزوها بسیار بلند و دست نیافتنی هستند و در مقابل به بعضی آرزوها می توان دست یافت. بعضی آرزوها دنیوی هستند و بعضی آرزوها اخروی. به نظر بنده اگر کسی بخواهد به آرزوهایش دست پیدا کند باید مراحلی را طی کند که مجال بحث در این زمینه نیست. آرزوی داشتن زندگی سعادتمند ، آرزوی داشتن همسر و فرزندان صالح و پرفروغ ، آرزوی رفتن به سفرهای زیارتی ، آرزوی داشتن شغلی مناسب ، آرزوی بدست آوردن موقعیت مناسب اجتماعی و سیاسی و مانند آن . این آرزوها هم می توانند دنیوی باشند و هم اخروی !! ولی این ما هستیم که به این آرزوها سمت و سوق می دهیم و آینده مان را نیک و یا تباه می سازیم...
چند روز گذشته جمله ای به ایمیل شخصی بنده ارسال شد که در سال 91 چه آرزوی قرآنی دارید ؟ این سوال از وب سایت بزرگ قرآنی ایکا ؛ مرکز فعالیت های قرآنی جوانان کشور برای حقیر ارسال شده بود . بنده در پاسخ به این سوال زیبا و پرمعنا دو آرزوی قرآنی را بیان کردم که مهم ترین آن را عرض می کنم. ناگفته نماند چند ماه گذشته نیز طی مصاحبه ای با صدا و سیمای مرکز گلستان ، این آرزوی قرآنی را بیان کرده بودم که بنده آرزو می کنم روزی چنین توفیقی حاصل بشود قاری نوجوان و خوش صدای قرآن کریم محمد مهدی آهویی بتواند در محضر مبارک و نورانی مقام معظم رهبری به تلاوت قرآن بپردازد.

این آرزویی است که هر استادی می تواند نسبت به شاگردش داشته باشد و به چنین قاریان نوجوانی افتخار کند. نکته قابل توجه اینکه محمد مهدی آهویی درحال حاظر در سن 13 سالگی با چهار سبک قاریان مشهور جهان اسلام ؛ اساتید مصطفی اسماعیل ، عبدالباسط ، سعید مسلم و محمود شحات انور به تلاوت قرآن می پردازد و این یک شاهکار قرآنی است که نصیب بنده شده است.
بنده بخشی کوتاه از دو تلاوت زیبای ایشان را برای دانلود علاقه مندان در این پست قرار می دهم. تلاوت اول (تصویری) در اختتامیه جشنواره ملی فرهنگی و قرآنی قبله هفتم (سال 90) در میان انبوهی از جمعیت مشتاق مسجد جامع شهرستان بندرگز است که به سبک استاد محمود شحات انور انجام شده و بسیار زیبا و دیدنی است و تلاوت دوم (صوتی) در محفل باشکوه انس با قرآن کریم به سبک استاد عبدالباسط که انصافا تلاوت زیبایی است. علاقه مندان به ساحت مقدس قرآن کریم می توانند با ذکر یک صلوات این تلاوت های ارزشمند را دانلود نمایند.
دانلود تلاوت سوره های غاشیه و بلد
التماس دعــــآ
مرا ببخش اگر سلام یادم رفت ، به پیش پای تو آقا قیام یادم رفت ، مرا ببخش اگر دل به دیگری دادم ، غم حسین علیه السلام یادم رفت.
یا مُقلب القلوب والابصار ، یا مُدبر اللیل والنهار و یا مُحول الحول والاحوال ، حَول حالنا اِلی احسن الحال.
اللهم عجل لولیک الفرج ، والعافیة والنصر ، و مُن علینا بظهوره ، و جعلنا مِن اشیاعه و انصاره و اولیائه ، والمستشهدین بین یدیه.
التماس دعـــآ
بسیار کم اتفاق می افتد که بنده راجع چنین موضوعات پیچیده و عرفانی به ریز سخن بگویم. ولی از آنجا که چشم برزخی بی ربط به سیاست جامعه اسلامی ما نیست !! بنا بر درخواست دوستان توضیحاتی را هرچند مختصر در حد بضاعتم براساس نظریات شخصی خودم عرض می کنم. باشد که مورد رضای خدای سبحان قرار گیرد.
در حالت کلی چشم برزخی نعمت بزرگی است و شامل حال هرکسی نمی شود ؛ ولی بدست آوردن این چشم گرانبها چه لزومی دارد ، آن خود ، یک بحث دیگری است. اساسا علما و عرفای بزرگ ما بسیاری در گذشته و عده معدودی هم در زمان ما دارای این موهبت الهی بوده اند و هستند. به نظر بنده اگر کسی بخواهد به این نعمت خاص خداوندی برسد باید از راهش وارد شود و البته نیت و هدف نیز بسیار مهم و تأثیرگذار است و تا حدود زیادی تعیین کننده. بدست آوردن چشم برزخی برای خاص بودن و بلند پروازی و مانند آن محال است!! تنها در یک مورد است که انسان به چشم برزخی دست پیدا می کند و آن رسیدن به قرب الهی تحت لوای الطاف الهی است. یعنی انسان در جهت صحیح مسیر را طی کرده و برای رضای او که همان سعادت دنیا و آخرت است - براساس رحمتی که خدای سبحان دارد ، به این نعمت الهی دست پیدا می کند.
نخستین قدم برای رسیدن به چشمی که اعماق وجودی انسان و ماورای طبیعت را می بیند و نعمت های ندیده و نشنیده را به سادگی لمس می کند ؛ بدست آمدن صفتی است در وجود انسان به نام صفت حبابی !! یعنی انسان به جایی برسد که درون خود را از خود نبیند. وجود خود را از خود نبیند. زندگی خود را از خود نبیند. چنین صفتی می بایست در تمام وجود انسان طنین انداز شود. درواقع انسانی که می خواهد به نعمت های خاص الهی دسترسی پیدا کند باید خود را عبد او کند و لازمه عبد بودن ، بندگی کردن است و لازمه بندگی ، فروتنی در برابر اوست ؛ یعنی کف روی آب (حباب)!! یقینا کسی که در مقابل قدرت لا یزال الهی فروتن باشد - همواره خود را مطیع و فرمانبردار الهی می بیند و لازمه این کار نیز رجوع همیشگی به قرآن کریم و الهام گرفتن و پیروی محض از آیات نورانی آن است.
فلذا انسان تا به جایی می رسد فراموش می کند که چه کسی او را آفریده و به او نعمت داده و با فخرفروشی ، بلند پروازی ، خیانت و عجب و غرور ؛ صفت خود برتر بینی را در خود رواج می دهد و به ظاهر می شود اُباب ، یعنی آب پر ؛ یعنی به خود صفت خدایی می دهد ، در صورتی که اباب صفت خاص خداست و همتایی ندارد!! کسی که خود را آب پر می بیند ، چشم و گوش خود را از دست می دهد ، لذا طغیان می کند. چنین طغیانی هم در عالم سیاست و اجتماع پدید می آید و هم در عالم معنویت ؛ که در هر دو صورت کسی که زیان می بیند ؛ نخست خود آن فرد است و دوم حامیان و اطرافیان او. ولی چرا هیچ کدام از آنها نمی فهمند که در حال سوختن هستند ؟! چون قرآن کریم می فرماید چنین افرادی در دنیا در حال خواب سوخته اند و چون خوابند دردی را نیز احساس نمی کنند. تنها زمانی متوجه درد و عذاب می شوند که از خواب بیدار شوند و آن زمان ، زمان قبر و قیامت است. به عنوان مثال ؛ در عالم خواب ، چراغی شعله ور می شود. هم بخشی از بدن انسان را می سوزاند و هم خانه و کاشانه او را ؛ ولی چون خواب است نمی فهمد. زمانی از خواب بیدار می شود که کار از کار گذشته است.
حال انسان می خواهد در مسیر معنویت ، راه را اشتباه طی کند یا در مسیر سیاست و انتخابات و مانند آن یک عده به ظاهر ولایتمدار و مادی گرا و موقعیت طلب را به دور خود جمع کند ، تخلف آنچنانی کند ، رشوه را در دستور کار خود قرار دهد ، تابع محض ثروت و قدرت باشد ، میلیاردی هزینه کند ، بخرد ، بفروشد ، بسازد ، بزند ، بدهد ، بپاشد ، تهدید کند ، زور بگوید ، ببرد ، بخورد ، بفریبد ، برقصد و بخندد ، وعده دروغین و آنچنانی بدهد ، راه را بر دیگری ببندد ، از دیگران برای خود پله کان ترقی بسازد ، یک عده جوان بی نوا را خام کند ، نان قرض بدهد و عیاشی کند و خانه خدا را به تمسخر بگیرد ؛ چنین انسانی نه تنها هیچگونه چشمی ندارد بلکه مردود دنیا و آخرت است و هیچ جایگاهی در محضر خدای سبحان نخواهد داشت!!
پس نخستین و مهمترین قدم برای رسیدن به موهبت های بزرگ الهی ، کوچک شدن در برابر عظمت لایزال الهی است. مرحله بعد در تحقق چنین مسیر دشواری ، رسیدن به اصل مراقبه است ؛ یعنی انسان در تمام لحظات زندگی از درون خود محافظت کند که لازمه چنین کاری مراقبت ویژه از راه های نفوذ شیاطین در بیرون است. محافظت در خوردن و آشامیدن ، سخن گفتن ، گوش کردن ، همکاری و معاشرت کردن و در حالت کلی مراقبت و حفظ صفات زیبا و پسندیده انسانی و دوری از صفات زشت و ناپسند حیوانی. پس از توجه و بهره گیری از موارد فوق ، در طول یک سال 400 مرتبه در شب و 400 مرتبه در روز بصورت پیاپی در حالت سجود ذکر یونسیه را بخواند (لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین).
یکی از کسانی که به این نعمت بزرگ الهی دست پیدا کرده بود حضرت آیت الله بهجت (سلام الله علیه) بودند. ایشان پشت سر خود را نیز مشاهده می کردند و با مشاهده صورت و چشم دیگران سر مبارک خود را پایین می انداختند و سخنی نمی گفتند و همواره از خدای متعال طلب می کردند که این چشم را از من بگیر. البته در دوران ما انسان های بزرگی هستند که این نعمت و نعمت های بزرگ الهی دیگر شامل حالشان شده است که بنده اشاره ای به آن بزرگان نمی کنم. فقط عرض می کنم ؛ در حال حاظر بالاتر از چشم برزخی نعمتی است که در وجود عده قلیلی از مومنین جای گرفته است و آن نعمت بزرگ « بصیرت » است که در وجود مبارک رهبر معظم انقلاب ، بزرگ بصیر جهان اسلام موج می زند.
این نعمت زیبا ، معنوی و باعظمت ، عیدی بنده به شما در آستانه عید سعید نوروز . رهبر و مقتدایتان را تنها نگذارید.
التماس دعــآ
اینکه می گویند استخاره راه نجات ، صحیح است. چرا ؟ چون قرآن کریم حق محض است و هیچگاه اشتباه نمی کند. ولی آیا تنها راه نجات ، استخاره است ؟! خیر ؛ چرا که راه نجاتی عظیم در وجود خود انسانهاست و آن عقل و بصیرت است. انسان درصورتی که به یک ، دو راهی بیفتد و عقل او گنجایش هضم مسئله را نداشته باشد ، بهتر است به استخاره رجوع کند؛ البته با رعایت زمان و مکان و شرایط و موقعیت ...
روزی از روزها باتفاق دو نفر از دوستان مسجدی تصمیم گرفتیم مسیر زندگی مان را عوض کنیم. مسیری پرفیض و نورانی را انتخاب کردیم. طلبگی و دوران زیبا و معنوی بندگی. بعد چندین سال انتظار دوباره داغ دلم تازه شد که وارد حوزه علمیه شوم ؛ البته این بار باتفاق رفقا. ناگفته نماند در این سال های انتظار ، هرچه سعی کردم وارد حوزه بشوم بنا به دلایل عجیب و جالبی نشد که وارد دلایل خاص آن نمی شوم!!
بالاخره بعد مدتها تصمیم گرفتیم باتفاق رفقا وارد درس و بحث طلبگی بشویم. هرجا می رفتیم شرایط ورودی حوزه بهمون نمی خورد. آخرین مسیری که احتمال می دادیم بتوانیم وارد حوزه علمیه بشویم ، یک حوزه علمیه نسبتا خصوصی بود. حاج آقای ... ، مسئول محترم حوزه ما را دیدند و از ظاهرمان اظهار رضایت کردند و با چند تحقیق تلفنی گفتند بروید و جلسه بعد بیایید که رسما طلبه بشوید. ما هم خوشحال و مسرور که خدای متعال نظر لطفی به ما بندگان حقیرش کرده است.
نمی دانم چه شد. خواستیم خداحافظی کنیم و برگردیم که ناگهان یکی از رفقا ناغافل جمله ای از دهان مبارکش خارج شد که آقا جان ، حالا اگه ممکن است یک استخاره ای برای بنده بگیرید !! مسئول حوزه که سابقه جالبی در گرفتن استخاره داشت ، از دوست دیگرم پرسید : برای شما هم استخاره بگیرم ؟! ایشان هم ناغافل گفت : هرجور صلاح می دانید. مانعی ندارد ، برای من هم استخاره بگیرید. حاج آقا از من هم پرسیدند : برای شما هم استخاره بگیرم ؟! برایم سوال عجیبی بود. چون من خیلی مشتاق طلبگی بودم و نیاز به استخاره نداشتم. عرض کردم : خیر ؛ بنده استخاره نمی خواهم. حاج آقا گفت: بروید و صبح جمعه باهام تماس بگیرید!! صبح جمعه شد. تماس گرفتم. حاج آقا گفت: استخاره هر سه نفر شما بد آمد!! گفتم: من که استخاره نخواستم! ایشان گفتند : نمی شود، چون قرار بر استخاره شد باید برای شما هم استخاره می گرفتم!!
گفتیم: پس سه شنبه را هم استخاره بگیرید. گفتند: باشه. سه شنبه تماس گرفتیم. ایشان دوباره همان جمله قبل را تکرار گردند و گفتند : استخاره هر سه نفر شما بد آمد. گفتیم بی زحمت هفته بعد را هم استخاره بگیرید. گفتند : باشه. هفته بعد هم استخاره همه مان بد آمد. نکته جالب اینکه این روزها هر چقدر بر معنویتمان افزوده می شد نتیجه استخاره مان بدتر از قبل می شد. تصمیم گرفتم حضورا بروم محضر ایشان. دوستان که نیامدند. رفتم حوزه علمیه. گفتم : حاج آقا اولا که بنده استخاره نمی خواستم. حالا که می خواهید استخاره بگیرید ، محبت کنید تا آخر ماه برایم استخاره دیگری بگیرید. گفتند : باشه. چون بنده دیگر حال مساعدی نداشتم ، ماه بعد این بار رفقا تماس گرفتند. حاج آقا پاسخ جالبی به رفقا داد. بعد تماس رفقا ، دیدم دوستان غرق در خنده شدند. گفتم چی شده ؟! گفتند : حاج آقا گفتند در طول این ماه برای شما یک استخاره گرفتم بد آمد ؛ ولی برای آقای صیدآبادی هفته ای دو بار استخاره می گرفتم و تمام استخاره های ایشان بدون استثناء بد آمد!!
جالب تر اینجا بود که حاج آقا گفتند استخاره من برای این بود که شما را در این حوزه علمیه بگیرم یا نه و در مقابل بنده خود نیز با مشاهده چنین استخاره هایی برای خودم استخاره گرفته بودم که آیا وارد حوزه علمیه بشوم یا خیر ؛ که بسیار خوب درآمد!!
اشکم جاری شد. متوجه شدم که دیگر در حوزه علمیه جایگاهی ندارم ؛ درواقع توفیقات الهی شامل حال بنده نبود. شاید خدای سبحان می خواهد مرا در جایگاهی دیگر ببیند. از حاج آقا خداحافظی کردم و بعد مدت کوتاهی وارد دانشگاه شدم و پس از اتمام موفقیت آمیز دانشگاه ، ناخواسته وارد خدمت مقدس سربازی شدم که ماجرای سربازی انشاءالله در آینده ای نزدیک ...
ضمنا بنده قصد دارم در آستانه فرا رسیدن عید سعید نوروز عیدی خوبی به مشتاقان - دوستان و بازدیدکنندگان عزیز و گرانقدرم بدهم که انشاءالله بزودی محقق خواهد شد.
التماس دعــــآ
افتخار ما مسلمانان در سراسر ایران اسلامی اینست که در روزهایی مانند 22 بهمن در خیابان ها تجمع می کنیم و ضمن گرامیداشت یاد و خاطره پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و جانفشانی شهداء و رزمندگان عزیزمان، مشت محکمی بر دهان یاوه گویان و دشمنان این مرز و بوم می زنیم. این حضور یکی از بالاترین عبادت هاست که خدای سبحان توفیق آن را به ما بندگان حقیرش عنایت فرمود و ما نیز خدای متعال را من باب چنین نعمت بزرگی شاکریم.
به نظر بنده - آن عزیزی که در صحنه های سرنوشت ساز میهن اسلامی حضور حماسی دارد ، شعور حماسی نیز دارد ؛ چرا که چنین احساس مسئولیت و چنین حضوری نیازمند فکر و اندیشه باز و آزاد می باشد. طبیعتا چنین شعوری شامل حال هرکسی نمی شود!! لذا آن کسی که می گوید من را چه به شعار دادن و مرا چه به راهپیمایی ؛ چنین شخصی نه تنها شعور حماسی ندارد ، بلکه اصلا شخصیت او تاکنون شکل نگرفته است. این طرز تفکر که نشانگر بی مسئولیتی فرد می باشد ، بیانگر اینست که چنین شخصی خود را فرد می بیند و متصور است که اجتماع را تشکیل نمی دهد ؛ لذا در تصمیم گیری های جامعه نیز خود را دخیل ندانسته و هیچ اقدامی را صورت نمی دهد!!
ولی نکته جالب توجه اینجاست که چنین افرادی که البته تعدادشان نیز معدود است ، در صحنه های سرنوشت ساز مملکت اسلامی مانند انتخابات و یا راهپیمایی ها حضور کمرنگ دارند ، ولی متأسفانه در برخی صحنه های بسیار غم انگیز جامعه مانند فتنه 88 حضور پرشور دارند و این رفتار آنان ، نشانگر شخصیت شکل نگرفته انسان های جاهل و بی بصیرت است ؛ چرا که سخن درون را نمی شنوند و اصلا درونی برایشان وجود ندارد ؛ بالاجبار ، خواسته یا ناخواسته سخن بیرون را می شنوند و یقینا بیرون هم هر روز یک رنگی است!! و اینجاست که نقش پدران و مادران در تولید مثل فرزندان و تربیت اسلامی آنان مشخص می شود و البته از نقش بانیان دینی و فرهنگی جامعه نیز نباید گذشت که مسئولیتی دو چندان دارند...
بیست و دوم بهمن ماه ، سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران بر مسلمین جهان مبارک باد.
الله اکبر – خامنه ای رهبر
التماس دعـــآ

حینما تساقط شهدائنا واحدُ تلو آخر، کنا نَشُّمُ نسیم الکرامه من حدیقه الامام الخمینی و نتذکر کل کلماتکم المبارکه...هل تعلمون خصوصا فی البحرین.. هل تعلمون بانّنا فی موطن ابنائهو فی ارضهم غرباء.
احمد حسن خطاب به رهبر انقلاب گفت:
سلام ای فرزند رسول خدا...روح من و روح تمام این جوانان مقاومت فدای شما
وقتی که شهدای ما یکی پس از دیگری به روی زمین میافتند ، همگی بهره بردهاند از نسیم کرامت و عزت باغ امام خمینی(ره) و سخنان مبارک شما را ذکر میکنند.
آیا میدانید به ویژه در بحرین ...آیا میدانید که ما در سرزمین خود فرزندان غریبی هستیم.
نطق بسیار زیبا ، حماسی و معنوی احمد حسن حجیری ، جوان انقلابی بحرینی که در وصف احساسات پاک و انقلابی مردم بحرین و غربت جوانان و شهدای این انقلاب ابراز شده بود ؛ مرا به تحسین وا داشت که چند جمله ای را من باب وظیفه در آستانه دهه مبارک فجر بر قلم جاری نمایم ...
زمانی وجود مبارک حسین ابن علی (سلام الله علیه) می فرمود : اگر در کل زمین غریب و تنها بمانم و هیچ یاور و پناهگاهی نداشته باشم ، هرگز دست از مبارزه برنخواهم داشت. امروز نیز ما جوانان و رهروان راه آقا سیدالشهداء (سلام الله علیه) همان پیام و همان راه را ادامه خواهیم داد و می گوییم اگر ما جوانان در سرزمین خود غریب و تنها بمانیم ، هرگز ولی فقیه زمان را غریب نخواهیم گذاشت ، حتی اگر تمام تحریم های دنیا بر علیه نظام اسلامی شود و بخواهند ملت عزیز ایران را غریب جلوه دهند ، هرگز لحظه ای ولایت فقیه زمان را تنها نخواهیم گذاشت...
آن جوان بحرینی با نطق بسیار عمیق و حماسی خود به تمام جوانان دنیا فهماند که دفاع از ولایت مطلقه فقیه و دفاع از میهن اسلامی و دفاع از خون شهدای عزیز همواره در وجود ما جوان ها جاری است و تمام امت اسلام در سرتاسر دنیا حضرت آیة الله خامنه ای (حفظه الله) را رهبر و سرپرست حقیقی خود می دانند و از ایشان اطاعت پذیری می کنند.
ای امام عزیز، ای خمینی کبیر ، شاد و مسرور باش که امروز مملکت اسلامی ما در سایه و توجهات امام عصر (ارواحنا فداه) و رهبری مقتدرانه و حکیمانه مقام عظمای ولایت همواره در مسیری استوار و صحیح حرکت می کند و یقینا روزی خواهد رسید که پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران بر دستان منجی عالم بشریت (ارواحنا فداه) در این کشور اسلامی به احتزاز درخواهد آمد...
دوستان عزیز میتوانند با ذکر یک صلوات فیلم مربوطه را اینجا مشاهده کنند.
التماس دعـــآ

جمله زیبای علامه حسن زاده آملی (حفظه الله) که فرمودند : با همه باش و بی همه باش یک جمله کاملا عرفانی و حماسی است. جمله ای است که در آن هم روحیه عرفان و کلام و فلسفه و عبودیت یافت می شود و هم حماسه و ایثار و ازخودگذشتگی در آن موج می زند. اساسا با همه بودن کاری است بسیار دشوار و اینکه در کنار آن از همه دور باشی کار را برای انسان دشوارتر می کند.
درواقع اگر انسان فرق حباب و بشر را بداند می تواند به جمله عرفان و حماسه علامه حسن زاده آملی پی ببرد. فرق حباب و بشر اینست که بشر درونش پر و حباب درونش خالی است . لیکن چیزی که در درون انسان است و او را پرکرده و همه شئون انسان را گرفته و داخل انسان است ، انسان نیست بلکه چیز دیگری است . اگر روشن شد که او انسان نیست و چیز دیگری است ، انسان که حباب است و کف روی آب می داند آن چه درون اوست و او را پرکرده ، آن امانت است و باید این امانت را به صاحبش بسپارد تا بشود امین . خدای سبحان به انسان فرمود که تو هم مستأمنی و هم امینی و این امانت را سالم به مقصد برسان . اگر کسی تصور کرد که این امانت مال اوست می شود خائن و اگر باورش شد که این امانت مال خداست ، امینانه حفظ می کند ، صادقانه رفتار می کند ، به او ستم نمی کند.
درواقع اگر انسان خود را کف روی آب ببیند با همه می گردد ، با همه می سازد و با همه زندگی می کند ولی عاریت خود را از دست نمی دهد. در جایی دیگر اگر انسان درون خود را اباب ببیند ، یعنی آن چیزی که درونش را پر کرده او نیست ، او خداست ؛ بی همگی در او اثر می کند حتی اگر با تمام مردم عالم سروکار داشته باشد.
لذا اگر عالمی ، عارفی بگوید من را چه به سیاست جامعه اسلامی و من را چه به جهاد در راه خدا ، چنین شخصی نه تنها عالم و عارف نیست بلکه جاهل نیز هست ؛ چرا که خود را اباب دیده است نه حباب و چنین انسانی هرگز پیشرفتی در دنیا و آخرت ندارد. مثل چنین انسانی به اسبی می ماند که در آب رودخانه ایستاده و هیچ حرکتی نمی کند ؛ چرا که تصویر خود را در آب می بیند. یعنی به جای اینکه خود را حبابانه ببیند ، ابابانه می بیند. هنگامی این اسب از آب رودخانه رد می شود که آب رودخانه بر هم بخورد و اسب ، دیگر تصویر خود را در آن نبیند!!
در مقابل انسانی که علمی داشته و سیاستمدار خوبی باشد ولی ولایتمدار خوبی نباشد و تنها نام ولایت را برای بدست آوردن قدرت و منافع شخصی یدک بکشد ؛ چنین انسانی که از باب امامت و ولایت وارد نشده است می شود سارق!! به جای اینکه دین اسلام را یاری کند تیشه به ریشه دین می زند و چنین نمونه هایی را امروزه در برخی جوامع مشاهده می کنیم ...
التماس دعــــآ
آیت الله شهید دستغیب در کتابی با عنوان « معاد » به زیبایی تمام می نویسد : (مضمون فرمایش ایشان) قیامت بسیار متفاوت با دنیاست. راهها و گذرگاهها و شواهدی که در قیامت وجود دارد ، حاکی از آن است که قیامت بسیار فراتر از تصور ماست. درواقع در قیامت همه چیز اعم از انسان و حیوان و اشیاء جان دارد و همه سخن می گویند و به اعمال و رفتار و کردار انسان شهادت می دهند...
نه تنها عالم و آدم به اعمال انسان شهادت می دهند ، بلکه نیت و اعتقادات انسان نیز هویدا می شود ؛ چرا که قیامت حق محض است و جای هیچگونه شک و شبهه ای در آن وجود ندارد. برخی در مسیر قیامت در ظلمت به سر می برند و نیازمند اندکی نور الهی می باشند ولی نمی توانند به آن دست یابند. برخی مقداری از نورانیت را به همراه خود می آورند و تنها بخشی از مقابل خود را نورانی می کنند تا زمین نخورند و برخی نورانیت آنها بسیار زیاد است و دیگران نیز از آن بهره می گیرند.
کسی که قیامت خود را با ظلمت و تاریکی به سر می برد یقینا در دنیا نیز دل او تیره بوده ؛ لذا هیچ چشم و گوشی نیز در دنیا برایش وجود نداشته و راه را به بیراهه رفته است که چنین افرادی همان طاغوت و اولیاء طاغوت هستند و جایگاهشان اصحاب النار هم فیها خالدون است و چه بد جایگاهی است.
عده ای که در قیامت تنها بخشی از مقابل خود را روشن می کنند ، همان کسانی هستند که در دنیا اعمال نیک انجام می دادند ولی اعمالشان برای نجات خودشان بوده است که راه را گم نکنند. چنین افرادی در بهشت جایگاهی دارند.
عده ای نیز در قیامت نه تنها مقابل خود را روشن می کنند ؛ بلکه دیگران نیز از نورانیت عظیم آنها استفاده می کنند. اینها کسانی هستند که در دنیا نه تنها خود را به رستگاری رساندند ، بلکه دیگران را نیز به وادی هدایت رهنمون کردند ؛ که طوبی له و حسن مئاب.
اگر کسی در دنیا خوب باشد ، در قیامت چه غم دارد. اگر کسی در دنیا تقوا پیشه کند ، در قیامت چه دردی دارد. اگر کسی در دنیا مطیع فرمانبردار رهبری زمان باشد که در قیامت راه را گم نمی کند ؛ چرا که در دنیا نیز در مسیر هدایت بوده است.
در مقابل ، سردمداران کفر و آن کسانی که در روز عاشورای حسینی ، در عزای ارباب بی کفن سوت زدند و کف زدند و خندیدند و بر ضد ولایت ایستادند ، چنین کسانی نه تنها به وجود مبارک امام حسین (سلام الله علیه) اهانت کردند ، بلکه انسانیت خودشان را نیز زیر سوال بردند. در برابر چنین کسانی نه تنها در قیامت حاظرین و ناظرین بر صحنه شهادت می دهند ، بلکه در و دیوار نیز بر کردار زشت و ننگین آنها شهادت می دهند و اگر توبه نکنند و بر نگردند و بمیرند ، یقینا در فردای قیامت مواخذه سختی خواهند شد و چه بد جایگاهی است جایگاه دوزخ و بدتر از جایگاه دوزخ ، جایگاه دوری از خداست!!
آن کسانی که با اعمال زشتشان اشک مظلوم زمان حضرت آقا مقام معظم رهبری ، نائب به حق امام عصر (ارواحنا فداه) را جاری کردند ، که یقینا اشک امام زمانشان را نیز جاری کردند ، باید فردای قیامت پاسخگوی آن باشند ؛ هرچند در همین دنیا نیز سریعا پاسخ خود را گرفتند و 9 دی سال 88 پاسخ محکمی بود بر دهان یاوه گویان ، منافقین و دشمنان اسلام .
التماس دعـــآ
وجود مبارک سیدالشهداء (سلام الله علیه) روز نهم محرم مهلت خواست که مبارزه یک شب دیگر به تأخیر بیفتد. در واقع امام با این کار هم مهلتی دادند تا دشمنان مقداری بیندیشند و شاید هم برخی از آنان مانند حر برگردند و هم درس آموزنده ای به ما که برخی آداب و رفتار دینی را بیاموزیم...
شب عاشورا شد. امام حسین (سلام الله علیه) در میان افراد بنی هاشم و یاران خود جمله ای را فرمودند که تاکنون از بدو آفرینش تا به امروز هیچ معصومی و هیچ امامی بر زبان جاری نکرده بود و درواقع هیچ معصومی اجازه چنین پیشنهاد بی نظیری را نداشت. امام پس از ستایش خدای سبحان فرمودند: من اصحاب و یارانی بهتر از یاران خود ندیدم و اهل بیت و خاندانی باوفاتر و صدیق تر از اهل بیت خود سراغ ندارم. خداوند به همه شما جزای خیر دهد . سپس امام حسین (سلام الله علیه) بیعت خود را از یارانش گرفتند و به همه آنها اجازه دادند که در سیاهی شب به آبادی خود برگردند و جان خود را نجات دهند .
درواقع این پیشنهاد بی نظیر امام ، آزمایشی از سوی خدای متعال بود . ناگفته نماند در طول راه مدینه تا کربلا چنین پیشنهادی بارها از سوی امام حسین (سلام الله علیه) بیان شده بود و این آخرین پیشنهاد قبل از شهادت بود.
زنده باد به چنین یاران باوفا و صدیقی که در دشوارترین شرایط امام و ولی خود را تنها نگذاشتند. اولین کسی که پس از سخنرانی امام ، لب به سخن گشود حضرت اباالفضل العباس (سلام الله علیه) بود که عرضه داشت : لا أرنا الله ذلک أبدا؛ خدا چنین روزی را نیاورد که ما تو را بگذاریم و به سوی شهر خود برگردیم. سپس یاران یکی پس از دیگری لب به سخن گشودند ؛ از جمله فرزندان عقیل، مسلم ابن عوسجه، سعد ابن عبدالله و ...
جمله ای که برایم بسیار تحسین برانگیز بود ، پاسخ زهیر ابن قین بجلی به امام بود که عرضه داشت: یاابن رسول الله؛ فردا من را چند دفعه می کشند؟! امام حسین (سلام الله علیه) فرمود : یکبار. زهیر عرضه داشت : اگر هزار بار بدنم را قطعه قطعه کنند، سپس بدنم تبدیل به خاکستر شود و این خاکستر را باد ببرد ، من هرگز از شما جدا نخواهم شد.
دیگری می گفت: حسین جان ؛ اگر مرا در میان این همه کوه و تپه و قله در کره زمین بدوانند ، هرگز دست از تو بر نمیدارم. حبیب ابن مظاهر ، پیرترین یار امام عرضه داشت : حسین جان؛ ما اگر لحظه ای دست از تو برداریم ، بعد تو حتی یک پلک هم بزنیم برایمان گناه کبیره محسوب می شود...
جملات زیبا ، معنوی و عرفانی امام حسین (سلام الله علیه) و یاران صدیق و باوفایش ، آن هم با لحن و حالتی وصف نشدنی که بیانش در وسع بنده نیست ، دارای درس ها و پیام های بسیاری است که نیاز به تفکر و مطالعه عمیق دارد...
عاشورا همیشه خواهد بود و تا اسلام زنده است عاشورا زنده است . اطاعت محض از ولی زمان ، در جهت زنده نگه داشتن اسلام ، آن هم در شرایط بسیار سخت و دشوار ، چیزی نیست که به سادگی بشود از آن گذشت .
امروزه باید مراقب باشیم . ما هم همواره در آزمایش الهی به سر می بریم. نکند حادثه کربلا بار دیگر فرا برسد و خدای نکرده عده ای در برابر ولی مطلق زمان بایستند و سد راه اسلام و مسلمین شوند!! امروزه ما موظفیم و مسئولیم در قبال خون به ناحق ریخته شهدای کربلا و همینطور شهدای انقلابمان از ولایت و رهبری زمان ، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (حفظه الله) دفاع کنیم و مطیع و فرمانبردار ایشان باشیم تا دیگر حادثه کربلا بوجود نیاید که عده ای یخرجون من دون الله افواجا ...
التماس دعـــــآ
چه زیبا می گفت دوست خوبم ، طلبه بافضیلت ، کربلایی عبدالحسین قندهاری یادگار شهید ابوالحسن قندهاری در سخنانی که در دهه اول محرم امسال در هیئت یاحسین (ع) بندرگز داشتند . ایشان می گفتند هر چقدر گناه کردید ، هر چقدر از خدا دور شدید ، برگردید که خداوند توبه پذیر و مهربانست ؛ چرا که بزرگترین گناهتان به بزرگترین گناه که حر انجام داد نمی رسد. بزرگترین گناه بستن راه به روی ولی خداست که حر در کربلا انجام داد و برگشت.
جمله ای را هم از حجت الاسلام والمسلمین فاطمی نیا عرض می کنم که می فرمود : دهه اول محرم دهه بسیار باعظمتی است. دهه ای است که حر به یکباره برگشت و راه سعادت را پیدا کرد.
نتیجه : پس ما هم هر چقدر گنهکار و طغیانگر باشیم می توانیم برگردیم و بهترین زمان برای بازگشت ما ، دهه اول محرم و شب عاشورای ابی عبدالله الحسین (سلام الله علیه) است.
شب عاشورا ؛ شب دعاست . شب تضرع و زاری است . شب عبادت و مناجات با خدا و شب تلاوت قرآن است. بیاییم در این شب قدر ، قدر این شب باعظمت و بافضیلت را بدانیم. یادش بخیر سال گذشته در چنین شب هایی بود که باتفاق دوستان خوب و بزرگوارم کربلایی علی اصغر، کربلایی علیرضا و کربلایی عباس عازم کربلای حسین (سلام الله علیه) بودیم و الآن در حسرت کربلای ارباب به سر می بریم.
در این لحظات شریف و مقدس و باعظمت دعا می کنم خدای سبحان بار دیگر به زودی زود سفر کربلای آقا ابی عبدالله الحسین (سلام الله علیه) را نصیب همه مان بفرماید و بتوانیم با بصیرت و با شناخت و معرفت و معنویت ؛ آقا و اربابمان را زیارت کنیم.
صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین المظلوم العطشان الغریب بکربلاء
التماس دعـــآ
امشب عید امامت و ولایت ، عید غدیر خم است. عیدی که افضل اعیاد است. هرچه فکر کردم که برای امشب چه بنویسم چیزی به یادم نیامد که بتوانم با این قلم ضعیف و ناقص و ناتوانم جملاتی در وصف آقا امیرالمومنین امام علی ابن ابیطالب (سلام الله علیه) بنویسم ؛ ولی تنها جمله ای که در ذهن بنده جاریست جمله ایست مبارک از آقا امیرالمومنین (سلام الله علیه) که فرمودند : کونوا فی الناس کالنحلة فی الطیر؛ در میان مردمان همچون زنبور عسل در بین پرندگان باشید .
سوال : چرا امام علی (سلام الله علیه) از زنبور عسل در الگوپذیری ما مثال زدند ؟!
در پاسخ به این سوال باید سیری در وجود زنبور عسل داشته باشیم و کندوکاو نماییم که چرا زنبور عسل ...؟!
زنبوران عسل دو ویژگی بارز و مهم دارند: یکی اینکه خود را تسلیم امر ملکه ساختهاند و به اطاعت و خدمت او همت گماردهاند و در پرتو این تسلیم و اطاعت راستین، قلبشان از عشق به ملکه جمیل خود لبریز گشته است؛ و دیگر آنکه غذایشان تنها شهد گلهای معطر و مطهری است که از هرگونه ناپاکی مبرا باشد. اگر زنبوری از گلی بنوشد که رایحه پلیدی از آن به مشام برسد، زنبوران دیگر در پرتو ارادت و اطاعت نسبت به ملکه، او را از میان برداشته و از ماوای خویشتن خارج مینمایند. هرچند در طبیعت گل های گوناگونی یافت میشود، اما زنبوران عسل فقط برگلهایی مینشینند که شهد آن طیب و خوشبو باشد. به واسطه همین زنبوران مطیع و عاشق است که کندو ملکه مملو از عسل مصفا میگردد که شفابخش جان بیماران و دردمندان است.
راهیان صراط مستقیم نیز که در حصن حصین ملکه جمیل مومنین، علی(ع)، رحل اقامت افکندهاند، سزوار است نسبت به ملکه ملیک اریکه ولایت، پیرو و مطیعی صادق بوده از رهگذر این اطاعت، دست محبت بر عروة وثقای عشقش درآویزند و حلقه ارادت دل را در محل قدس ولایتش آویخته سازند. زیرا آن دم که شیعه پاکباخته و سالک دلباخته ظاهرش به طاعت و بندگی نورانی شود باطنش به فروغ عشق به خدای رحمان منور شده تابش حب و شیفتگی، مایه گشایش روزنه قلب او بر روی معارف مکنون رحیمیگردیده و دیده روحش به مشاهدت جمال دلانگیز حضرت حق مفتخر می گردد.
اگر در سوره نحل، قرآن کریم به زندگی اسرارآمیز زنبور عسل اشاره فرموده و مامن آنان را سینه کوهساران و فراز درختان دانسته و محصول وجودشان را شراب شفابخش و مصفای عسل معرفی میفرماید، همه در سایه پیروی و اطاعت آنان از ملکه خود و بهرهجویی از شهد گلهای مطهر و معطر میباشد. از این رو شایسته است شیعیان و پیروان و عاشقان راستین ملکه ولایت به حکام آیه «فلینظر الانسان الی طعامه» (۵) پس باید که انسان به غذای خویش نظر کند.» در طعام خرد و اندیشه و غذای روح و جان خویشتن به دیده بصیرت و توجه بنگرند تا معطر به عطر خوش اخلاص و بندگی و مطهر به طهارت عشق شده و از شائبه هرگونه پلیدی منزه شوند و همان طور که زنبوران مطیع و عاشق، مامن ملکه را انباشته از عسل می سازند، آنان نیز مایه عظمت و فرازندگی و عزت ملکه خود را فراهم کنند.
و شاید ده ها صفات و ویژگی هایی در زندگی زنبور عسل وجود دارد که انسان می بایست در آن تفکر کرده و در زندگی خود عملی نماید. وجود مبارک علی ابن ابیطالب (سلام الله علیه) که جان عالم به فدایش ، همواره مردم را به تفکر و عمل به دستورات الهی دعوت می کرد ؛ همچنان که آقا رسول الله (علیه آلاف التحیة والثناء) اینگونه بودند.
ما نیز در عصر غیبت می بایست تفکر کنیم به اینکه آیا پیرو واقعی آقا امیرالمومنین (سلام الله علیه) هستیم یا خیر ؟! امام علی (سلام الله علیه) ، امام مومنین بود. امام متقین بود. امام عارفین بود ؛ امام سارقین نبود ، امام کافرین نبود ، امام مشرکین نبود. لذا می بایست تفکر کرد به اینکه چگونه می توانیم خود را به اوصاف گرانبهای آقا امیرالمومنین (سلام الله علیه) نزدیک کنیم و چگونه می توانیم مومن و متقی حقیقی باشیم که در سیطره ولایت امیرالمومنین قرار بگیریم ؟!
به نظر بنده بهترین عمل در شب عید غدیر خم تفکر است و اینکه بتوانیم مسیر جدید و تازه ای را برای سعادت دنیا و آخرت خود و دیگران باز کنیم و لازمه آن پیروی محض از ولی مطلقه فقیه زمان حضرت آقا مقام معظم رهبری است. اگر پیامبر گرامی اسلام (ص) در غدیر خم دستان مبارک حضرت علی (ع) را به نشانه ولایت و امامت بالا گرفتند ، در دوران انقلاب اسلامی هم حضرت امام (ره) ، مقام معظم رهبری را به عنوان سکان دار انقلاب اسلامی معرفی کردند و این همان ولایت علی ابن ابیطالب (سلام الله علیه) است.
سزاوار است در این شب فرخنده مومنین - پدران و مادران عزیز ، دلسوز و مهربان را نیز فراموش نفرمایند.
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی ابن ابیطالب (سلام الله علیه).
التماس دعـــآ

چیزی که از صدر اسلام تا به الآن همواره برای جوامع اسلامی خطرساز و مشکل آفرین بوده است کلمه ای است به نام فتنه . از چنین عمل ناشایستی در قرآن کریم به گناهی شدیدتر از قتل یاد شده است . براساس آیات قرآن کریم و روایات معصومین (علیهم السلام) ، فتنه و فتنه گری در جوامع اسلامی موجب نابودی جوامع و انسانها می شود که ممکن است زیان های جبران ناپذیری بوجود آورد .
یکی از مهمترین و خطرناک ترین فتنه های دهه اخیر بروز فتنه 88 بود که خوشبختانه با تدبیر رهبری نظام و حضور به موقع مردم و خادمین به نظام در صحنه های مبارزه با فتنه گران و آشوب گران ، جامعه اسلامی ما از شر دشمنان داخلی و خارجی محفوظ ماند .
بنده می خواهم مقداری در این زمینه ریشه یابی کنم که این فتنه هولناک چه عواملی داشت و آیا اکنون نیز دچار فتنه هستیم یا خیر ؟! به عقیده بنده فتنه 88 چهار عامل مهم داشت که شرایط را برای جامعه اسلامی ما دشوار کرده بود :
*وجود عناصر قدرت طلب سکولار ؛ عناصری که قدرت را می خواهند ولی دینی فکر نمی کنند . آنان بر این عقیده بودند یا رأی می آوریم یا اگر رأی نیاوردیم می گوییم تقلب !! که متأسفانه همینطور هم شد .
*اراده بسیار قوی دشمنان داخلی و خارجی مبنی بر براندازی نظام ؛ براندازی با جنگ نرم ، تهاجم فرهنگی و مانند آن که کماکان نیز ادامه دارد .
*وجود حفره های امنیتی – فرهنگی و سیاسی کشور ؛ نیروهای امنیتی همکاری لازم را نداشتند . مسئولین فرهنگی می بایست برای جمع آوری اغتشاشات برنامه ریزی می کردند ولی متأسفانه اینگونه نشد . مسئولین سیاسی بجز چند نفر در رأس امور ابتکار عمل سیاسی از خود بروز ندادند و ...
حفره های فرهنگی و سیاسی از دوره اصلاحات رخ داد و ادامه دار نیز بود که از برنامه ریزی های آقایان حجاریان ، تاج زاده و جلائی پور بود که یکی از آن آنها طرحی بود مبنی بر تعدیل نیرو ؛ یعنی نیروهای حزب الهی بر مبنای پیر و فرسوده بودن را با راهکارهای مختلف تشویق ، پاداش و ... کنار گذاشته و نیروهای سکولار را جایگزین آن کنند . ضعف رسانه ها در بخش فرهنگ و سیاست بسیار ضعیف بود و حتی گاهی اوقات پخش برنامه هایی بی اساس و نابهنجار با تفکرات طاغوتی موجب تشدید ایجاد حفره های فرهنگی و سیاسی می شد .
(حتی معضلات فرهنگی بیخ گوش ما در استان گلستان در همین چند وقت اخیر در یکی از نمایشگاه های مصلای شهر گرگان به چشم می خورد که کتابی را به نمایش گذاشته بودند از آقای صادق هدایت بدون سانسور که دقیقا در آن مجامعت با مرده و امثال چنین مطالبی عنوان شده و بسیار تحریک آمیز و مخرب بود !!)
*بروز انتخابات ؛ شیرینی انتخابات با حضور حداکثری مردم ناگهان با یک طرفند قوی که تقلب صورت گرفت را تبدیل کردند به تلخی بدتر از زهر که چنین شایعه ای در سراسر جهان پیچید و برای جهانیان ذهنیت ایجاد کرد . دشمن با این کار از نقطه قوت ما سوء استفاده کرده بود .
در حال حاظر نیز ما دچار فتنه هستیم و باید بسیار مراقب باشیم . دشمن از هر فرصتی برای کم رنگ کردن اسلام استفاده می کند . پس از جریان انحرافی ما دچار فتنه ای دیگر شده ایم و آن اینکه ماجرای اختلاس ، قبل از انتخابات مجلس رو شد و این خود ، یک فتنه است !! یعنی دشمن با این کار می خواهد بگوید این الگوهای شما که برایشان سر می شکنید و برایشان پای صندوق های رأی می آیید ، خودشان دزدند و شما می خواهید رأی بدهید که چند تا دزد روی کار بیایند ؟! و با این طرفند هم می خواهند حضور مردم را در پای صندوق های رأی کمرنگ کنند و هم آرای خود را بالا ببرند و مهمتر اینکه صحت انتخابات را بار دیگر زیر سوال ببرند !!
دشمن آنقدر قوی درحال فعالیت است که آقای رحیم مشائی در جملات خود می گوید : ما 900 نفر را ساختیم که وارد مجلس کنیم . شورای نگهبان حداکثر بتواند دو سوم آنها را مهار کند و ما قطعا یک سوم آنها را به مجلس می فرستیم !!
لازم به ذکر است تمام این جریانات مانند زنجیر به هم متصلند و تمامی دشمنان اسلام چشم به انتخابات مهم اسفند ماه 90 دوخته اند تا بتوانند اهداف شوم خود را در مملکت اسلامی پیاده کنند .
مهمترین طرفندهای دشمن پس از جریان انحرافی اینکه ؛ آنها معتقدند تا ما را عقب نکشانند جهان همچنان متلاطم است و در سیستم فرهنگی و سیاسی کشور همچنان در حال ایجاد کردن حفره های عمیقی هستند ولی در سیستم امنیتی نمی توانند !! و مهمترین برنامه ریزی آنها اینکه اگر رأی آوردند که هیچ ، اگر رأی نیاوردند میتینگ سیاسی ایجاد کنند و بر علیه نظام ، انقلاب ، رهبری ، سپاه و شورای نگهبان شورش می کنند و معتقدند در چنین شرایطی تا نظام را جمع کنند مملکت را به هم می ریزیم و یقینا یکی از شیوه های آنان مشارکت اعتراض آمیز است !!
فراموش نکنیم که دشمن از دین برای زدن ریشه دین استفاده می کند !!
التماس دعــآ
بسم الله الرحمن الرحیم
و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شیء قدرا .
به نظر بنده اگر کسی با تمام وجود به این نتیجه برسد که باید در تمامی کارها به خدا توکل کند و این را در عمل و در اعتقاداتش پیاده کند ؛ می شود طوبی له و حسن مئاب .
مسیر الهی مسیر هدایت است . مسیر نور است . مسیر زندگی است . مسیر انسانیت است . مسیر کمال است ؛ لذا تنها کسی در این مسیر می تواند قرار گیرد که با تمام وجود به خدای سبحان توکل کند و از او کمک بخواهد.
خدای متعال فرموده است اُدعونی اَستجب لکم ؛ بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را . این اجابت خدای متعال تنها در همین مسیر توکل صورت می گیرد و در غیر اینصورت بی فایده و مردود است .
نکته ای که در این مسیر حائز اهمیت است اینکه در زندگی انسان ، گاهی اوقات شیطان کاری می کند که انسان فراموش کند خدایی وجود دارد و متأسفانه توکلش به سمت غیر خدا پیش می رود ؛ یعنی همان ماجرای « اَنسانیه الشیطان » پیش می آید که ماهی بریان راهی دریا می شود و ما غافل از چنین حقیقتی !! این فراموشی موجب می شود انسان ضربه سختی بخورد و تا بخواهد خود را جمع و جور کند زمان می برد . درواقع مفهوم توکل در چنین موقعیتی کمرنگ می شود و انسان دیر به نتیجه می رسد .
کسی که با تمام وجود به خدای متعال توکل می کند و از او کمک می خواهد ، ترس و اضطراب برای او معنا و مفهومی ندارد . کسی که به خدای متعال توکل می کند و از او کمک می خواهد ، از سختی و رنج زندگی نمی هراسد و بدنبال گشایش کار پیش می رود . کسی که با تمام وجود به خدای متعال توکل می کند و از او کمک می خواهد ، همیشه خدا را حاظر و ناظر بر اعمال خود می بیند ؛ لذا چنین فردی همواره بر این باور است که ؛ هر چه از دوست رسد نیکوست !!
باید بر خدای سبحان توکل کرد و از او کمک خواست ؛ بخصوص در نیمه های شب و در مناجات و نوافل شب می توان به این مهم دست یافت ؛ ولی این دلیل بر این نمی شود که بگوییم خدایا به امید تو و دست روی دست بگذاریم و زمانه بگذرد ، بلکه باید بدنبال هدف پیش رفت و زمینه را مهیا ساخت و منتظر عنایت خدای متعال بود .
و چه زیباست مشاهده عنایت خداوند پس از پیروزی در امتحان بزرگ و به ثمر نشستن مفهوم توکل بر زندگی انسان که یقینا سعادت و رستگاری دنیا و آخرت را در پی خواهد داشت ...
التماس دعـــــــآ
برخی اعضای فیس بوک که در ماههای گذشته تلاش زیادی برای فراخوان مردم از طریق این پایگاه خبری انجام دادهاند یکبار دیگر با عدم استقبال مردم مواجه شدند.
این گروه که پیش از این با فراخوان وسیع خود ماجرای تحقیرآمیز پارک آب و آتش تهران را ایجاد کردند اینبار هم قصد داشتند در برخی از شهرهای کشور طی فراخوان مردم تجمعاتی را برگزار کنند که با ناکامی شدید مواجه شدند.
گزارشات میدانی خبرنگاران حاکی است با وجود تبلیغات فیس بوکی برای آغاز دوباره آبپاشی در برخی پارکها دعوتکنندگان این مراسم با توجه به عدم استقبال مردم فورا محل قرار را ترک کردند.
التماس دعـــــآ
انسان علارقم اينكه اشرف مخلوقات است ، بسيار ناتوان نيز هست و اين چيزي است كه خداي سبحان در وجود انسان قرار داده است كه همواره آفريدگارش را فراموش نكند . به عقيده بنده انسان ها چند دسته اند : برخي بسيار توانا هستند و در عين توانايي و قدرت فروتن و خداترس مي باشند . برخي ناتوانند و در عين ناتواني كارهاي بزرگي انجام مي دهند و از ديگران دستگيري مي كنند . برخي ظاهرا توانا هستند و صاحب قدرت و در اوج قدرت بر ديگران مي تازند و تنها خود و موقعيتش را مي بيند و ...
وجود مبارك حضرت علي (سلام الله عليه) انساني توانا و مقتدر بود و علارقم اقتدار ، از يتيمان و زيردستان دستگيري مي كرد و نمي گذاشت حتي كوچكترين و كمترين سختي به آنان برسد . اگر مي مي خواهيم رهرو علي (سلام الله عليه) باشيم بايد سيره آن مرد بزرگ را سرلوحه كارمان قرار دهيم ؛ نه اينكه در اوج قدرت به ديگران بتازيم و بخواهيم همه را له كنيم و جلو ديگران خودي نشان دهيم كه ما اينقدر توانايي داريم و اين كارهاي بزرگ را انجام داده ايم و با اين رفتارها بدنبال منافع شخصي و اجتماعي و مانند آن باشيم .
ما انسان ها آنقدر ناتوان هستيم كه اگر مگسي چيزي از ما بگيرد قادر به پس گرفتن آن نيستيم !! انساني كه حتي چنين توانايي و قدرتي را ندارد چطور مي تواند بلند پروازي كند و با رفتار خود بخواهد به ديگران بفهماند كه من اينچنين هستم و ...
لذا بنده به عنوان كوچكترين و ضعيف ترين فرد روي اين كره خاكي براساس روايت امام صادق (سلام الله عليه) عرض مي كنم ؛ بعد از ايمان به خدا بزرگترين و بافضيلت ترين اعمال نزد خداي متعال شاد كردن دل مؤمن است . اگر كسي مي خواهد خداي سبحان او را بزرگ و عزيز و مقتدر نمايد سعي كند دل ديگران را شاد نمايد ؛ با رفتار خود ، با كردار خود ، با گفتار خود و با عملكرد خود ؛ به هرنحوي كه مي تواند دل مؤمنين را شاد نمايد كه اين كار نزد خداي سبحان مقبول قرار خواهد گرفت .
بنده صراحتا عرض مي كنم اگر كسي پيدا بشود و در هر جايگاهي و در هر سمتي بخواهد در اوج توانايي و قدرت براساس ميل شخصي به كسي ستم كند و خود را بالاتر از ديگران ببيند ، يقينا خداي سبحان پاسخ محكمي به چنين افرادي خواهد داد و اين وعده خداوند است به كساني كه نافرماني مي كنند و براساس غفلت ، خدا را فراموش كرده و فريب دسيسه هاي شياطين را خورده و آنان را قرين و يار خود قرار مي دهند و فراموش نكنيم خداي سبحان از رگ گردن به انسان ها نزديك تر است و از تمامي اعمال و نيات انسان ها باخبر بوده و سخنان پنهاني آنها را مي شنود و يقينا پاسخ خواهد داد .
دعا مي كنم در اين روزهاي حزن و اندوه و در اين شب هاي باعظمت خداي سبحان عاقبت همه ما را ختم بخير كند و اميدوارم تا دير نشده همه مان برگرديم به سمت چيزي كه امروزه در جامعه ما كم مشاهده مي شود و آن صبغة الله است يعني « رنگ خدايي » ، كه اگر جامعه ما ، رفتار و كردار ما ، رنگ خدايي به خود بگيرد ديگر هيچ مشكلي پيش نخواهد آمد و آن خداست كه روزي دهنده بندگان است ...
التماس دعـــــآ
نيمه شب جمعه اول ماه مبارك رمضان با زباني كوتاه و قلبي مالامال از اندوه و رواني سرشار از استرس و اضطراب قلمي به دست گرفته و نامه اي به يگانه معبود و يگانه معشوق عالميان مي نويسم . باشد كه به زودي زود پاسخم را بدهد كه اليس الله بقريب و اليس الله بكاف عبده انشاء الله .
اي خدايي كه همواره از احوال بندگانت آگاهي و در تمامي شرايط و اوضاع زندگي يار و نگهبان او هستي . اي خدايي كه هميشه غمخوار و دلسوز يتيمان و بي نواياني . اي خدايي كه در لحظه لحظه زندگي از بندگانت غافل نمي شوي . اي خدايي كه همواره يادي از مقربان درگاهت مي كني و به وجود آنان مي بالي . اي خدايي كه روسياهان را از درگاهت نمي راني و مأيوسشان نمي كني . اي خدايي كه در لحظات سخت و دشوار زندگي دل هاي بندگان مخلصت را محكم مي كني و به آنان اميد مي دهي . اي خدايي كه روزي دهنده اي و نعمات به دست تو بخشيده مي شود و اي خدايي كه هرچه بخواهي انجام مي دهي و عنايتت به بندگانت فراوان است ؛
پاك و منزهي ، در اين لحظات حساس و دشوار دست بنده حقير و یتیمت را هم بگير كه اگر لحظه اي رهايش كني نابود خواهد شد و اگر تو يار و غمخوارش باشي ، هيچ قدرتي توان مقابله با تو را نخواهد داشت .
بارالها ؛ در اين شرايط بحراني و حساس به عنايت و كرم و بخشش تو نياز دارم . دستم را بگير و لحظه اي رهايم مكن ... در انتظار عنايت و بخشش تو خواهم ماند ؛ ولي چه كنم كه : و اذا مسكم الضر في البحر ضل من تدعوه الا اياه فلما نجيكم الي البر اعرضتم و كان الانسان كفورا ...
التماس دعـــــآ














